مداخلات غیر داروئی در درمان اعتیاد و کمک به سو مصرف کنندگان مواد مخدر و محرک
امروز مادر مسعود ، پسر ۲۵ ساله ای که مبتلا به اسکیزوفرنیه و متاسفانه  حدود ۳ سال هم کراک  مصرف داشته،  اومده بود برای مشاوره ، با کلی نگرانی از اینکه چند نفر بهش گفتن چرا پسرت رو متادونی کردی ، متادون از مواد بدتر هست و از این جور حرفای نادرست ....

از مادر مسعود پرسیدم این آدمها چه تخصصی داشتن، کجا کار میکردند و مدرک تحصیلیشون چیه ؟ در جواب گفت تخصص و مدرک تحصیلی ندارند فقط تجربه اعتیاد داشتند ..

متاسف شدم از اینکه به خودمون اجازه میدیم در هر کار و هر مسئله دخالت کنیم  مخصوصا در مورد درمان و دارو ..... و  بدون هیچ تخصصی نظر تخصصی میدیم و از پیامد چنین بیاناتی غافل هستیم .

متادون و سایر داروهای نگهدارند به واسطه از بین بردن ولع مصرف و ایجاد ثبات ، انقلابی در درمان اعتیاد بوجود آوردند ( در همه افراد معتاد چه دارای اختلال روانی  و چه بدون اختلال روانی ) . حالا در نظر بگیرید بیماری که سابقه اسکیزوفرنی یا سایر اختلالات روانی رو داره مصرف هر گونه ماده ای ولو به میزان کم باعث تشدید بیماری و حتی وخامت حال او خواهد شد و چنانچه دارویی مثل متادون که بسیار ایمن است بتواند باعث عدم مصرف شود و وسوسه بیمار را از بین ببرد حتی اگر در بیمار وابستگی ایجاد کند ،اهمیتی ندارد زیرا فواید استفاده از آن به مضرات بسیار کمش برتری دارد .

 


برچسب‌ها: متادون
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1392ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

نحوه برخورد با آزمایش ادرار در درمان بيماران معتاد

مقدمه : آزمایش ادرار یکی از  اجزای چالش بر انگیز و مهم درمان می باشد بسیار مهم است  كه درمانگر و بیمار دید گاه مشترک و تبیین شده ای در این زمینه داشته باشند . این مورد زمانی اهمیت بیشتر پیدا می کند که یکی از مهمترین علل قطع درمان برخورد نا مناسب با موارد مثبت و برخوردهای نامناست در مانگر و خانواده و بیمار با این مطلب است در این مقاله سعی شده بیشتر درباره  موارد چالش بر انگیز بحث شود .

 آزمایش ادرار  عمدتا در کلینیک ها در درمان نگهدارنده از هفته دوم و در درمان محرکها ( ماتریکس) از جلسه هفتم شروع می شود در این زمینه درمانگر بهتر است اصول ذیل را برای آگا هی بیمار از ابتدای در مان برای بیمار توضیح دهد و خودش نیز به آن اصول پایبند باشد :


۱-آزمایش ادرار به صورت روتین برای تمام بیماران و طبق برنامه منظم به عمل می آید.

۲-انجام آزمایش به دلیل بد بینی یا شک داشتن درمانگر به شما یا مچ گیزی  یا تقلب یا دروغ گویی شما نیست.

۳- آزمایشات به عنوان ارزیابی طبی درمان است مثل اندازه گیری مکرر  فشار خون یا قند خون در بیماری دیابت كه هدف درمانگر ارزیابی اثر بخشی درمان است و چون مکرر به عمل می آید یک مورد آن تنها مقطعي از درمان را می سنجد جواب مثبت آن به معنی بی ارادگی و بی انگیزگی بیمار نیست و منفی بودن آن نیز مبنی بر اتمام درمان و عدم نیاز به خدمات درمانی نیست.

۴-جواب  تست ها تنها به خود بیمار گفته می شود و در صورت رضایت بیمار خانواده بیمار می توانند از جواب آن اطلاع یابند که این امر بهتر است از ابتدا قبل از شروع تست ها قرار گذاشته شود زیرا در موارد پس از انجام و مثبت شدن آزمایش خانواده این امر را قبول نخواهد کرد.

۵-روال انجام عملی  آزمایش برای بیمار روشن گردد در بعضی از مراکز با حضور ناظر و در بعضی از مراکز بدون حضور ناظر (روش بهتر) انجام می گردد باید دقت شود این مورد باید برای همه بیماران یکسان وروتین باشد.

۶-برای بیمار توضیح داده شود که استفاده از چه داروهایی می تواند تست را مثبت کند تا از مصرف آنها اجتناب کند (بهتر است لیست دارو ها به صورت مکتوب داده شود)همچنین مواردی که نمونه سرد باشد با حاوی موادی غیر از ادرار باشد باید مجدد تکرار شود.

۷-تاکیدا به بیمار گفته شود بیان اینکه لغزش داشته از طرف بیمار مبنی بر عدم انجام تست نیست و تستها در زمان مقرر به عمل می آید.

۸-درمانگر می تواند بر اساس صلاحدید در طی درمان تست های مواد دیگر را از بیمار بکیرد این امر بهتر است با آگاهی بیمار باشد.

 یکی از حساس ترین موارد مثبت شدن آزمایش در طی درمان است که به نوعی می توان مهارت و قدرت درمانگر را در مدیریت این امر سنجید . در ذیل مورادی که درمانگر بایدته آن توجه کند اشاره شده اشت:

1-باید به بیمار گفته شود + شدن تست نشانگر بد بودن شما نیست و نشان دهنده آن است که بیماری شما هنوز  کنترل نشده ( علیرغم شروع درمان) ومانند فشار خون بالا در طی درمان دارویی فشار خون

2- این نشان دهنده آن است که درمان شما به اقدامات بیشتری نیاز دارد شاید افزایش دارو و یا شرکت در جلسات مشاوره و به نوعی+ شدن تست نشان دهنده لزوم فعالیت بیشتر درمانگر و بیمار است بهتر است بیمار در شرایط فوق با احساس درمانگر در کنار خود و لزوم تلاش مشترک احساس امنیت بیشتری کند.

3- از تحقیر محکوم کردن  و تخریب بیمار بپرهیزید بیمار باید احساس کند درمانگر رفتاری متفاوت از خانواده و جامعه نسبت به لغزشش دارد.

4- مثبت شدن آزمایش ملاک ارزیابی روند درمان است نه شخصیت بیمار مانند هر درمانگر در حوزه های درمانی دیگر  که با آزمایش قند بالا   باید توجه و مراقبت بیشتری از بیمارتان داشبه باشید.

5-بیمار باید احساس کند تست ملاک ارزیابی تلاش های مشترک  دوطرف است بیمار باید به سمت راههای منفی شدن تست هدایت شود "" بیا تلاش کنیم هفته آینده منفی شود. "" "" شما چه راهکازی را پیشنهاد می کنید؟ "" من چگونه می تونم کمکت کنم؟ ""

6- به بیمار باید گفته شود تست مثبت علیرغم تمام تلاشهای شما و من می تواند نشان دهنده ماهیت سخت و آزار دهنده بیماری نیز باشد این امر می تواند نشان دهنده نیاز به کاری فرا تر اقدامات حال حاضر   باشد ( همیشه از بیمار نظر بخواهید که چه کار می توانید بکنید ) این از اصول مشاوره ه انگیزشی است که" شما متخصص درمان هستید و لی بیمار متخصص زندگی خود"

 از موارد سخت تر عدم پذیرش تست مثبت از طرف بیمار است . بیمار مدعی عدم لغزش یا اشتباه بودن تست است .نكاتي كه بايد به آن توجه كرد


۱-مهمترین نکته اينست كه از بحث و جدل با بیمار بپرهیزید.

۲-از روبرو کردن تست با بیمار (confront) کردن بپرهیزید نشان دادن تست یک یا دو خط بودن و یا احضار منشی و یا شاهد دیگر هیچ کمکی به درمان و شما نمی کندو تنها مقاومت بيمار را بيشتر و عميق تر ميكند.

۳-به بیمار خاطر نشان کنید یک تست کلیت درمان را نشان نمی دهد و نکته بسیار مهم اینست که شما تنها روی آزمایش قضاوت می کنید نه بیمار  همانطور که می دانید عدم پذیزش یکی از علایم مقاومت است در صورت مقاومت بیمار بر اساس اصول مشاوره انگیزشی  حتما باید با تکنیک های انگیزشی مقاومت  را دور زد بیان اینکه" من هفته آینده مجدد تست می گیرم" و" دوست دارم با کمک هم تستت منفی شود" و یا برنامه ریزی و هدف گذاری در باره منفی شدن تست هفنه بعد می تواند موفقیت باشد.

۴-یادتان باشد این به معنی رشوه دادن و تطمیع بیمار مبنی بر امکان وجود اشتباه در تست نیست.و شما هيچ گاه امكان اشتباه در تست را تاييد نمي كنيد.

در انتهای جلسه می توان به بیمار متذکر شد" به علت ماهیت سخت این بیماری ممکن است بر خلاف خواست خودت و همه تلاشهایت این بیماری تو را وادار به کارهایی کند که مایل به انجام آن نیستی و این نکته را بدان هر بار که نخواهی در باره مشکلت با در مانگرت صادق باشی با یکی از علائم این بیماری روبرو هستی"
همکار محترم پیشنهاد می شود برای نهادینه کردن موارد بالا باید درمانگر نیز دیدگاه انگیزشی داشته باشد و گاهی تغییر دیدگاه دستوری و یا محکومی به انگیزشی ممکن است زمان بر و گاهی سخت باشد اما قاطعا معتقدم با اجرای اصول  بالا درمانگران  می توانند میزان ریزش بیماران خود را کاهش دهند و از میزان مقاومت های درمانی بیمارانشان کاسته شود.

منبع : آینده


برچسب‌ها: آزمایش ادرار
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

پس خوراند زیستی (بیوفیدبک) به عنوان درمان اختلالات سو مصرف مواد

(ترجمه مقاله چاپ شده در مجله روانشناسی آمریکا توسط اساتید روانپزشکی و روانشناسی دانشگاههای مینسوتا و تنسی)

چکیده:

الکتروانسفالوگرافی بیوفیدبک از 3 دهه گذشته در اختلال مصرف مواد (شناسایی ) به کار گرفته شده است.اختلالات سوء مصرف مواد با شرایط گوناگون و انواع اختلالات نوار مغزی ارتباط دارد . بازخورد زیستی انسفالوگرام در ترکیب با سایر درمانها به کار گرفته شده است وممکن است در بهبود نتایج خاصی از درمان مفید واقع شود.با توجه به مطالعات بالینی منتشرشده و به کار گیری معیارهای اقتباس شده انجمن روانشناسی کابردی و جامعه بین المللی نوروفیدبک این تحقیقات نشان داد که آموزش الفا- تتا به تنهایی برای درمان اعتیاد به الکل و یا در ترکیب با آموزش های بتا به عنوان محرک برنامه های درمان ،احتمالا در ترک مواد و ترک الکل موثر است.

کلمات کلیدی :

نوروتراپی ، نوروفیدبک آنسفالوگرافی ، بیوفیدبک کمی ، اختلال استفاده از مواد ، اعتیاد به الکل ،  درمان های شناختی رفتاری


اختلالات استفاده از مواد عبارتند از: اختلالات مربوط به سومصرف مواد مخدر(از جمله الکل) و نماینده شایع ترین شرایط آشفتگی روانی و در نتیجه اختلال در کار ، شناخت و رفتار است. سوء استفاده مواد مخدر با توجه به تغییرات ایجاد شده در فعالیت مغز با روش های کمی الکتروآنسفالوگرافی قابل تشخیص هستند. درمان اختلال اعتیاد آور توسط آنسفالوگرافی و بیوفیدبک (یا نوروفیدبک ) برای نخستین بار توسط کار اوران به عنوان پروتکل محبوب شناخته شد.

این رویکرد بازخورد شنیداری مستقل از 2 فرکانس های کند مغزی که موج الفا (8-13) و تتا (4-8) را در شایط چشم بسته تولید میکند. به بیماران از قبل در نوروفیدبک اموخته میشود که با کنترل بر روی آلفا – تتا آنها را زیر فشار بگذارند تا از تصاویر موفقیت آمیز استفاده کنند (پیشنهاد میشود که امتناع از مصرف مواد ،زندگی با اطمینان و شادی).با این روش در دراز مدت و در طی جلسات مکرر گزارشات حاکی از تغییردر تست شخصیت و انگیزه افراد تحت درمان بوده است.

از آنجا که این روش برای افرادی که اعتیاد به الکل دارند مناسب است برای افرادی که وابستگی به حشیش دارند نیز به کار برده شد اما ابتدا با موفقیت محدودی روبرو شدند. دستورالعمل ها به طور مشترک توسط انجمن روانشناسی کاربردی و بیوفیدبک وجامعه بین المللی برای نوروفیدبک تاسیس شد . ارزیابی اثربخشی نوروفیدبک برای شناسایی شامل چندین ملاحظه است. این شامل مشکلات ارزیابی اثربخشی هر روش درمان می باشد. معیار نتیجه (به عنوان مثال: پرهیز از بهبود عملکرد و کیفیت زندگی)و زمان نتیجه (به عنوان مثال : یک سال، دوسال بعد از درمان) به وضوح مشخص نشده است. هنوز داروی خاص استاندارد و یا درمانهای دیگری برای شناسایی انواع مختلف دیگر که اثربخش یا احتمالا اثربخش باشد وجود ندارد.

در این قسمت به بررسی اثرات متفاوت مواد مختلف مخدر بر روی تغییرات مغزی میپردازیم:

اعتیاد به مواد مخدر میتواند به عنوان یک اختلال روانی به ویژه در زمینه رفتاری ، شناختی و روانی- اجتماعی است .شناسایی اعتیاد به مواد مخدر با توجه به این مشخصه هاست:

وابستگی فیزیولوژیکی همراه با مشخصه سندرم ترک در قطع دارو ،وابستگی آنی با ولع مصرف، تحمل درد زیاد وعود بیماری روانی است که این نتایج حاصل از اثرات طولانی مدت مواد مخدر بر مغزاست .اعتیاد میتواند کنترل مغز ورفتار را با فعال کردن وتقویت الگوهای رفتاری در اجبار به مصرف مواد از دست بدهد.بسیاری از بیماران به دنبال درمان اعتیاد وابستگی های چند گانه به داروهاو بیماریهای روانی دارند اطلاعات حاصل از نظر سنجی ها نشان داده که اعتیاد به مواد مخدر یک پدیده شایع است و اثرات قابل توجهی از جمله عوارض ومرگ را به دنبال دارد .اخیرا از طریق بررسی فیزیولوژیکی عصبی و پژوهش های بالینی ومطالعات روانی بیولوژیکی بسیاری از اجزای خاص شناختی،عاطفی ورفتاری را شناسایی کرده اند با این حال ارزشهای عملی این علم شناختی اعصاب و روانشناسی کاربردی مبتنی بر درمان (به عنوان مثال:نوروفیدبک )بستگی به ادغام این روش ها برای استفاده در این اختلال دارد.

نقشه الکتروآنسفالوگرام بیماران وابسته به الکل متفاوت است و به میزان قابل توجهی نسبت به افراد سالم گروه شاهد از اختلالات روانی رنج میبردند و این مساله ممکن است برای اهداف  تشخیصی مفید باشد.کاهش قدرت این امواج مغزی میتواند شاخصی از آتروفی مغز و آسیب های مزمن مغزی باشد در حالی که افزایش در گروه بتا ممکن است مربوط به عوامل مختلف از قبیل استفاده از دارو، سابقه اعتیادبه الکل و یا توهم باشد.افراد الکلیسم اغلب مستعد اختلال در استراحت الکتروآنسفالوگرام هستند اگرچه اهمیت علل آنها نامعلوم است .در بررسی خانوادگی افراد الکلیسم کاهش ارتباط و قدرت مطلق الفا در آکسیپیتال و فرونتال مناطق و افزایش بتای نسبی در هر 2 منطقه در مقایسه با افراد بدون سابقه الکل نشان داده شده است وهمین طور تحقیقات نشان داده که عوامل ژنتیکی نقش مهمی در

تفاوت نقشه مغزی این افراد بازی میکند.

در افرادی که ماری جوانا مصرف میکنند در الکتروآنسفالوگرام آنها ، کاهش فرکانس در آلفا وافزایش قدرت نسبی(مقدار،فراوانی)آلفا ،و کاهش در نسبت قدرت بتا در قسمت قشر پیشانی گزارش شده است.

الکتروآنسفالوگرام در اعتیاد به هرویین :

فقط در تعداد کمی از مطالعات تغییراتی را در نقشه مغزی نشان داده است و بیشتر تغییرات کیفی قابل مشاهده بوده است و این تغییرات همراه با کاهش ولتاژ آلفا وفعالیت کم ان با کاهش ریتم همراه بود وافزایش در فعالیت های بتا در مناطق مرکزی وامواج کم دامنه تتا و دلتا نیز گزارش شده است.

علت اصلی وابستگی به مواد مخدر و علایم فیزیکی ، عدم تعادل کانکول آمین به خصوص نورادرنالین و شاید به میزان کمتر دوپامین باشد.

نقشه مغزی در اعتیاد به کوکایین:

با توجه به اثرات سمی این داو بر روی مغز با افزایش فعالیت بتا وتتا، فعالیت بیش از اندازه آلفا و کاهش فعالیت دلتا میباشد و اختلالات نشان داده شده بیشتر در مناطق کورتکس قدامی نشان داده شده است و افزایش قدرت تتا با یک اثر مثبت به مواد مخدر و افزایش در قدرت آلفا با عصبانیت ارتباط دارد.همچنین کوکایین با افزایش اثرات مشابهی در دلتا در قسمت جلوی قشر مغز با عصبانیت ارتباط دارد.

الکتروآنسفالوگرافی در اعتیاد به مت آمفتامین :

با استفاده از این ماده مخدر باعث افزایش قدرت دلتا وتتا امانه در آلفا و بتا و سواستفاده از این ماده با کاهش مشکلات روانی و اجرایی قیمت جلویی قشر مغز ارتباط دارد.

اختلالاتی روانی ممکن است با سومصرف مواد همراه باشند و انها عبارتند از: اختلالات سلوک ، دوقطبی یا خلقی ،فزون کنشی و عدم توجه و اختلال پس از سانحه و اختلال در مغز در قسمت جلوی استخوان پیشانی نشان دهنده عدم کنترل مهار در مکانیسم زمینه ای است.

انتقال دهنده هایی که در سوومصرف مواد میتوانند  دخیل باشند آندورفین و مخصوصا دوپامین هستند.

مطالعات بیوفیدبک در سومصرف مواد:

این تکنیک به طور همزمان شامل اندازه گیری آلفا (13 -8 ) تتا (8-4) و بازخورد تن شنوایی جداگانه برای هر فرکانس که نماینده دامنه بزرگتر مجموعه قبل از استانه است.همواره در این روش باید با آرامش باشند و به تشویق افزایش مقدار سیگنال ها بپردازیم. با این روش در واقع میتوان امواج مغزی را مشاهده کرد و میتوانیم فرد را قادر سازیم تا این امواج را در یک حالت طبیعی حفظ کند و یک نوع روش خودآگاهی است و میتوان هم به صورت فردی وهم به صورت گروهی انجام شود .در طی تحقیقات انجام شده در درمان افراد الکلیسم با بیوفیدبک افزایش قابل توجهی در ریتم های امواج تتا و آلفا مشاهده شده است.در این روش اموزش درجه حرارت به عنوان پیش شرطی سازی تمرین آرامش القا میشود،شرکت کنندگان پس از آموزش کنترل درجه حرارت وکنترل سیگنال های خود با چشم بسته در محیطی آرام سیگنال های شنوایی ارایه میشود و زمانی که آلفا (12-8) به استانه تعیین شده برسد لحن دلپذیری ارایه خواهد شد ومراجع ،داوطلبانه به تولید این تن میپردازد و به تدریج آرام خواهد شد. وقتی موج تتا(8-4) به اندازه کافی تولید شوند تن دوم شنیده میشود و موضوع آرام تر میشود و بر اساس پروتکل مربوطه از حالت توهم به حالت خواب آلودگی انتقال پیدا میکند.با توجه به جلسات 20 تا 40 دقیقه ای در درمان افراد الکلیسم و افسرده نشان داده است که حتی در بهبود شخصیت و خلق وخوی انها تاثیرات مثبتی ایجاد شده است وهمین طور در سطح عملکردی انها نیز تاثیرگذار بوده است.

در رویکرد آموزش بتا در رابطه با رویکرد آموزش آلفا – تتا به طور موفقیت امیزی در درمان استفاده میشود.البته در یک طرح ترکیبی (آموزش آلفا – تتا) با پروتکل (بتا/تقویت توجه با سرکوب تتا ) درمان با موفقیت بیشتری انجام خواهد شد.البته باید این مساله را هم مد نظر قرار داد که نوروفیدبک تنها به عنوان یک درمان کمکی به دیگر درمان ها قرار دارد.

از انجا که اعتیاد ماهیتی مزمن داد برای شناسایی ودرمان لازم به زمان طولانی دارد.اگونیست ها و آنتاگونیست ها به عنوان درمان علامتی برای وابستگی به مواد مخدر موثرند اما هیچ کدام از انها تایید شده نیستند وبهتر است از درمانهای تلفیقی از جمله:

دارودرمانی ، درمان شناختی – رفتاری ورفتاردرمانی و به طور همزمان از تقویت های طبیعی وآموزش و تقویت برای پیش بینی کنترل استفاده شود .گاهی لازم است اختلال روانی که با سومصرف مواد همراه است نیز درمان شود در نتیجه بهتر است در ابتدا شناسایی صورت بگیرد به عنوان مثال فزون کنشی وعدم توجه درمان نشده یک عامل خطر برای توسعه سومصرف مواد است.

چندین برنامه های کاربردی مهم از نوروفیدبک وپروتکل هایی برای بهبود شناختی وجود دارد این خط جدید امیدوارکننده از نوروفیدبک مبتنی بر تحقیقات علوم عصب شناختی است.ادغام ازمون های شناختی با الکتروآنسفالوگرافی واندازه گیری های شناختی ورفتاری و نوروفیدبک و مداخلات مبتنی بر اقدامات خاص میتواند در پیشرفت درمان مفید واقع شود.

منبع: آلومینا


برچسب‌ها: بیوبیدبک, نوروفیدبک, درمان اعتیاد
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 9:44 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

 

یکی از روش‌هایی که در دنیا از سال 2002 (در آمریکا ) برای ترک مواد محرک (مثل ترکیبات آمفتامینی و شیشه) مورد توجه قرار گرفت، استفاده از روش «نوروفیدبک» است و،بر این اساس مشاهده شد که با توجه به صدمه‌ای که به مغز می‌رسد، اگر بتوان با تمرین‌هایی که به فرد می‌دهند، عملکرد مغز را درست می‌کنند و عواملی مانند وسوسه و افسردگی را از بین می‌برند، میزان موفقیت این افراد در پاک بودن به میزان قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند.


بر اساس گزارشی که در آمریکا منتشر شد، طی پیگیری شش تا هشت سال مشاهده شد که 81 درصد افرادی که شیشه و سایر ترکیبات محرک استفاده می کردند و  با استفاده از نوروفیدبک درمان شده بودند، دیگر به سوی اعتیاد برگشت نکردند، به عبارت بهتر با استفاده از این روش توانستند مغز را به میزان قابل توجهی به سمت نرمال عمل کردن برگردانند.

منبع : آلومینا


برچسب‌ها: نوروفیدبک, بیوفیدبک, شیشه
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 
داستان اعتیاد از این قرار است که:

 ساختمان شیمیایی مورفین شباهت زیادی به ساختمان شیمیایی اندورفین دارد. مورفین موجود در مواد مخدر وارد بدن شده و به شدت به این گیرنده ها می چسبد و شرایطی را پیش می آورد که سلول تصور می کند گیرنده مذکور از بین رفته است پس یک گیرنده جدید دیگر می سازد. با مصرف دوباره مواد مخدر، گیرنده جدید نیز با مورفین پوشیده می شود و سلول باز هم گیرنده جدید دیگری می سازد. به این ترتیب تعداد این گیرنده ها در افرادی که مواد مخدر را بصورت طولانی مدت استفاده می کنند زیاد می شود. زیاد شدن گیرنده ها باعث ایجاد اثرات ناخوشایندی می شود و شخص مصرف کننده مواد مخدر مجبور است برای جلوگیری از این علایم همچنان مصرف خود را ادامه دهد یا بالاتر ببرد!

وقتی شخصی بطور طبیعی پاک می شود یا با هر روشی مورد سم زدایی قرار می گیرد، تنها مورفین موجود در بدنش خارج می شود ولی گیرنده های مورفین همچنان به تعداد زیاد در بدن وی باقی می مانند که منجر به علایمی از جمله ولع مصرف مواد مخدر می شوند. بدون مصرف نالترکسون به شرط پاک ماندن بیمار، تقریبا شش ماه طول می کشد که این گیرنده ها کم شده و به تعداد طبیعی نزدیک شوند. با مصرف نالترکسون به مدت حداقل شش ماه این مدت زمان به سه تا چهار ماه کاهش می یابد.

نالترکسون آنتاگونیست یا داروی ضد مواد مخدر است. وقتی وارد بدن  فرد وابسته به مواد مخدر می شود،مورفین را از گیرنده های مورفین جدا کرده و در اندک زمانی شخص به شدت دچار علایم ترک یا همان خماری می شود. این علایم به قدری شدید است که گاها تیم درمانی را  نیز دچار وحشت می کند. دردهای شدید اسکلتی عضلانی و شکمی، اسهال و استفراغ شدید، پرشهای عضلانی و ... که کنترل آن نیز نسبتا مشکل است شخص را راهی بیمارستان می کند!

 اگر این دارو توسط شخصی که از مواد مخدر پاک شده است مصرف شود نه اینکه علایم خاصی ایجاد نمی کند بلکه با از بین بردن گیرنده های مورفین با عث کاهش ولع مصرف مواد مخدر نیز می گردد. پس باید زمانی این دارو را به بیمار تجویز کنیم که مطمئن باشیم سم زدایی با موفقیت انجام شده و بیمار کاملا پاک است. برای اطمینان از پاک بودن بیمار بعد از  قطع داروهای سم زدایی باید بیمار حداقل به مدت ده تا چهارده روز پاک مانده و هیچ ماده مخدر یا شبه مخدری در طول این مدت استفاده نکند. بعد از این مدت بیمار به کلینیک مراجعه می کند و در کلینیک از بیمار تست مورفین گرفته می شود و در صورت منفی بودن تست مورفین تست دیگری به نام تست چالش نالوکسان انجام می شود. در صورتیکه جواب هر دو تست منفی باشد بیمار می تواند از فردای همان روز روزانه 50 میلیگرم نالترکسون بصورت خوراکی مصرف کند.

علاوه بر کاهش ولع مصرف مواد مخدر از مزایای دیگر نالترکسون می توان به چند مورد زیر اشاره کرد:

          1 . وقتی شخص نالترکسون را در حضور خانواده مصرف می کند می توان از پاک بودن شخص اطمینان حاصل کرد.

          2. اگر شخصی بعداز مصرف نالترکسون اقدام به مصرف مواد مخدر کند سه حالت زیر ممکن است اتفاق بیافتد:

                    • مصرف مواد مخدر هیچ گونه اثری روی فرد نمی گذارد.

                    • شخص به شدت خمار شده و راهی بیمارستان یا کلینیک می شود

                    • مرگ به علت مسمومیت با مواد مخدر

پس شخصی که نالترکسون مصرف کرده است اگر دچار هوس شود می داند که در صورت مصرف مواد مخدر خطر مرگ را بالقوه بر خود تحمیل می کند. به همین خاطر هوس خود را بخوبی کنترل می نماید. مدت زمان اثر نالترکسون بیست و چهار ساعت بوده و مصرف مرتب آن از اهمیت زیادی برخوردار است. نالترکسون ایجاد وابستگی نمی کند و بر عکس  در بسیاری از موارد بیماران به بهانه های مختلف سعی می کنند از خوردن آن سر باز زنند که در این مورد در کلاس های آموزش خانواده در کلینیک تخصصی ترک اعتیاد آینده به خانواده های بیماران آموزش های لازم داده می شود.

نالترکسون باید حداقل به مدت شش ماه روزانه مصرف شود. در برخی بیماران ممکن است مصرف آن حتی برای بیشتر از دوسال نیز توصیه شود.

نالترکسون عوارض جانبی خاصی ندارد. در صورت بروز عوارض جانبی حتما باید این مسئله توسط پزشک درمانگر تایید شود. بدون تایید پزشک درمانگر به هیچ وجه نباید مصرف نالترکسون را قطع یا کم کرد. در برخی بیماریها نیز برا ساس نظر پزشک درمانگر باید تعیین دوز انجام شود.

بعداز سم زدایی و شروع نالترکسون به بیمار کارت مصرف نالترکسون داده می شود. بیمار باید این کارت را همواره با خود همراه داشته باشد تا در صورت بروز شرایط اورژانسی برای وی داروهای مخدر یا شبه مخدر تجویز نشود.

در مواردی که استفاده خوراکی این دارو برای بیمار مشکل است می توان از پلت یا کپسول زیر پوستی آن استفاده کرد. به این ترتیب دارو در زیر پوست کاشته شده و روی آن بخیه زده می شود. و بر اساس نوع کپسول در طول دو، سه یا شش ماه به تدریج جذب می شود

منبع: سایکوالاچیق


برچسب‌ها: نالترکسون, آنتاگونیست
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

وقتی بیمار در دوران مصرف قرار می گیرد مصرف مواد بر روی رفتار، احساس ، افکار و باورهای بیمار تاثیر می گذارد به گونه ای که این تغییرات به تدریج اتفاق می افتد بیمار در اوایل عمل یا رفتار مصرف را انجام می دهد و بعد از چند مدت تکرار ،به تدریج این حالت بر روی احساسات و افکار بیمار تاثیر می گذارد.

بعد از مدتی فکر مواد و احساس نیاز به مواد رفتار مصرف مواد را بر می انگیزد و این حالت تکرار خواهد شد و یک چرخه معیوب را ایجاد خواهد کرد . این چرخه در ابتدا بدین صورت است که رفتار مصرف احساس و افکار بیمار را تحت تاثیر قرار می دهدو بعد از چند مدت افکارواحساسات اعتیادی رفتار اعتیادی را به وجود خواهد اورد. نمودار این چرخه بدین صورت خواهد بود.

تصویر شماره یک

و این چرخه مثل یک سیکل معیوب تکرار خواهد شد تا جایی که افکارو احساسات اعتیادی بخش بزرگی از افکار روزمره فرد را شکل خواهد داد تکرار شدن این افکار و احساسات در طول روز به تدریج مقوله ای جدید  به نام باورهای  اعتیادی را ایجاد می کنند تا جایی که دیگر بیمار تحت تاثیر عمیق باورهای اعتیادی خود قرار می گیرد.

در چنین شرایطی افکار واحساس اعتیادی پشتوانه خوبی برای سیطره و نفوذ بیشتر پیدا می کنند.زیرا انها از مخزن و پشتوانه ای قوی و پرانرژی به نام باورهای اعتیادی بر خوردارند و خود را به صورت افکار اتوماتیک و غیر اتوماتیک نشان می دهند.

آنچه که برای بیمار مصرف کننده به نسبت ایجاد مشکل می کند افکار اتوماتیک  می باشد نه افکار غیر اتوماتیک مثال ان ساده است زمانی یک بیمار با یک برانگیزان مواجه می شود افکار اعتیادی  معمولا اتوماتیک به صورت مکرر به سمت او حمله ور می شوند  این افکار حمله ور شده از جای به نام باورهای اعتیادی فرد تغذیه می کنند و فرد را فکر باران می کنند.

در اینجاست که می توان فهمید احساسات اعتیادی  معمولابعد از افکار اعتیادی شعله ور می شوند  زیرا اگر بیمار به افکار اعتیادی خود بها دهد و یا به انها شاخه برگ دهد وسوسه مواد در بیمار شعله ور می شود. معمولا هوس و وسوسه از احساس بیمار شعله ور می شود.

ودلیل موجه دیگر برای تصدیق این حالت می توان از اینجا نتیجه گرفت که ما می توانیم افکار را کنترل کنیم چه به صورت اتوماتیک و غیر اتوماتیک حتی به اندازه یک صدم ثانیه ولی هوس و وسوسه را نمی توانیم کنترل کنیم بلکه باید انرا مدیریت کنیم زمانی که بیمار به وسوسه می رسد زمانی است که بیمار با بها دادن به افکار خود شعله وسوسه را فروزان و ان را مانند موجی بر انگیخته کرده است . حالت زیر را می توان به شکل زیر متصور شد.

تصویر شماره دو

در نقطه اوج وسوسه واقعا شرایط فوق العاده سختی برای بیمار ایجاد شده است پس باید به بیمار کمک کرد تا بتواند وضعیت خود را مدیریت کند در چنین شرایطی تغییر مکان دادن بیمار معمولا گزینه ای خوب برای فروکش دادن احساس و وسوسه بیمار باشد .

مهارتهای مقابله با وسوسه در این زمان به بیمار کمک خواهد کرد ( که در الگوی درمان ماتریکس آموزش داده می شود ) . درک این شرایط  از طرف خانواده و اطرافیان  برای بیمار دلگرمی به ارمغان خواهد آورد و درنهایت انگیزه برای درمان افزایش می یابد.

منبع : آینده


برچسب‌ها: CBT, درمان شناختی رفتاری, شیشه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391ساعت 1:11 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

دقت کنيد بسياري از اوقات، مي تواند انگيز هاي براي موفقيت در درمان يا از ابتدا وجود نداشته باشد یا در حين درمان کاهش يابد. موارد زير مي تواند باعث نبود انگيزه در ابتداي درمان باشند:

1 - در بسیاری از اوقات، افراد معتاد اغلب رفتارهاي اعتيادي خود را آنقدر غيرطبيعي نمي بينند كه نيازمند درمان باشند .

2 - بعضی از مواقع اعضاي خانواده، بيمار را با تعيين ضرب العجل هايي تحت فشار می گذارند تا درمان خود را شروع يا پيگيري نمايد. مثلاً ممكن است بگويند كه درمان اعتياد را اكنون انجام بده يا خانواده را  ترك کن  و اين موجب مي گردد كه معتاد به خاطر خانواده و نياز خود به حمايت آنها و نه به دليل  احساس نياز به درمان در درمان شركت نمايد.

3 - گاهی خانواد ه ها، رو شهای درماني را خود ا نتخاب می كنند و درنهايت فقط بیماران را براي درمان به همراه خود  می آورند  که این شرايط باعث عدم رضایت و کاهش همکاری معتاد می شود.

كاهش انگيزه در ادامه درمان دلايل متفاوتي دارد كه بعضي از آنها عبارتند از:

1)    بسياري از خانواده ها در برخورد با رفتارهاي اعتيادي بيمارشان از روشها و برخوردهاي غلطي مانند  تهديد، تطميع و يا طرد استفاده مي کنند که گاهي می  تواند بعد از شروع درمان، هم ادامه يابند و باعث  كاهش انگيزه بيمار گردند.

2) اشتباه خانواده حين و يا قبل از شروع درمان از جمله عدم عمل به تعهدات و يا دادن تعهدات غلطي

)مانند قول باج و تطميع( که باعث می گردد بعد از اين كه خانواده به قول خود عمل نمود، بيمار انگيزه

اوليه خود را از دست بدهد.

3)    بسياري از اوقات بيمار بیان می کند  که ديگر از زندگي لذت نمي برد و به دنبال تجربه حالات سرخوشي از مصرف می گردد و حتي گاهي به وضوح بيان ميک‌ند که از درمان خسته شده است. در بسياري از اين موارد، علت اين احساس، بروز يك مشكل روانپزشكي مانند افسردگي است. در صورت مشاهده اين حالات،  لازم است حتماً بيمار توسط يك روانپزشك آشنا به دانش اعتياد، ويزيت گردد.

4)    گاهي بيماران با فشارهايي جهت قطع درمان مواجه هستند. اغلب این افراد، به علت باورهاي نادرست  زیادی که نسبت به درمان نگهدارنده در خانواده و اطرافیان وجود دارد، تحت فشار قرارمی گیرند. بهترین  کار این است که وقتی بيمار نسبت به ادامه درمان كم انگيزه می گردد، نگرش او را نسبت به اين درمان، جويا  شويد. ممكن است بيمار عقيده داشته باشد كه متادون يک ماده مضر و خطرنا کتر از مواد مخدر غيرقانوني  است يا اينكه درمان نگهدارنده فرقي با اعتياد ندارد، يا حتي عقيده دا شته باشد كه معتاد بايد کمي هم درد  بکشد تا درمان موفقي داشته  باشد. اعضاي خانواده بايد به دنبال منبع بيروني فشار )ساير اعضاي خانواده،

دوستان، گرو ههاي خودياري ) NA (، و...( بگردند. بهترين کار اين است که تلاش شود اشخاصي را که به بيمار فشار مي آورند تا درمان را ترك كند يا در درمان دستکاري کند، در برنامه درماني درگير شوند و با بيمار همراهي نمايند.

5)     گاهي بيماران داراي استر سهايي هستند كه به ظاهر ارتباط مستقيمي با درمان ندارد، ولي بر مسير درمان به شدت مؤثر است. در صورت كاهش انگيزه در ادامه درمان، بايد وجود استرسهاي بيروني را جويا شد.  ازدواج و عوامل مرتبط به آن )عدم اطلاع همسر از بيماري اعتياد و يا تحت درمان بودن فرد(، تمايل فردي و يا فشار محيطي براي بچه دارشدن نمونه هايي از اين استرسها می باشند.

بسياري از بيماران درمان خود را با ساير درما نها از جمله انواع سمزدايي مقايسه مي كنند و احساس  می کنند كه درمان آنها طولانی تر و پرهزينه تر از درمان بعضي از بيماران مشابه است. در اين موارد، بيمار به محض اينکه حالش خوب  شد به فکر قطع دارو می افتد. خوب است در اين موارد براي وي توضيح دهيد  كه هر فرد بيمار، درمان خاص و منحصر بفرد خود را دارد و استفاده از روش درمان ديگران ممكن است  براي او مضر باشد.

در اين شرايط، بسیار مناسب است که ساير مشکلات احتمالي بيمار به بحث گذاشته شود. براي مثال

ببينيد آيا وي براي مراجعه روزانه دچار مشكل است و یا براي تأمين هزينه درمان مشكل دارد. اشتغال و

عوامل مرتبط به آن مانند مشكل غيبت از محل كار يا شغلي که نياز به مسافرت مداوم دارد می تواند با درمان  نگهدارنده تداخل داشته باشد.

6)     متادون دارويي مخدر است  و  ممكن است موجب شود  كه بعضي از عوارض مصرف مواد مانند كاهش  وزن، تعريق، تغييرات دنداني، مشكلات  جنسي و يا يبوست سريعاً به حالت طبيعي برنگردد. گاهي تغييرات ظاهري ناخوشايند مانند افزايش يا كاهش وزن در اوايل درمان، تغييرات رنگ پوست  و...  می تواند دليلي براي كاهش انگيزه بيمار در ادامه درمان نگهدارنده با متادون با شد. پس به عوارض متادون در بيمار  خود حساس باشيد و آن را به اطلاع تيم درماني برسانيد.

 7)     جالب است كه بدانيد گاهي اعتماد يا علاقه بيش از حد به درمانگر موجب قطع درمان مي گردد!  چون اين احساس موجب می شود که بيماري كه داراي عود يا لغزش است، دوست نداشته باشد لغزش يا عود خود را با درمانگر درميان بگذارد. اگر شك به وجود اين نکته ايجاد  شد، حتماً بايد موضوع با درمانگر در ميان گذاشته شود و به بيمار تأکيد گردد که درمانگر دوست دارد که بدون توجه به اين مسائل، بيمارش را ببيند و به او كمك نمايد.

توجه داشته باشید كه تمام موارد فوق، علاوه بر اينکه به احتمال زياد، سیر بهبودي بيمار شما را دچار مشکل نموده و موجب شكست درمان مي گردند، احتمال بروز مشکلات ديگر از جمله احتمال مسموميت را نيز بالا مي برد.


برچسب‌ها: انگیزه در درمان, کاهش انگیزه
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

درمان اجباری در اعتیاد ؟

استفاده از زور و اجبار در درمان معتادان در بسیاری از موارد شایع است، استفاده از انواع روشهای اجباری برای بردن بیماران به مراکز درمان مخصوصا کمپها رواج یافته است .این شیوه در اکثر کشورهای دنیا دیده می شود ، مثلا  آمارهای بدست آماده  از کشور کانادا این رقم را بین 14 تا 40% گزارش گردیده است.

در اکثر درمان های اجباری بر خلاف تصور، درمان اجباری نیست و در واقع شکلی از اجبار،  یعنی کنترل اجتماعی است و بیمار  در صورت امتناع  از درمان، آلترناتیوهایی اجباری را دریافت خواهد نمود ، نظیر  پذیرش درمان یا تعلیق از شغل، عدم  دریافت خدمات، عدم امکان استفاده از مزایا، یا حتی ارسال به زندان  می تواند جایگزین انتخاب بیمار شود .

اکثر شواهد و پروتکل ها متکی بر شواهد علمی متقن نبوده و بیشتر بر اساس اجماع هستند.مقالات پژوهشی در این باب کم بوده و اکثرا نقد اخلاقی و قانونی است و در اکثریت مقالات اشاره ای به عوارض مداخلات و  همچنین دیدگاه معتادان و درمانگران  نمی شود . در بیشتر پژوهش ها تاکید بر رفتار بیرونی بوده  و کمتر به محتوای شناختی بیماران اشاره دارند .ارتباط فشار بیرونی و تغییر رفتار با توجه به وقایع اجتماعی و ادراک اجبار صورت می گیرد و در بیماران ادراک اجبار ، مستقل تر و مهمتر از خود اجبار است بنابر دیدگاه خود مختاری یا Self-determination انگیزه ها به سه دسته تقسیم می شوند :

1.    انگیزش بیرونی

2.    انگیزش درونی شده

3.    انگیزش خودی

 

افرادی که دارای انگیزه بیرونی در درمان اعتیاد هستند دلایل خود را برای درمان به صورت زیر بیان می دارند :

دلیلی که در درمان هستم این است که دیگران مرا وادار کرده اند.

من راضی شدم در برنامه درمانی شرکت کنم چون اگر نمی آمدم با خانواده و دوستان خودم دچار مشکل می شدم.

من وارد درمان شدم چون اگر نمی آمدم اطرافیان مرا تایید نمی کردند.

من در ورود به درمان راه دیگری نداشتم

افرادی که انگیزه خودی دارند و به درمان اعتیادشان اقدام می نمایند  دلایل زیر را برای قطع مصرف و درمان شرح می دهند  :

به درمان وارد شدم چون واقعا می خواهم در زندگی خود تغییر ایجاد کنم.

قطع مصرف الکل و مواد مخدر انتخابی است که خودم گرفتم.

تصمیم گرفتم وارد درمان شوم چون تنها کسی که می تواند به تغییر زندگیم کمک کند، خودم هستم

دسته سوم که انگیزش درونی شده دارند نیز  جملات زیر را برای ورود به درمان ابراز می کنند:

وارد درمان شدم چون اگر نمی شدم از خودم خجالت می کشیدم.

اگر در درمان می مانم به این دلیل است که اگر خارج شوم در خود احساس شکست خواهم کرد.

درمان را ادامه می دهم چون اگر ندهم در خود احساس شرم خواهم کرد.

نتایج نشان می دهند که سهم انگیزش خودی از دو نوع دیگر اثر بخش تر بوده است

اصول مداخله صحیح در درمان اعتیاد:

باید افراد مهم در زندگی بیمار درگیر درمان شوند  این افراد موارد نگران کننده از نظر خود را بیان کنند یا بطور کتبی با جزییات  دقیق به اطلاه درمانگر برسانند  برای مقابله با بیمار محیطی صمیمی، حمایتگر و غیر قضاوتی را انتخاب نمایند . این افراد باید اطلاعات صحیح را قبلا ارزیابی کرده و راه حل های درمانی که از قبل بررسی شده اند را با بیانی صحیح  ارائه دهند .بدین شکل بیمار مطلع می شود که اگر نپذیرد، چه عواقبی (واگر نه!What if ) برای وی به اجرا گذاشته خواهد شد . درباره عواقب عدم پذیرش درمان خوب اندیشیده و عواقبی را برگزینند که برای بیمار مهم است و در بیان آنها قاطع بوده و تبصره ای باقی نگذارند .

این فرایند می تواند با اطلاع درمانگر صورت گیرد و درمانگر نیز در این مسیر باید از  قبل اعضای خانواده  و افراد مهم را در زمینه اعتیاد آموزش دهد و برای مداخله  یک رییس جلسه  انتخاب کند  ، ریس جلسه باید فردی با نفوذ قاطع  باشد. افراد مهم باید موارد نگران کننده را با قید جزییات از پیش نوشته و در زمان مداخله قید کنند

بهتر است مداخله اول صبح و قبل از مصرف بیمار صورت گیرد قبلا باید امکانات درمانی شناسایی و حتی رزرو شوند ( مثلا اگر نیاز به بستری و یا اقامت در یک مرکز درمانی وجود دارد ) مداخله بدون حضور بیمار و با حضور فردی بجای بیمار تمرین شود تا بدین صورت مشخص گردد در صورت امتناع بیمار چه پاسخی باید اجرا گردد

افراد مهم و معنی دار برای انجام مداخله باید فردی باشد  که اولا از مصرف مطلع هستند و خود شواهدی دارد که بیمار نمی تواند منکر آن شود . نفوذ عاطفی بر بیمار دارد و حاضر به ریسک و به خطر انداختن رابطه خود می باشد ، از نظر روانی و هیجانی با ثبات است و از بیمار و پرخاشگری او نمی هراسد و بیان قاطعی دارد

بهتر است افراد مهم برای مداخله چند نفر باشند و نسبت او با بیمار متفاوت باشد مثلا  والدین، همسر، همکاران، فرزندان، دوستان، معتمدین آشنا به بیمار.

نگرش این افراد نسبت به بیماری اعتیاد بسیار مهم است و شاید صحیح تر این باشد که درمانگر قبلا این افراد را تحت آموزش قرار دهد تا :

بدانند که اعتیاد بیماری است

خطاهای عمده برخورد را بشناسند تا از آن دوری کنند

یاد بگیرند که دفاعی نشوند و خود را مقصر ندانند

راه های علمی درمان را یاد بگیرند

بدانند مفهوم رسیدن به ”ته خط“ تنها راه درمان نیست

مداخله از طریق فشار جمعی و شوک سازنده مقابله ای معتادان را به تغییر رویه وادار می کند

قابل ذکر است چنانچه انجام یک بار مداخله موفقیت آمیز نبود ، جلسه مداخله تکرار می شود و هربار ”وگرنه“ ها تشدید می شوند  . بیمار از ابتدای امر در جریان فعالیت شبکه افراد مهم و معنی دار قرار می گیرد. در صورت عدم همراهی بیمار، شبکه افراد جلسات خود را در هر حال برگزار می کنند و  مداخله تبدیل به فرایندی می شود که یک طیف را در بر می گیرد و فقط مصرف مواد اولویت نیست بلکه سایر مشکلات نیز مد نظر هستند

 تاکید می شود که تا حد امکان از حداقل فشار استفاده شود  و با روشهای مسالمت آمیز و منطقی تر شروع شود و اگر بیمار از ورود به درمان سر باز زد از روشهای سختگیرانه تر بهره برد . در این میان می توان نقش پررنگ تری به خانواده داد و تاکید بیشتری  بر نقاط قوت و انعطاف پذیری خانواده ها در حل مشکلات صرف نظر از ورود بیمار به درمان، کرد.  هدف صرفا ورود به درمان نیست بلکه شروع فرایند تغییر و رفتار است که می تواند از خانواده و نزدیکان بیمار شروع شود .

چند نکته در این باب :

اهداف با بیمار مذاکره می شود

مکانیسم های مقابله ای دینامیک است و تغییر می کند

تاکید بیشتر بر درمان سرپایی است

اجباری که توسط بیمار خیلی بیرونی نشود، بسیار سازنده است

داشتن الترناتیوها در دل اجبار به کاهش احساس بیرونی سازی کمک می کند

نگرش دینامیکی به انگیزه موفق تر از نگرش استاتیکی است.

اعمال اجبار برای ورود و ادامه درمان بسیار موفق تر از صرف ورود به درمان است.

تحول انگیزه و اهداف از نشانه های درمان موفق است

رضایت به دستاورد حداقل در ابتدای امر و افزایش تدریجی آن بسیار موفق است

استفاده از فشار غیر رسمی حتی از اجبار قانونی کارسازتر است به شرط آنکه درست اجرا گردند .


برچسب‌ها: درمان اجباری, مداخلات قهری
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

در هیچ جای دنیا والدین و یا همسران از شنیدن خبر اعتیاد عزیزان خود خوشحال نمی شوند و این واقعیت برای همه افراد ناراحت کننده و تلخ است و پذیرش آن دشوار می باشد ؛ به شکلی که بعضی خانواده ها  با عدم پذیرش این واقعیت ، در لاک انکار خود لانه می کنند .

اما امروزه با ورود مواد صنعتی به بازار مصرف ، سکوت و چشم پوشی از این واقعیت امکان پذیر نیست بدین جهت که خسارات و آسیبهای مغزی ناشی از این مواد گاه هرگز قابل جبران نیست ، پس خانواده نباید سکوت کند بلکه بهتر است با یک روانشناس مشورت نموده و بهترین راهکار برای وارد نمودن فرد معتاد به فرایند درمان را برگزیند.داشتن اطلاعات کافی و صحیح در این راستا بهترین راهنما برای خانواده است .

باید بدانیم که برخورد اولیه خانواده با بیمار از اهمیت ویژه ای برخوردار است  داشتن برنامه و کنترل خشم و عصبانیت خانواده یکی از اصول اولیه می باشد . افرادی که اعتیاد را جرم می انگارند اغلب با زندانی کردن بیمار در منزل ، تحقیر ، سرزنش و رفتارهای خشونت آمیز  قصد اصلاح او را دارند. این روش نتیجه ای بدنبال ندارد و تنها باعث می شود بیمار نسبت به خانواده بدبین شود و کدورت و دشمنی بجای روابطه دوستانه که یکی از اجزای لازم برای موفقیت در درمان است را بگیرد.

گروههای خودیاری به تئوری " آخر خط " معتقد هستند و عقیده دارند که تا وفتی بیمار به ته خط نرسیده و عجز کامل را تجربه نکرده است نمی توان به درمان اقدام نمود . این دیدگاه قبلا طرفداران بسیاری داشت اما با رواج مصرف شیشه ، بیشتر درمانگران اعتقاد دارند که لازم نیست عوارض مصر ف به حدی برسد که بیمار احساس عجز نماید و یا از فرط بدحالی و یا فشار های مالی و ... مجبور به ترک شود بلکه بیمار هرچه سریعتر برای درمان اقدام نماید  آسیب کمتری برایش بوجود خواهد آمد و دچار صدمات روحی کمتری می شود که این خود می تواند به درمان کمک نماید .

اولین قدم در این مسیر ابراز آگاهی خانواده از اعتیاد فرد می باشد که این خود لزوم کمک رسانی را شکل می دهد . در چنین حالتی خیلی مهم است که چگونه به بیمار بگویید که از اعتیادش باخبر هستید، تا معتاد مخالفت نکرده و جلوی خانواده جبهه نگیرد و برای این کار ابتدا خانواده باید نگرانی و خشم خود را کنترل نموده، در یک محیط آرام و در شرایط مناسب  با قاطعیت و شفاف این موضوع را بیان نماید .

شرایط مناسب هنگامی است که بیمار اخیرا مواد مصرف نکرده ( نشئه نباشد ) و یا موقع مصرف بعدی  نباشد ( خمار نباشد )  و در واقع نرمال باشد .زمان ابراز آگاهی و دعوت به درمان نباید از کلماتی که بار منفی دارند و یا تمسخر یا تحقیر آمیز هستند استفاده شود . مقایسه و بزرگ نمایی زیاد هم کار ساز نیست  . همچنین تطمیع و دادن وعده و وعید هم  نیاید صورت گیرد .

با کسب اطلاعات صحیح از پزشک ، مشاور ، روانشناس و افراد ذیصلاح شیوه های مختلف درمان را برای بیمار توضیح دهید و با کلمات محبت آمیز به او تفهیم نمایید که از درمانش حمایت می نمایید و تا زمانیکه او داوطلب درمان باشد همراهیش می کنید و همچون بیماریهای دیگر، در  این بیماری هم امید به درمان زیادی وجود دارد و افرادی زیادی تحت درمان بوده و بهبود یافته اند .

محدودیت و فشار قبل و بعد از درمان اگر معقول و منطقی باشد و زیر نظر یک درمانگر صورت گیرد می تواند در این مسیر به خانواده و بیمار کمک نماید . مثلا پول و منابع مالی باید محدود شود ولی برای بیمار توضیح دهید که این کار به دلیل این است که پول خود وسوسه انگیز است و یک از برانگیزانها محسوب می شود . جایی که بیمار در آن مواد مصرف می نموده را باید بلوکه کرد مثلا ماشین، پشت بام، انباری، زیر زمین ، اتاق و...

لازم به ذکر است که این محدودیتها اگر با توضیحات کافی و لحن مناسب در یک محیط حمایت گر انجام شود بیمار احساس همدلی و همراهی خانواده را درک می نماید و انگیزه او برای درمان افزایش می یابد.

گاهی نیز معتاد ميداند كه خانواد ه اش از اعتیاد او اطلاع دارند و حتي ممكن است جلوي خانواده نيز مواد مصرف كند. اين گروه از بيماران اغلب باور دارند که معتاد نیستند و تفریحی مواد مصرف می کنند و مصرف موادشان تحت کنترل است ،هرگز معتاد نمی شوند و هروقت اراده  کند می تواند مواد مصرف نکند و یا خودش راه درمان را بلد است و نیازی به خانواده ندارد.

در چنین شرایط استفاده از کلمات مناسب که انگیزه بیمار را بیدار نماید بسیار مهم است . کمک گرفتن از درمانگر و روانشناس برای درک شرایط بیمار و یافتن دليل اصلي عدم پذيرش درمان  بسیار اهمیت دارد . بعضي از مصرفک‌نندگان دارای مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری، منفی کاری ، فحاشی ... و یا اختلالاتی در حوزه روانپزشکی  مانند  اضطراب، خودشیفتگی، افسردگی، ... که توصیه می شود براي اين گروه حتماً از راهنمايي روانپزشک و مشاور مطلع استفاده کنید.

بعضي ديگراز معتادان بر این عقیده هستند که مصرف مواد برای پیشرفت در کار و موقعیت اجتماعی ، رفع مشکلات جنسی، برقراری ارتباط بهتر لازم است  بهتر است عوارض دراز مدت مصرف را برایشان شرح داده و با صراحت  و قاطعیت کامل ،عدم پذیرش اعتیاد را توسط خانواده توضیح دهید

بعضي فكر ميكنند كه خودشان، شيوه درمان خود را بلد هستند و درمان تنها نیاز به اراده دارد، یا در منزل می توانند ترک نما یند که این نیز متضمن تاکید خانواده بر درمان بر اساس نظر پزشک و مشاور است و توضیح این مطلب که درمان کار تخصصی است و انتخاب بهترین روش درمان تنها با مشوزت می تواند صورت بگیرد .  بدین شکل نباید  به هيچ عنوان اجازه دهید که معتاد خودش )بدون مراجعه به درمانگر(، شيوه درمانش )نوع دارو، روش مصرف، محیط درمان و...( را انتخاب كند.

حالت دیگر ، بيماراني هستند كه اگر چه مي دانند خانواده ازاعتیاد اطلاع دارد و حتی خودش نیاز به درمان را کاملا حس می کند اما به   علت هايي حاضر به پذيرش درمان نيستند  مثلاً باج می خواهند )خرید ماشین،...( يا به دنبال گرفتن امتياز يا سرویسی  از خانواده  هستند يا اينكه از دست شما خشمگين هستند و می خواهند با عدم ورود به درمان، از شما انتقام بگيرند و لجبازی می کنند  در مورد این گروه، ضمن توجه به این نکته که به هیچ عنوان قرار نیست باجی بدهید، بهترین کار، وارد کردن یک مشاور و یا فرد مناسب از اعضاء مورد قبول طرفین در خانواده برای کمک به حل تعارضات و هر چه منطقی تر کردن توقعات است

 حال اگر كسي به هيچ عنوان حاضر به پذيرش درمان نبود چه بايد كرد؟

واقعيت اين است كه نمیتوان هیچ کس را به اجبار وارد درمان کرد. پس از انجام مراحل فوق و در نظر گرفتن همه شرايط، در نهايت اين بيمار است كه بايد براي ورود به درمان تصميم بگيرد و اگر بیماری به این نتیجه برسد که هیچ درمانی نمی خواهد و با توجه به اینکه شما منابع را از او دریغ کرده و او را در راه درمان تشویق کرد ه اید، باز هم هیچ تمایلی به درمان ندارد، در این مرحله نمیتوان توقع نتیجه گیری سریع داشت. دقت کنید که ناامید نشوید، و مراقب احساس سرخوردگی خود باشید. اشتبا ه ترین کاری که در این مرحله می توانید انجام دهید قطع ارتباط با روا نپزشکان و مشاوران و با ج دادن )مالی، احساسی و رفتاری( به بيمار است.

البته لازم است بدانيم در بعضي شرايط خاص که مشکل  فقط اعتیاد نیست و فرد به سمت خودکشی،

جنون، پرخاشگری، حالت مسموميت مواد و آسيب به ديگران پيش ميرود، درمان اجباري انتخاب صحيحي  به شمار می رود. در این موارد، بايد بر خلاف میل بيمار، او را بستري نمود. در مورد بيماراني كه مايل نيستند  براي درمان مراجعه كنند دو وضعيت خاص نيز وجود دارد كه دقت در مورد نحوه برخورد با آنها حائز اهميت است:

-1 بيمار، آمدن خود را منوط به وقايع يا امتيازاتي ميكند. پذيرش اين شرايط درست نیست. پس درمان معتاد خود را وابسته به انجام کاری برای او نکنید.

-2 گاهی بیمار شدیداً اصرار برای درمان ناگهانی و سریع دارد. اغلب این افراد باور دارند که اگر من الآن درمان نگیرم فرصت از دست می رود. دقت کنید این مطلب از نظر علمی صحت ندارد. به عبارتي لحظه طلایی براي درمان وجود ندارد؛ .تصمیم برای درمان، بتدريج خلق میشود. مطمئن باشید که درمان اورژانسی وجود ندارد. البته به هرحال، اين فرصتي است كه بيمار را به تيم درمان ارجاع دهيم و درمان او را با هر انگيز هاي كه باشد، شروع كنيم.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, راهنمای خانواده
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

 

همه می دانیم که بیماری اعتیاد با مصرف اولیه ی مواد و کسب تجربه لذت بخش در دوران اولیه مصرف ، آغاز می شود و با تغییرات ایجاد شده در سلولهای عصبی با افزایش نیاز به ماده و کاهش تاثیرات لذت بخش آن پیش می رود . ایجاد علائم محرومیت در اثر قطع یا کاهش مصرف ، ادامه مصرف را الزامی می سازد. رفتار مصرف پله پله لذت خود را از دست می دهد و اجباری می شود، مواد نیز غیر از ایجاد وابستگی، پله پله به درجات متفاوتی آسیبهای متنوع عصبی و جسمی در فرد مصرف کننده ایجاد می نماید. در این شرایط تابلوی کامل بیماری اعتیاد با ترکیبی از وابستگی و تخریب قابل مشاهده است . این تخریب و وابستگی در سوء مصرف موادی همچون آمفتامینها بیشتر از سایر مواد است . صدمات وارده به سیستم اعصاب مرکزی ، عملکردهای روانی  نرمال فرد را مختل کرده و عوارض بسیاری از قبیل انواع توهم ها،  هذیانها و پرخاشگریها را بوجود می آورد برای درمان اعتیاد به آمفتامین با توجه به اینکه درمان دارویی اختصاصی و شناخته شده ای ، نظیر متادون یا بوپره نورفین ( در اپیوئید ها) وجود ندارد ، درمانهای روانشناختی ، تنها درمان موثر در اعتیاد  به این گروه از مواد است که یکی از آنها ، روان درمانی با الگوی ماتریکس می باشد  . ماتریکس  یک روش درمان غیر دارویی و  سرپایی  برای بیماران می باشد . این روش اولین بار توسط دانشگاه UCLA آمريکا به دنياي پزشکي معرفي شده است ، اکنون معروفترین و شناخته شده ترین روش درمان اعتیاد به آمفتامین  در سراسر دنیا است . ماتریکس به صورت مداخلات ظريف روانشناختي حداقل دو جلسه در هفته برای  یک دوره سه ماهه در نظر گرفته شده اما ادامه درمان برای حداقل شش ماه کاملا ضروری است . 24 جلسه درمان روان شناختی برای یک دوره سه ماهه که با اضافه شدن 12 جلسه تکمیلی ، مجموع 36 جلسه برای شش ماهه درمانی خواهد بود . طول درمان بر اساس شرایط بیمار و سرعت و پیشرفت او تنظیم می شود . هر جلسه بین نیم تا یک ساعت خواهد بود . جلسه با مرور اتفاقات روزهای گذشته و تمرینات انجام شده جلسه قبل شروع می شود ، سپس با دستور جلسه جدید ادامه می یابد . در طول جلسه ضمن آموزش بیمار، تمریناتی برای انجام در روزهای آینده داده می شود . در طول جلسات بصورت هفتگی ، بیمار توسط روانپزشک ویزیت خواهد شد و با اینکه اصل درمان بر درمان غیر دارویی استوار است ولی در صورت بروز مشکلات همراه ، برای بیمار داروهای لازم تجویز خواهد شد .در این روش سعی می شود تا بیمار بتواند از توان واقعی خود بتدریج بهره برداری کرده و سطح عملکردهای روانی خود را در جریان درمان افزایش دهد و از پتانسیل دارو بعنوان یک کمک کننده مکمل استفاده نماید. همچنین در این روش، پرهيز تدريجي بيمار، تقويت حوزه های عملکرد رواني، اجتماعي و حرفه ای مورد هدف قرار ميگیرد ، تا  بیمار نسبت به خود و بیماریش بینش پیدا کرده مزاياي پرهيز را درک کند.

 شایان ذکر است که الگوی درمانی ماتریکس جلساتی نیز برای  آموزش خانواده در نظر گرفته است تا خانواده هم اطلاعات و دانش خود را از این بیماری افزایش داده و هم اطلاعات غلط آنها تصحیح شود .خانواده می تواند با اعتماد به بیمار و درمانش ، بستری سرشار از آرامش و امنیت برای فرد در حال بهبودی بوجود آورد و روند درمان را هموار سازد . اعضای خانواده می توانند  در فرایند درمان به عنوان یک متحد درمانی به درمانگر و بیمار کمک رسانی صحیح و درست داشته باشد ، همچنین  با افزایش اطلاعات خانواده ، انتظارات از بیمار و درمانش شکل واقعی به خود می گیرد .

مداخلات اصلی در درمان ماتریکس در 6 محور اصلی به شرح زیر است:

 1 - افزایش اطلاعات بیمار و اطرافیان درمورد بیماری اعتیاد و رفتارهای اعتیادی ، نحوه ایجاد و چگونگی درمان آنها

 2 - مهارتهای پیشگیری از ایجاد ولع مصرف مواد و کنترل ولع ایجاد شده

3 - مهارتهای پیشگیری از عود و مدیریت موارد احتمالی لغزش و روشهای پاک ماندن

4 - مهارتهای زندگی سالم نظیر برنامه ریزی ، ارتباط با  افراد سالم  ، تفریحات سالم و...

5- اصلاح مشکلات روانی و استرسهای همراه اعتیاد و آموزش روشهای مقابله ای

6 - مدیریت درمان اختلالات جسمی همراه اعتیاد

 یک یک جلسات ماتریکس الگوی خاص خود را دارد که درمانگر باید نحوه بیان و برگزاری هر جلسه را بداند و تکالیف بیمار را برایش شرح دهد تا بیمار در انجام آنها با مشکل روبرو نشود . درمانگر در نحوه بیان خود باید به سن ، تحصیلات و فرهنگ هر بیمار توجه نماید و با زبانی ساده و قابل فهم مباحث را توضیح دهد .

 درمان ماتریکس تنها به برگزاری جلسات درمانی در مرکز درمانی ختم نمیشود بلکه هدف   بهره گیری از آموزشها و انجام تمرینات در  دنیای واقعی مانند خانه و محیط زندگی است . درمانگر اعتیاد با بیمارش تمام مسائل مربوط به یک زندگی عادی و عاری از مواد را قدم به قدم مرور می کند و بعد از انجام آموزشهای لازم ،فرد را آماده ورود به زندگی اجتماعی می نماید. کلید دست یابی به این مهم اتصال  و اعتماد به درمانگر است که در  فرایند درمان باید اتفاق بیافتد و درمانگر اعتیاد باید برای رسیدن به این امر  با پذیرش بدون قید و شرط بیمار ، تلاش نماید .

 لازم به ذکر است که روش درمانی ماتریکس برای درمان معتادان به انواع مواد محرک، حشیش و الکل و حتی برای درمان چاقی نیز  می تواند بکار گرفته شود.


برچسب‌ها: درمان شیشه, روش ماتریکس, آمفتامین
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

  
مصرف متادون همراه با ساير داروها

مصرف داروهاي ديگر همراه متادون، بخصوص اگر آنها هم مضعف باشند (‌مانند الكل،‌افيونها از جمله هروئين يا بنزوديازپين‌ها مانند ديازپام )، خطر overdose راافزايش مي‌دهد. مصرف مقادير زياد الكل درچند روز يا چند هفته مي‌تواند طول زمان اثر متادون را كوتاه كند و موجب شود كه شخص قبل از مصرف دوز بعدي علائم ترك ( بازگيري ) راتجربه نمايد.

اين نكته بسيار مهم است كه فرد هنگام مراجعه به پزشك يا دانپزشك، مصرف متادون راگزارش دهد تا داروهائي كه موجب تاثير بر درمان نگهدارنده با متادون مي‌شوند را تجويز ننمايند.


Overdose و مرگ

مرگ در اثر مصرف متادون نادر است. مرگ مرتبط بامتادون تقريباً هميشه به دليل مصرف همزمان ساير داروها بخصوص بنزوديازپين‌ها و يا الكل مي‌باشد.

كادر حرفه اي بهداشتي عموماً پذيرفته اند كه درمان نگهدارنده با متادون دركاهش مرگ و مير معتادان به هروئين موثر است. مرگ در اثر مصرف متادون معمولاً به دلايل زير اتفاق مي‌افتد:

1- مصرف بيش از حد به طور اتفاقي ـ تحقيقات نشان داده است كه سوء‌ مصرف الكل و بنزوديازپين‌ها درمراجعان دريافت متادون شايع است. هرگونه مصرف همزمان داروهاي مسكن، ازجمله افيونهائي مانند هروئين،‌الكل و بنزوديازپين‌ها موجب افزايش خطر سركوب تنفسي، اغماو مرگ مي‌شود.

2- خودكشي ـ اختلالات عاطفي درمراجعان دريافت متادون شايع است.

3- صدمات و آسيب‌ها كه شامل تصادف باوسائل نقليه نيز مي‌باشد.

خطرات ديگر :

1- دسترسي به متادون توسط افراد ديگر (براي مثال اطفال) بسيار خطرناك است و مي‌تواند موجب ايجاد علائم overdose شود. متادون اضافي را بايد از دسترس بچه‌ها دور نگه داشت.

2- تزريق متادون خطري عمده جهت سلامتي افراد است و خطر overdose، لخته شدن خون،‌انسداد سياهرگها و ساير مشكلات طبي را افزايش مي‌دهد.

حاملگي وشيردهي :

زنان جامعه كه وابسته به مواد افيوني هستند بايد ترغيب شوند كه هرچه سريعتر وارد برنامة نگهدارنده با متادون شوند زيرا مصرف متادون موجب كاهش عوارض ناشي از مصرف ساير مواد افيوني، مانند هروئين مي‌شود. دلايل آن عبارتند از:

1- دوره‌هاي ترك ناخواسته كه با مصرف ساير مواد افيوني همراه است و موجب آسيب به جنين مي‌گردد درمصرف روزانة متادون رخ نمي‌دهد.

2- كيفيت زندگي اين افراد در درمان نگهدارنده بامتادون بهبود مي‌يابد كه موجب بهبود تغذيه و كاهش تنفس مي‌گردد و نتيجة آن سلامت جنين خواهد بود.

3- متادوني كه توسط داروخانه يا مركز درماني توزيع مي‌شود حاوي هيچگونه مادة مضر ديگري كه به جنين منتقل شود، نيست.

همانند ساير مواد افيوني،‌متادون از را ه جفت به جنين منتقل مي‌شود. بيشتر نوزاداني كه از مادران مصرف كنندة متادون به دنيا مي‌آيند، پس از تولد دچار علائم ترك مي‌شوند. علائم آنها از نظر طول مدت و شدت علائم متغير است. اين نوزادان را مي‌توان پس از تولد دربيمارستان به نحو موفقيت آميزي درمان نمود. به طور كلي، زناني كه از متادون استفاده مي‌كننند درمقايسه با مصرف هروئين، دچار مشكلات و عوارض كمتري مي‌شوند.

چون مقدار كمي‌متادون از راه شير به نوزاد منتقل مي‌شود، مادراني كه دربرنامة نگهدارنده با متادون هستند، ترغيب مي‌شوند كه به منظور كاهش علائم ترك متادون در نوزادان،‌به شيردهي ادامه دهند.

متادون در شيرمادر 4-2 ساعت پس از مصرف به حداكثر مقدار خود مي‌رسد، بنابراين شيردادن به نوزاد قبل از مصرف متادون موجب مي‌شود كه متادون كمتري به نوزاد برسد.


قانون (استراليا):

تزريق متادون يامصرف بيش از يك دوز در يك زمان، يادادن متادون به افراد ديگر غير قانوني است ـ دراستراليا، همانند اكثر كشورهاي غربي، متادون به صورت قانوني تهيه شده است وتوسط پزشكاني كه داراي مجوز هستند، تجويز مي‌گردند.

متادون و رانندگي (استراليا):

هرفردي كه تحت تاثير يك دارو باشد رانندگي او غير قانوني است زيرا قادر به كنترل مناسب خودرو نيست. اين مورد شامل مصرف متادون هم مي‌باشد و نقض اين قانون موجب جريمه‌هائي مانند ممنوعيت رانندگي خواهد شد.


برچسب‌ها: متادون
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 6:49 بعد از ظهر  توسط الهام رمضانی | 
تغییرات و آسیبهایی ناشی از مصرف شیشه را می توان چنین توصیف کرد :

1-   تغییر مدارهای مغزی و ایجاد وابستگی و اجبار به مصرف مواد: مدارهایی در مغز انسان وجود دارند که بطور طبیعی او را وادار به خوردن، آشامیدن و رفتارهای جنسی می­نمایند. شیشه این مدارها را در کنترل خود می­گیرد و باعث می­شود فرد مصرف­کننده یک "ولع غیر قابل کنترل" و یک "اجبار شدید برای مصرف" به سمت این ماده محرک پیدا نماید.

2-   تخریب سیستم­های تولید انرژی و انگیزه در مغز: افراد مصرف­کننده شیشه اگرچه در ابتدای مصرف، احساس انرژی، توان روحی و انگیزه را بالا می­نماید اما پس از مدتی فعالیت بیش از اندازه سیستم­های تولید انرژی و انگیزه در مغز موجب تخریب این سیستم­ها (سامانه­ها) می­گردد. در این شرایط فرد مصرف­کننده احساس می­کند بدون مصرف شیشه، توان و انگیزه انجام هیچ کاری را ندارد.

3-   اختلال در سیستم­های مغزی درک واقعیت: فرد مصرف­کننده شیشه ممکن است چیزهایی ببیند (برای مثال فردی که از پشت او را تعقیب می­کند) یا بشنود (برای مثال صدای همسایه­ها که بر ضد او توطئه می­کنند) که در واقع وجود خارجی یا حقیقت ندارند. علت این اختلال در ادراک (توهم) یا وجود باورهای غیر واقعی (هذیان) آسیب به نواحی مغزی تشخیص­دهنده واقعیت در فرد مصرف­کننده می­باشند.

4-    آسیب به توانمندی­ها و پردازشهای مغزی: مصرف شيشه مي‌تواند با ايجاد آسيب در سلولهاي مغزي منجر به تخریب توانمندی­های مغزی شود اين آسيب مي‌تواند با علائم زير بروز پيدا كند:

5 -  اختلال در حافظه: آسيبهاي مغزي ناشي از مصرف شيشه مي‌تواند منجر به اختلال در حافظه بخصوص در مورد وقايع نزديك شود. براي مثال ممكن است به ياد نياورد كه ديروز به چه كسي چك داده‌است يا مقدار اين چك چقدر بوده است، يا حتي ديروز نهار چه خورده­است، در اين شرايط ممكن است فرد فراموش كند كه وسايل خود را كجا گذاشته‌است و بعضي از صبح‌ها مدتي را صرف پيدا كردن سويچ ماشين خود نمايد.

6- اختلال در توجه: انسان به طور طبيعي مي‌تواند توجه خود را روي وقايع مختلف اطراف خود متمركز كند يا آن كه درآنِ واحد به چند موضوع مختلف توجه نمايد. براي مثال در حين رانندگي علاوه بر توجه به جاده با موبايل صحبت كند و چيزي هم بخورد! مصرف شيشه باعث مي‌شود ضمن كاهش قدرت توجه، جابجايي اين توجه بين وقايع مختلف پيراموني نيز سخت شود. به همين دليل ممكن است توجه فرد مصرف­کننده مدتي طولاني درگير گوشي موبايل يا اجزاء يك وسيله الكترونيك مانند دستگاه ضبط صوت خانه شود. در این شرایط اصطلاحاً گفته می­شود که فرد روی موضوع خاصی "کلید" کرده است.

7- اختلال در برنامه‌ريزي: لازمه بسياري از كارهاي اقتصادي، برنامه‌ريزي براي روزها و هفته‌هاي بعد و اجراي اين برنامه‌ها است. براي مثال فرد برنامه‌ريزي مي‌كند كه فردا فلان مدل موبايل را به تعداد 100 عدد بخرد و روز بعد آنها را به آقاي احمدي بفروشد. مصرف شيشه با ايجاد تخريب در نواحي جلويي مغز، امكان برنامه‌ريزي و اجراي مرحله ‌به مرحله برنامه‌ها را از مصرف‌كنندگان مي‌گيرد.

مجموعه اين اختلالات مغزي عموماً باعث مي‌شود فرد مصرف‌كننده شيشه بعد از چند سال ديگر نتواند فعاليت اقتصادي و شغلي خود را ادامه دهد وقتي دچار ورشكستگي گردد. پس در یک جمع­بندی می­توان گفت اجبار به ادامه مصرف، حالتهاي هذيان و توهم  و همچنين ضعف و كمبود انرژي همراه با بيماري اعتياد به شيشه همگی از  تخريبهاي مغزي ناشي مي‌شوند.

با وجود همه اين عوارض و خبرهاي بد، خبر خوبي نيز براي شما وجود دارد. در صورت حذف شيشه از بدن، اجرای برنامه­های درمانی اختصاصی تغذيه صحيح و تمرينهاي مغزي مناسب، اين آسيبها مي‌توانند ترميم گردند و امكان ادامه زندگي فعال و مفيد را براي شما ايجاد نمايند.

اما اصطلاح هر یک از این انواع اختلال مغزی عمده نیازمند نوع خاصی از مداخلات درمانی است. یکی از علل اصلی عدم موفقیت درمان اعتیاد به شیشه در بسیاری از مراکز درمانی عدم توجه به ابعاد مختلف این بیماری و انجام برنامه­ریزی­های درمانی اختصاصی برای هر کدام از این مشکلات می­باشد. در ادامه این مقاله تلاش خواهیم کرد برای مثال به روشهای درمانی نوع چهارم آسیبها، یا آسیب به توانمندی­های مغزی اشاراتی بنماییم. توانمندیهای مغزی بیماران مصرف­کننده شیشه با انجام تمرینات مناسب قابل بازگشت می­باشند.اما اين تمرينهاي مناسب كه اصطلاحاً «بازتواني مغزي» ناميده مي‌شوند چگونه اجرا مي‌گردند.

اصولاً به‌كارگيري مجدد عملكردهاي مغزي آسيب ديده بانظم و برنامه زماني مي‌تواند اين عملكردها را ترميم و تقويت نمايد. حتماً ديده‌ايد كه عضلات دست يا پايي كه دچار شكستگي شده است پس از باز كردن گچ، ضعيف و ناتوان هستند و تمرينات ورزشي مناسب مي‌تواند اين ضعف و ناتواني را اصلاح نمايند. دقيقاً همين اتفاق در مغز شما نيز قابل اجرا است. در اينجا تعدادي از پيشنهادهاي مناسب براي ترميم توانمندیهای مغزي ذكر مي‌گردد:

1- حل جداول كلمات

2- مطالعه كتابهاي آموزشي و مجلات

3- انجام بازيهاي كامپيوتري فكري

4- گفتگو در جمع دوستان و خانواده

5- پياده‌روي با برنامه ثابت هفتگی با افزایش شدت تدریجی

6- نوشتن نامه يا خاطرات روزانه

7- انجام بازيهاي فكري نظیر شطرنج و حتی منچ

8- انجام بازيهاي ورزشي غیر برخوردی و نیمه شدید نظیر پرتاب دارت

9- كمك در كارهاي روزمره خانه نظير خريد

10- برنامه‌ريزي روزانه و ثبت كارهاي انجام شده

البته بايد توجه داشت كه بهتر است اين تمرينات پس از طي شدن مراحل اوليه بهبودي (براي مثال از ماه سوم درمان) شروع گردد. بايد دقت نماييد كه نبايد اين بازتواني‌هاي مغزي باعث خستگي در بیمار تحت درمان شوند. زيرا خستگي مي‌تواند عامل افزايش ولع و عود گردد بنابراين ميزان اين تمرينات را حتماً با راهنمايي درمانگر در حد توان فرد بیمار تنظيم می­گردد و كم‌كم ميزان آنها افزايش می­یابد. همچنين وجود استرس همزمان با اجراي اين تمرينات مي‌تواند اثرات منفي ايجاد نمايد. بنابراين انجام ورزشهاي رقابتي كه برد و باخت در آنها براي فرد تحت درمان فشار روحي ايجاد مي‌كند يا برگشت به محيط كار و تحمل فشارها و تعهدات كاري و زماني بخصوص در شش ماه اول درمان مناسب نمي‌باشند.

در یک جمع­بندی می­توان گفت درمان و بهبودی آسیبهای مغزی ناشی از مصرف شیشه از اصول کلی پنجگانه زیر تبعیت می­کنند:

1-     آسیبهای مغزی مصرف شیشه اگرچه بسیار جدی هستند اما قابل بهبود و درمان می­باشند.

2-   مهمترین قدم برای ترمیم این آسیبها حذف مصرف شیشه در مسیر درمان بصورت تدریجی است. حذف این سم فرصت ترمیم را برای سلولهای مغزی فراهم می­کند.

3-   ترمیم آسیبهای مغزی شیشه اگرچه به علت ویژگیهای خاص مغز انسان بطور خود به خود نیز به صورت تدریجی صورت می­گیر اما انجام مداخلات درمانی سرعت و میزان این بهبودی را افزایش می­دهند.

4-   در طول مسیر بهبودی بخصوص در سال اول درمان فرد دچار ضعف جدی در عملکردهای مغزی است بنابراین باید بیاموزد که چگونه با این "توانمندیها و انرژی محدود" کنار بیاید. فشار زیاد به مغز بخصوص فشارهایی که بصورت "روشن و خاموش" وارد می­شوند (برای مثال فرد دو سه روز از مغز خود کار می­کشد و چند روز به علت خستگی کار را ول می­کند) می­توانند بهبودی را دچار اختلال کنند.

5-   اگرچه اصول اولیه درمان این آسیبهای مغزی بسیار ساده می­باشند اما حضور یک درمانگر برنامه­ریز و نظارت­کننده برای اجرای موفق این اصول درمانی بسیار ضروری است. این تصور که فرد بدون یک مربی بتواند مسیر بهبودی را به تنهایی طی نماید خیال باطلی است که به مقصد نمیرسد.


برچسب‌ها: آسیب مغزی, شیشه, مت آمفتامین
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

بوپره نورفين بانام تجاري Temgesic, subutex و به جهت درمان وابستگي

به مواد افيوني به كار مي رود. بوپره نورفين درسم زدايي معتادان به مواد افيوني،

درمان نگهدارنده و درمان دردهاي شديد كاربرد دارد.

بوپره نورفين در درمان وابستگي به مواد افيوني موثر است زيرا:

-1 از علايم ترك بخصوص ولع پيشگيري مي كند.

-2 اثرات مواد افيوني رامسدود مي كند به طوري كه استفاده از هروئين و

ساير مواد افيوني موجب نشئگي مورد انتظار نخواهد شد, بنابراين يكي از علل

مهم استفاده از اين مواد از بين خواهد رفت.

بوپره نورفين درصورتي در درمان وابستگي به مواد افيوني مفيد خواهد بود

كه استفاده از آن به عنوان جزيي از يك برنامه جامع تلقي شود. طيفي از

فاكتورهاي موثر برمصرف مواد توسط افراد وجود دارد. بنابراين قوياً توصيه

مي شود كه براي افزايش اثربخشي درمان، بيمار دريك برنامه درماني جامع

شركت داده شود به طوري كه جنبه هاي مختلف جسمي ، رواني و اجتماعي

موثر در مصرف مواد را مورد نظر قرار دهد. اين برنامه ممكن است چند رويكرد

درماني , مانند برنامه نگهدارنده با بوپره نورفين، مشاوره، درمان هاي جايگزين،

ايجاد شبكه حمايتي همچون هم سالان، خانواده و دوستان و گروه هاي حمايتي

را شامل شود.همانند ساير رويكردهاي درماني در وابستگي به افيون ها، برنامه

نگهدارنده بوپره نورفين ممكن است براي بعضي از افراد موثر باشد اما براي افراد

ديگر چندان مناسب نباشد. يك درمانگر ضمن مشاوره و صرف وقت , انتخاب

هاي ممكن را بررسي م يكند و روش درماني مناسب براي فرد را طراحي

مي نمايد.

بوپره نورفين يكي از انواع درمان هاي نگهدارنده براي معتادان به مواد

افيوني است. ساير موارد عبارتنداز:

-1 متادون:اگر از بوپره نورفين استفاده شود، انتقال به متادون به سرعت

ممكن است.

-2 نالتركسون:اگر از بوپره نورفين استفاده شود، انتقال به ناتراكسون در 5- 3

روز ممكن است.

فوايد درمان نگهدارنده با بوپره نورفين

-1 درمان نگهدارنده فرد را در وضعيت باثباتي حفظ مي كند, به طوري كه

فرد مي تواند دوباره به زندگي خود سرو سامان دهد. بيمار قادر است پس از

مدتي به سمت كاهش ميزان بوپره نورفين مصرفي برود، به صورتي كه درمان

نگهدارنده را متوقف كند.

-2 احتمال overdose در استفاده از بوپره نورفين به تنهايي، بسيار كم است.

-3 مشكلات بهداشتي كاهش مي يابند بخصوص در مواردي كه مرتبط

باتزريق مواد هستند,مانند ويروس هاي HIV ، هپاتيت B وهپاتيت C، عفون تهاي

پوستي و آسيب به سياهر گها.

-4 روزانه يك بار مصرف مي شود (و گاهي كمتر) زيرا طول مدت اثربوپره

نورفين طولاني است.

-5 بوپره نورفين بسيار ارزان تر از مواد افيوني است.

-6 قطع مصرف هروئين به معناي استفادة بيشتر از فرص تهاي زندگي است.

به طور مثال نشاط بيشتر فرد ارتباط صميمانه و با ثبات بيشتر با افراد ديگر،

اشتغال به كار و در آمد بيشتر.

اثرات جانبي مصرف بوپره نورفين

بوپره نورفين معمولاً به خوبي تحمل مي شود ،البته عوارضي هم گزارش

شده است. بيشتر اين علايم درشروع درمان ايجاد مي شوند بخصوص در هفته

اول.عوارض ممكن است به دليل همراهي علايم ترك مواد افيوني و مصرف

بوپره نورفين باشد.شايع ترين عوارض در قسمت بازگيري (ترك) بوپره نورفين

ذكر شده است.

شروع درمان نگهدارنده با بوپره نورفين

هم مصرف كنندگان هروئين و مواد افيوني و هم افرادي كه دربرنامه

نگهدارنده بامتادون هستند ،مي توانند از بوپره نورفين استفاده كنند. بعد از شروع

مصرف روزانه، دوز به گونه اي تنظيم مي شود كه فرد به ثبات برسد يعني

علايم, ترك مانند ولع وجود نداشته باشد. سپس ممكن است دوز مصرفي را هر

دو روز يك بار تقليل داد.براي مصرف كنندگان هروئين، اولين دوز بوپره نورفين

حداقل 6 ساعت بعد از آخرين مصرف هروئين و به صورت ايده آل بعد از آغاز

علايم ترك، شروع مي شود.افرادي كه در درمان نگهدارنده بامتادون با دوز 30

ميلي گرم ياكمتر در روز هستند را م يتوان مستقيماً به درمان با بوپره نورفين

منتقل نمود و معمولاً علايم ترك ايجاد نمي شود. در افرادي كه بيش از 30

ميلي گرم متادون مصرف مي كنند قبل از استفاده از بوپره نورفين بايد مقدار

مصرفي متادون را كاهش داد. اگردر اين افراد (مصرف كنندگان بالاي 30 ميلي

گرم متادون در روز) انتقال به بوپره نورفين انجام شود ممكن است علايم ترك

ايجاد شود. انتقال به بوپره نورفين دربيماراني كه بالاتر از 60 ميلي گرم متادون

در روز دريافت مي كنند، توصيه نم يشود.به طور كلي بيماراني كه در درمان

نگهدارنده با متادون هستند نسبت به مصرف كنندگان هروئين، هنگام انتقال به

بوپره نورفين، احتمال نسبتاً بيشتري براي بروز علايم ترك دارند. بعضي از

بيماران ممكن است قبل از تثبيت بابوپره نورفين احساس اندكي ناراحتي داشته

باشند.

بوپره نورفين چگونه مصرف مي شود؟

قرص هاي subutex يا temgesic بايد زيرزبان قرار گيرد تا حل شود.

جويدن يابلع قرص ها موجب بي اثر شدن آن مي شود. تزريق آن هم خطرناك

است وممكن است منجر به آسيب شديد به سياهرگ، لخته شدن خون يا

سايرمشكلات بهداشتي گردد.بوپره نورفين درعرض 8- 2 دقيقه پس از قراردادن

زيرزبان حل مي شود. اثرات آن در 30 تا 60 دقيقه پس از مصرف ظاهر م يشود،

در 4- 2 ساعت به اوج مي رسد و بين 4 ساعت تا 3 روز (بستگي به مقدار

مصرف شده) طول مي كشد.

دوز دقيق چه مقدار است؟

دوز مناسب بوپره نورفين درافراد متفاوت است. به عنوان يك راهنما ،دوز

مصرفي در وابستگي به هروئين 4 الي 32 ميلي گرم در روز است. كادر درماني,

بايد در مورد عوارض ناشي از مصرف, اطلاعات كافي داشته باشند و ميزان

مصرف را به نحو مناسبي تنظيم كنند. هنگامي كه اولين دوز بوپره نورفين

شروع شد معمولاً روزها طول م يكشد ( 37 روز به بعد) تا اثرات آن در بدن

تثبيت گردد. ادامه مصرف هروئين تثبيت بوپره نورفين رادچار مشكل م يكند.

استفاده از بوپره نورفين همراه با داروهاي ديگر

به طوركلي, استفاده از داروها به صورت توام موجب تغيير اثرات آنها

مي شود و بخصوص بايد از مصرف ساير داروهاي كند كننده مثل بنزوديازپين ها

احتراز شود. انواع نام هاي تجاري بوپره نورفين عبارتند از:

دورفين، تمجيزك ،دورجيزك، جسنور, بوپره جيزك.

متاسفانه امروزه سو ء مصرف نوع تزريقي آمپول بوپره نورفين بسيار شايع است

كه مي تواند خود نيز عاملي در جهت گسترش ويروس HIV باشد. مصرف بيش

از حد آن ممكن است منجر به مشكلات تنفسي، اغما و مرگ شود.استفاده از

بوپره نورفين همراه هروئين و ساير مواد افيوني مانند متادون ،احتمال تجربه

علايم ترك را افزايش مي دهد.

بازگيري ( ترك ) بوپره نورفين

پس از استفادة طولاني مدت از بوپره نورفين كنار هگيري از آن ممكن است

منجر به علايمي شبيه به علايم ترك هروئين شود.البته علايم ترك بوپره نورفين

خفيف ترازمتادون وسايرمواد شبه افيوني است.علايم ترك درافراد متغيراست و

اغلب شامل مواردزير است:

-1 علايم شبيه سرماخوردگي يا آنفلوانزا 5- اختلال در خواب

-2 سردرد 6- تهوع

-3 تعريق 7- اختلال خلق

-4 درد 8- كاهش اشتها

اين اثرات معمولاً در 5- 2 روز اول به اوج مي رسد و بعضي از علايم خفيف

ممكن است هفته ها به طول انجامد.

مواردي كه بايد درمصرف بوپره نورفين به آن توجه كرد:

-1 وجود مشكلات كبدي از جمله هپاتيت حاد

-2 بيماري تنفسي

-3 حاملگي وشيردهي : هنوز ثابت نشده است كه مصرف بوپره نورفين

درحاملگي ب يضرر باشد.

-4 مصرف بوپره نورفين مي تواند موجب اختلال در رانندگي وكار با

بعضي وسايل مكانيكي گردد، بنابراين برخي از مشاغل براي مصرف كنندگان

بوپره نورفين مناسب نيست__

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

متادون متعلق به گروهي از مواد به نام شبه افيون هاست. شبه افيون ها

ساختار شيميايي و عملكردي شبيه به مورفين دارند(طبيعي و صناعي )، يكي

از زير گروه هاي شبه افيون ها , خانواده مواد افيوني است كه به عنوان داروهاي

تسكين دهنده درد اعصاب مركزي طبقه بندي مي شوند و موجب كاهش فعاليت

سيستم اعصاب مركزي مي شوند. الكل ،كانابيس، بنزوديازپين ها(شامل ديازپام،

لورازپام و...) موارد ديگري از داروهاي مضعف هستند. متادون به صورت صناعي

ساخته مي شود و به عنوان جانشيني براي درمان افراد و ابسته به هروئين و

ساير شبه افيون ها به كار مي رود. طول مدت اثر آن بسيار طولاني تر از هروئين

است, به طوري كه مدت اثر يك دوز واحد آن تقريباً 24 ساعت است. درحالي

كه درمورد هروئين ممكن است فقط 2 ساعت باشد.

به طور كلي دو نوع برنامه درماني با متادون وجود دارد

-1 درمان نگهدارنده يا طولاني مدت كه ممكن است ماه ها يا سال ها به

طول انجامد. هدف در اين برنامه كاهش آسيب هاي ناشي از مصرف مواد و

بهبود كيفيت زندگي است.

-2 برنامه سم زدايي در روش پرهيز مدار ( كوتاه مدت) كه تقريباً 14 - 5

روز طول مي كشد. هدف از اين برنامه كاهش رنج هاي ناشي از قطع مواد افيوني

مانند هروئين است.

فوايد درمان با متادون

بسياري از مردم براين باورند كه مصرف كنندگان مواد افيوني بهتر است

كه مصرف اين مواد را به طور كلي قطع كنند. اگر چه اين انتخاب براي بعضي

از مصرف كنندگان اين مواد مناسب به نظر م يرسد ،اما براي بعضي از آنها

احتمال بازگشت زياد است.البته تحقيقات نشان داده اند كه برنامه نگهدارنده

بامتادون مي تواند جنبه هاي مختلف بهداشتي زندگي فرد معتاد به هروئين را به

دلايل زير, ارتقا بخشد:

-1 هروئين با مواد ديگر مخلوط مي شود و ناخالصي آن زياد است.

-2 متادون به صورت خوراكي تجويز م يشود و خطرات ناشي از تزريق

هروئين را ندارد.اين امر موجب كاهش خطرات ناشي از استفاده مشترك از

وسايل آلوده در تزريق مي گردد و درنتيجه احتمال عفونت هاي منتقل شونده از

راه خون همچون هپاتيت B، هپاتيت C (كه موجب مشكلات طولاني مدت براي

كبد مي شوند) و HIV كاهش مي يابد.

-3 افرادي كه تحت درمان نگهدارنده بامتادون هستند, معمولاً به شيوه

زندگي متعادل و باثباتي دست مي يابند كه شامل بهبود وضعيت تغذيه و خواب

مي شود.

-4 فرد كمتر تحت استرس قرار مي گيرد, زيرا نگران چگونگي تامين

هروئين براي استفاده مكرر در طول شبانه روز نيست.

-5 متادون _به مدت طولاني دربدن باقي مي ماند, بنابراين روزانه يك بار

مصرف مي شود.

-6 ميزان جرم جهت تامين هزينه خريد هروئين كاهش مي يابد.

-7 موجب كاهش ارتباط معتادان باسيستم قاچاق و عرضه كنندگان مواد

مي شود.

-8 متادون نسبت به مواد غير قانوني ارزان تر است.

-9 دربعضي شرايط مي توان متادون را قطع نمود (درصورت تشخيص تيم

درماني).

درصورت مصرف متادون دربرنامه نگهدارنده بايدبه موارد زيرتوجه نمود:

-1 توجه شود كه مراجعان براي برنامه نگهدارنده با متادون, مشاوره

تخصصي دريافت كنند.

-2 متادون همانند هروئين قوي است و درصورت مصرف غلط , خطرناك

است.

-3 مادامي كه فرد تحت درمان بامتادون است درواقع به صورت جسمي

وابسته به شبه افيون هاست.

-4 فرد بامصرف يك دوز متادون تجربه نشئگي را ندارد.

-5 فرد بايد متعهد شود كه روزانه ( حتي درتعطيلات ) براي دريافت

متادون مراجعه كند.

اثرات جانبي مصرف متادون

بعضي افراد در برنامة نگهدارنده با متادون علايم ناخواسته اي را در طول

درمان تجربه خواهند كرد. (ممكن است كه علت آن دوزمتادون تجويز شده

باشد, به صورتي كه بسيار كم يا بسيار زياد تجربه شود) كه به خصوص درشروع

درمان ايجاد مي شود. بعضي از اين علايم ناشي از عوارض خود متادون است.

هنگامي كه مقدار تجويز شده بسيار كم باشد علايم شبيه به آنفلوانزا است

وشامل موارد زيراست:

-1 آبريزش بيني و عطسه 2- سيخ شدن موها

-3 دردهاي شكمي 4- دردپشت ومفاصل

-5 احساس ضعف جسمي 6- افزايش درجه حرارت بدن و احساس سرما

-7 از دست دادن اشتها 8- تعريق

-9 لرزش 10 - تحريك پذيري و پرخاشگري

-11 اسپاسم ماهيچه اي وپرش عضلاني 12 - اختلال درخواب

-13 تهوع و استفراغ 14 - ولع براي مواد

-15 خميازه 16 - اسهال

درصورتي كه فردي كه مصرف متادون را يكباره قطع كند ممكن است

بسياري از علايم ذكر شده را تجربه نمايد. علايم ترك ( بازگيري) معمولاً يك

تا سه روز بعد از آخرين مصرف شروع م يشود و در حدود روزششم به حداكثر

مي رسد اما مدت طولاني تري به طول مي انجامد.

علايم ناشي از مصرف بيش از حد عبارتند از:

-1 خواب آلودگي و چرت زدن 6- ضعيف شدن نبض و كاهش فشار خون

-2 تهوع واستفراغ 7- طپش قلب

-3 تنفس سطحي 8- سرگيجه

-4 مردمك نوك سنجاقي 9- اختلال در عملكرد جنسي

-5 كاهش دماي بدن 10 - گردش خون ضعيف

بعضي افراد ممكن است عوارضي را تجربه كنند كه ارتباطي با دوز مصرفي

متادون ندارد.

-1 تعريق (فردبايدحداقل دوليتر آب در روز بنوشدتا دچاركمبود آب بدن نشود)

-2 يبوست 7- احتباس مايع

-3 درد ماهيچه ها ومفاصل 8- كاهش اشتها، تهوع و استفراغ

-4 كاهش ميل جنسي 9- دردشكمي

-5 جوش هاي پوستي و خارش 10 - پوسيدگي دندان

-6 تسكين 11 - بي نظم يدرقاعدگي

اين عوارض مدت كوتاهي پس ازمصرف متادون فروكش م يكند.

درافرادي كه كاركرد كبدي آنها ضعيف است( به طور مثال عفونت

هپاتيت B ، هپاتيت ها ونيز استفادة طولاني مدت از الكل) مقدار متادون تجويز

شده , نياز به نظارت دقيقي دارد.

افرادي كه به مواد افيوني وابستگي ندارند در صورت مصرف متادون,

علايمي را تجربه خواهند كرد كه شبيه به علايم ناشي از مصرف مقدار زياد

متادون است (قبلاً ذكر شده است).

مصرف متادون همراه با ساير داروها

مصرف داروهاي ديگر همراه متادون، به خصوص اگر آنها هم تضعيف

كننده سيستم اعصاب مركزي باشند ( مانند الكل ،افيون ها از جمله هروئين يا

بنزوديازپين ها مانند ديازپام )، خطر overdose راافزايش مي دهد. مصرف مقادير

زياد الكل درچند روز يا چند هفته مي تواند طول زمان اثر متادون را كوتاه كند

و موجب شود كه شخص قبل از مصرف دوز بعدي, علايم ترك ( بازگيري )

راتجربه نمايد.اين نكته بسيار مهم است كه فرد هنگام مراجعه به پزشك يا

دندانپزشك، مصرف متادون راگزارش دهد تا داروهايي كه موجب تاثير بر

درمان نگهدارنده با متادون مي شوند را تجويز ننمايند.

مصرف بيش از اندازه ( Overdose ) و مرگ

مرگ در اثر مصرف متادون نادر است. مرگ مرتبط بامتادون تقريباً

هميشه به دليل مصرف هم زمان ساير داروها بخصوص بنزوديازپين ها و يا الكل

است.كادر حرفه اي بهداشتي عموماً پذيرفته اند كه درمان نگهدارنده با متادون

دركاهش مرگ و مير معتادان به هروئين موثر است. مرگ در اثر مصرف متادون

معمولاً به دلايل زير اتفاق م يافتد:

-1 مصرف بيش از حد به طوراتفاقي. تحقيقات نشان داده است كه سوء

مصرف الكل و بنزوديازپين ها درمراجعان دريافت متادون شايع است.

هرگونه مصرف هم زمان داروهاي مضعف سيستم اعصاب مركزي مانند

هروئين ،الكل و بنزوديازپين ها موجب افزايش خطر ضعف تنفسي، اغماو

مرگ مي شود.

-2 خودكشي, اختلالات عاطفي درمراجعان دريافت متادون شايع است.

-3 صدمات و آسيب ها, كه شامل تصادف باوسايل نقليه نيز م يباشد.

خطرات ديگر

-1 دسترسي به متادون توسط افراد ديگر (براي مثال اطفال) بسيار

خطرناك است و مي تواند موجب ايجاد علايم overdose شود. متادون

اضافي را بايد از دسترس بچه ها دور نگه داشت.

-2 تزريق متادون خطري عمده جهت سلامتي افراد است و خطر ،overdose

لخته شدن خون ،انسداد سياه رگها و ساير مشكلات طبي را افزايش مي دهد.

حاملگي وشيردهي

زنان جامعه كه وابسته به مواد افيوني هستند, بايد ترغيب شوند كه

هرچه سريع تر وارد برنامه نگهدارنده با متادون شوند زيرا مصرف متادون

موجب كاهش عوارض ناشي از مصرف ساير مواد افيوني، مانند هروئين مي شود.

دلايل آن عبارتند از:

-1 دوره هاي ترك ناخواسته كه با مصرف ساير مواد افيوني همراه است و

موجب آسيب به جنين مي گردد درمصرف روزانه متادون رخ نم يدهد.

-2 كيفيت زندگي اين افراد در درمان نگهدارنده بامتادون بهبود م ييابد و

موجب بهبود تغذيه مي گردد و نتيجه آن سلامت جنين خواهد بود.

-3 متادوني كه توسط داروخانه يا مركز درماني توزيع م يشود حاوي

هيچ گونه ماده مضر ديگري كه به جنين منتقل شود، نيست.همانند ساير مواد

افيوني ،متادون از راه جفت به جنين منتقل مي شود. بيشتر نوزاداني كه از

مادران مصرف كننده متادون به دنيا مي آيند، پس از تولد دچار علايم ترك

مي شوند. علايم آنها از نظر طول مدت و شدت علايم متغير است. اين نوزادان را

مي توان پس از تولد دربيمارستان به نحو موفقيت آميزي درمان نمود. به طور

كلي، زناني كه از متادون استفاده مي كنند درمقايسه با مصرف هروئين، دچار

مشكلات و عوارض كمتري م يشوند.چون مقدار كمي متادون از راه شير به نوزاد

منتقل مي شود، مادراني كه در برنامه نگهدارنده با متادون هستند، ترغيب

مي شوند كه به منظور كاهش علايم ترك متادون در نوزادان ،به شيردهي ادامه

دهند.متادون در شيرمادر 4- 2 ساعت پس از مصرف به حداكثر مقدار خود

مي رسد، بنابراين شيردادن به نوزاد قبل از مصرف متادون موجب مي شود كه

متادون كمتري به نوزاد برسد.

تزريق متادون يامصرف بيش از يك دوز در يك زمان، يا دادن متادون به

افراد ديگر غير قانوني است. عليرغم همه مزاياي متادون نسبت به ساير

گزينه هاي درماني موجود در برخي كشورها از جمله دراستراليا، همانند اكثر

كشورهاي غربي، متادون به صورت قانوني تهيه شده و توسط پزشكاني كه

داراي مجوز هستند، تجويز مي گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

 

گرچه به نظر میرسد همه انسان ها مسئول اعمال و سلامت خود هستند ولي در مورد وابستگی به مواد و اعتياد مسئله اندكی پيچيده تر است بدين معنی كه فرد معتاد صرفا يك مصرف كننده نيست كه هر وقت خواست ماده ای را مصرف كند و هر وقت نخواست آن را كنار بگذارد.

در واقع مجموعه اي از عوامل جسمی،ذهنی،روانی،خانوادگی،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی و ... فرد را به اين سمت سوق می دهند كه معمولا همه آنها در نگاه اول مورد توجه قرار نمی گيرند و روند درمان را تحت تاثير قرار می دهند و البته خود اعتياد و فرد وابسته به مواد نيز بر عوامل بالا تاثير میگذارند و خانواده و جامعه را به واكنش های خاص وادار می كند لذا اخيراً بر رفتار خانواده ونقش آنها بر ادامه اعتياد فرد تاكيد شده است و البته سوالی كه اغلب پدر و مادرها وهمسران مي پرسند اين است كه در مقابل فرد وابسته به مواد چه رفتاری نشان بدهيم كه فرد مجدداً مصرف مواد را شروع نكند پاسخ به اين سوال اندكي مشكل است و راهنمایی ها بستگی به شرایط فرد و خانواده اش دارد و شايد پاسخ به اينكه چه كار هایی را نباید انجام داد راحت تر باشد.

در همين مورد تعاريف جديدی مطرح شده است كه يكی از آنها " هم وابستگی "‌ (codependence يا codependency) میباشد و متخصصین از آن به عنوان " خانواده معتاد ساز " نيز ياد می كنند.

اين اصطلاح برای نشان دادن الگوهای رفتاری اعضای خانواده است که شدیداً تحت تاثیر عضو دیگری قرار می گیرند که ماده ای را مصرف می کند که یک نمونه آن می تواند این گونه باشد که پدر خانواده وبرادران فرد بیمار وقتی از مصرف مواد توسط برادرشان آگاهی می یابند سر او می ریزند واو را می زنند واز خانه بیرون می کنند و طردش می کنند یا خواسته های او را برآورده نمی کنند واو احساس تبعیض می کند و در نتیجه بیشتر به مواد پناه می برد.

اختیاردادن ( Enabling ) اولین و مورد توافق ترین مشخصه "هم وابستگی" (codependence) است که در آن اعضای خانواده فکر می کنند کمترین کنترل را روی توانمندسازی افراد برای مصرف مواد دارند و آن هم به خاطر فشار اجتماعی روی افراد حمایت گر خانواده مثل همسر و مادر است که از اعضای ديگر خانواده حمایت می کنند یا ممکن است وابستگی های بین فردی بیمار گونه بین افراد خانواده وجود داشته باشد که یک نفر از فرد معتاد حمایت می کند .که هر دوی این رفتارها واحساس ها باعث می شود که در مقابل تغییر رفتار اعتيادی مقاومت ایجاد شود.

برای نمونه مادر یکی از معتادان را می توان مثال زد که رخت می شست تا خرج اعتیاد پسرخود را بدهد مبادا اينكه او به دزدی يا عمل خلاف دیگر كشيده شود یا خانواده ای که زن کار می کرد که مبادا شوهرش خمار شود و داد و فریاد راه بیاندازد و در آپارتمان آبروریزی شود و پدر و مادر زن بفهمند که شوهر وابستگی به مواد دارد.

خصوصیت دیگر "هم وابستگی " (codependence) این است که افراد خانواده تمایل ندارند که اعتیاد را به عنوان یک بیماری بپذیرند و اعضای خانواده آنچنان رفتار می کنند که رفتار مصرف مواد یک عمل اختیاری و خواسته است و مصرف کننده به الکل یا مواد ديگر بیش از اعضای خانواده اهمیت می دهد واين برداشت باعث می شود که آنها احساس عصبانیت ،شکست یا طرد شدن کنند.

علاوه بر این احساسها ، افراد خانواده احساس گناه یا افسردگی می کنند چون فرد وابسته به مواد وقتی از طرف خانواده این انتظار می بیند که باید خود را کنترل کند سعی می کند عدم کنترل خودش را در مصرف مواد انکار کند و توجهات را از مصرف خودش به سمت دیگران معطوف كند و مسئولیت این مصرف را به گردن سایر اعضاء خانواده بیاندازد و مخصوصاً به گردن کسانی می اندازند که تمایل به پذیرش این مسئولیت دارند.

خصوصیت دیگر "هم وابستگی" ، "انکار" است:
اعضای خانواده همانند مصرف کننده ها به گونه ای رفتار می کنند که مواد مشکلات آشکاری برای آنها ایجاد کرده است و نه اینكه مصرف ماده واقعاً خود یک مشکل است واين یک نوع وارد شدن در حالت انکار است.

وبه خاطر همین انکار، فرد وابسته به مواد و افراد فامیل "هم وابسته" تمایل به پذیرش مداخله خارجی درمانی را ندارد و آن را به عنوان نیاز نمی بیند و با وجود شکست های مکرر ، نیروی بیشتری را به کار می گیرند تا آرامش را حفظ کند و وقتی این تلاش اضافی با شکست مواجه می شود، آنها شکستها را بیشتر به خودشان نسبت می دهند تا به روند بیماری فرد وابسته به مواد و به خاطر همين عصبانی می شوند واعتماد به نفسشان کاهش می یابد و افسرده می شوند.

درمانگر در جريان درمان سعی می كند اين ساز و كارهای مخرب را در خانواده شناخته، به تدریج آنها را اصلاح نمايد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

 

بنام خداوند پروانه ها

مقدمه ای برای شروع درمان به شیوه ماتریکس

درما ن اعتیاد به شیشه تنها از طریق درمان مشاوره ای و درمان علامتی امکان پذیر است درمان مشاوره ای یعنی بیمار باید هفته ای 2 تا 3 جلسه تحت مشاوره قرار بگیرد و از این طریق هم درباره بیماري خود به اطلاعات صحیح و جامعی دست پیدا کند و هم مهارت هایی را آموزش ببیند که قبلا فاقد آنها بوده است . مجهز شدن به انواع مهارتها ي روانی، اجتماعی، به  بیمار کمک می کند تا برانگیزاننده ها و کلاٌ شرایط پر خطر را شناسایی کرده و برای جلوگیری از وسوسه راهکارهای مقابله ای را یاد بگیرد . مهارتهای جلوگیری از وسوسه و راهکارهای مقابله با وسوسه در درمان شیشه شاید از مهمترین راهکارها در درمان  باشد.

درمان علامتی شامل ، درمان علائمی است که در بیمار بعد از ترک مصرف شیشه ظاهر می شود. علائمی مانند انواع تیکها، بیقراری، اضطراب، افسردگی ، سردرد ، اختلال خواب و ...... که توسط روانپزشک با تجویز حداقل دارو  کنترل  می شود تا هم بیمار از پتانسیل خود برای استفاده نماید و هم مشکلات بیمار خللی در درمان ایجاد ننماید.

درمان به شیوه ماتریکس ، درمانی روانشناختی همراه با مداخلات ظریف و شامل جلسات متعدد مشاوره برای بیمار و خانواده است که هم بیمار و هم خانواده را در پیمودن مسیر درمان یاری می دهد . ماتریکس شامل یک تعهد درمانی برای بیمار و خانواده است که طی آن بیمار و خانواده اش متعهد می شوند که در جلسات حاضر شده و درمانهای رفتاری، شناختی، و ..... , و همینطور تستهای هفتگی را که روانشناس و روانپزشک در نظر گرفته اند را انجام دهند . جلسات ماتریکس از 12 تا 20 جلسه در نظر گرفته می شود .

دو هفته اول بعد از قطع مصرف، زمان  ظهور علایم  روانی ترک محسوب می شود  در ترک مواد محرک بویژه شیبشه  علایم بیشتر روانی است و علایم جسمانی کمتر دیده می شود . علائمی روانی مانند پرخوابی، کلافگی، بی رمقی، بی حوصلگی ، وسوسه،  تحمل پایین ، تحریک پذیری، عصبانیت و ...  را  بیمار در دو هفته  آغازین درمان   تجربه می نماید. بعد از دو هفته اول وضعیت و شرایط  عمومی بیمار بهتر  می گردد و بیمار در این مرحله واجد احساس کاذب بهبودی می شود ، حتی خانواده نیز این  تغییرات را حس کرده و گاهی در این مرحله بیمار و خانواده از روند درمان خارج می شوند و به اشتباه فکر می کنند که دیگر نیازی به ادامه ندارند. این احساس بهبودی در انتهای هفته چهارم از بین میی رود . چهار هفته اول اصطلاحاٌ مرحله ماه عسل  نامیده  می شود.

بعد از ماه اول و با شروع هفته پنجم بیمار دچار علائم ناخوشایندی می شود که این علائم بسته به مقدار مصرف و طول مدت مصرف و نوع مصرف متفاوت است این مرحله دیوار نام دارد که مدت آن تقریبا 3 تا 5 ماه طول می کشد . بیماران زیادی در این مرحله از درمان خارج شده  و بیماریشان بازگشت می کند. اما بیمارانی که مواد مصرف نکرده و به پرهیز خود ادامه داده اند به مغز خود فرصت بهبودی داده و کم کم علائم وسوسه و دیگر علائم روانی از بین می رود و حال بیمار رو به بهبودی می رود و توانا یی بیمار برای حفظ پاکی خود هر روز بیشتر می گردد.

در این جلسه که مقدمه ای است برای شروع جلسات درباره مفهوم درست اعیتاد با بیمار و خانواده صحبت می کنیم و در همین جلسه سعی می کنیم با مصاحبه انگیزشی نگرش خانواده را درباره اعتیاد، معتاد و مواد مخدر و آسیبهای وارد شده به مغز  تغییر و یا اصلاح کنیم و قرار نیست نظر شخصی خودمان  را به بیمار و خانواده اش تحمیل نماییم و در همین مرحله نخست درباره درمان به روش ماتریکس و جلسات درمان و هزینه درمان برای آنها توضیحاتی می دهیم و سپس بعد از اعلام رضایت خانواده و بیمارو امضای فرمهای مخصوص درمان ، منشی کیلینیک  برنامه جلسات مشاوره را تنظیم کرده و به رویت بیمار و خانواده می رساند. و جلسه بعدی که اولین جلسه محسوب می شود در واقع درمان قع درمان آغاز می گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 
  •  آیا  درمان نگهدارنده با متادون واقعا یک جایگزینی ساده قرص با مواد مخدر است یا به نوعی خصوصیات یک درمان واقعی را دارد؟
  • اگر قرار است ماده ای را جایگزین ماده ای دیگر کنیم چگونه می توان آن را درمان نامید؟
  • دوستان من می گویند ما ترياكي يا كراكي هستیم و تو قرصی هستی و این قرص ها خیلی بدتر از مواد است؟!

یکی از بحث برانگیزترین درمان هایی که در مورد درمان اعتیاد مطرح شده است  درمان نگهدارنده با متادون است و چون متادون خود یک مخدر است این شبهه برای افراد ایجاد می شود که پزشک به جای اینکه مرا ترک بدهد و کاری کند که من ماده ای را مصرف نکنم مرا قرصی کرده است لذا بسیاری از افراد زیر بار این درمان نمی روند.

این افراد در واقع شناخت درستی از بیماری وابستگی به مواد ندارند.

 آنها به اعتیاد تنها به عنوان مصرف یک ماده نگاه میکنند در حالی که اعتیاد یا وابستگی به یک ماده تنها عادت به مصرف یک ماده نیست و فرد معتاد بعد از مدتی مصرف دیدگاهش نسبت به دنیا تغییر می کند و همه چیز را از منظر نشئگی و خماری می بیند. توانایی خود را برای لذت بردن از زندگی از دست می دهد و روابطش با افراد سالم از بین می رود و روابط جدیدی را با افراد سطح پایین تر فرهنگی و اجتماعی برقرار می کند و فرهنگ خاص آنها را پیدا می کند و نوع کلامش عوض می شود و برای تامین هزینه مواد مصرفی دست به اعمال خلاف میزند.

خلاصه کلام اینکه اعتیاد تمام زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و رفتارش را عوض می کند به گونه ای کسی رغبت مراوده با آنها را پیدا نمی کند و حتی پزشکان نیز از آنها پرهیز می کنند و از کنار آنها می گذرند.

پس ما با مصرف یک ماده سرو کار نداریم بلکه با یک سری رفتارهای منفی اعتیادی سروکار داریم که  باید آنها را اصلاح کنیم و به همین دلیل اعتیاد یک بیماری مزمن و عود کننده است که نیاز به درمان طولانی مدت دارد.

باز به همین دلیل برای افرادی با ملاک های خاص ، درمان نگهدارنده با متادون توصیه می شود که مزیت های زیادی نسبت به ادامه مصرف دارد .

1. عرضه ارزان   : به دلیل ارزان بودن درمان با متادون فرد مجبور به مصرف مواد گران قیمت و صرف هزینه های خانمان برانداز و احیانا دزدی نیست.

2. عرضه خوراکی و غیرتزریقی : به دلیل عدم  مصرف تزریقی  احتمال بسیاری از بیماری های مسری نظیر هپاتیت ایدز و مشکلات قلبی و ... کم می شود.

3. خالص و بهداشتی : بسیاری از موادی  که معتادان مصرف می کنند ناخالصی های زیادی دارد که هر کدام ضررهای خاص خود را دارد در حالی که داروی متادون در کارخانه و تحت شرایط استریل تهیه می شود و هیچ گونه ناخالصی ندارد.

4. اثر ملایم و بطئی : بسیاری از موادی که توسط افراد معتاد مصرف می شوند سریعا وارد بدن می شوند و سریع نیز خارج می شوند برای همین افراد تغییرات سریع خلقی پیدا می کنند که بسیار شدید بوده و برای  اطرافیان قابل قبول نیست و نمی توانند چرت زدن یا پرحرفی بیمار را تحمل کنند در حالی که متادون به آرامی وارد بدن شده و به آرامی خارج می شود لذا تغییرات خلقی زیادی ندارند و رفتارهای آنها  معمولی تر می شود.

5. عرضه در مراکز سالم و توسط اشخاص درمانگر: این مزیت باعث عدم برخورد فرد با محیط های آلوده و افراد ناباب می گردد در نتیجه فرد در معرض ریسک کمتری از نظر درگیری و قانون شکنی و تبعات ناشی از آن قرار می گیرد و با افرادی نظیر پزشک و روانشناسان و پرستاران برخورد دارد که احترام او را نگه داشته و با او به مهربانی برخورد می کنند.

6. تهیه مواد از راه قانونی و تحت نظارت دولت :  در درمان با متادون فرد مواد جایگزین را از راه کاملا قانونی تهیه می کند و مصرف او کاملا تحت کنترل است و نیازی به نقض قانون ندارد.

7. نظارت دقیق بر مصرف : بسیاری از مصرف کننده مواد غیر قانونی بر اثر مصرف بیش از اندازه دچار مسمومیت می شوند و جان خود را از دست می دهند در حالی که  در زمان درمان با  متادون احتمال مسمومیت به دلیل نظارت پزشک بسیار کم و بعید است. از طرف دیگر نظارت دقیق باعث می شود فرد از نظر مصرف مواد دیگر تحت پایش قرار گیرد و امکان مصرف مواد ديگر نيز کمتر می شود.

 

منفعت های درمان نگهدارنده

1. فرد دیگر نیازی به تهیه پول مواد مخدر ندارد و در نتیجه بزهکاری برای تهیه پول مواد کاهش یافته  و در نهایت رفاه خانواده افزایش می یابد.

2. کنترل علائم ترک مواد باعث می شود که فرد ثبات روانی و رفتاری داشته باشد و کاهش پرخاشگری باعث تغییر مثبت شخصیتی و بهبود می شود.

3. حذف مسئله تزریق : احتمال انتقال ویروس HIV  که عامل بیماری AIDS است با تزریق مواد مخدر و استفاده از سرنگ مشترک 68% است که  عامل مهمی در گسترش این بیماری است و این افراد ویروس این بیماری را به همسر و شریک جنسی خود منتقل می کنند  که با مصرف متادون این احتمال صفر می شود . اگر حتی هیچ یک از فایده های درمان با متادون را قبول نکنیم ، همین یک فایده درمان با متادون را توجیه می کند.

4. کاهش پرداخت پول به دلالان مواد: با وارد شدن هر فرد وابسته به مواد مخدر به درما ن نگهدارنده با متادون  یک مشتری از چرخه مصرف مواد خارج می شود که طبیعتا به ضرر دلالان مواد  و کاهش سود آنها است.

5. کاهش مسمومیت و در نتیجه مرگ و میر از مواد مخدر : در صورتی  متادون تحت نظارت تیم درمانگر مصرف شود احتمال مسمومیت و مرگ و میر ناشی از مصرف مواد مخدر کاهش می یابد.

6. مشارکت بالا در درمان : نسبت به سایر درمان ها بیماران ماندگاری بیشتری در درمان دارند و عملا در درمان موفق تر هستند که نشان دهنده اثر بخشی درمان است.

7. جلب همکاری خانواده : به دلیل مدت زمان طولانی درمان و ماندگاری فرد بیمار در درمان و احتمال کم مصرف مواد در هنگام درمان ، اعتماد و امید خانواده به درمان بیشتر شده و امکان همراهی خانواده در جهت بازسازی شرایط اجتماعی و فردی و روانی به طور صحیح  بالا می رود.

8. کاهش انگ معتاد بر بیماران وابسته به مواد مخدر : وقتی که  بیمار در درمان قرار می گیرد نگاه جامعه نسبت به او  کم کم عوض می شود و  به او به جای مجرم به دیده یک فرد نیازمند کمک نگاه می کنند.

9. تماس طولانی با درمانگران: فراموش نکنیم که افراد وابسته به مواد به دلیل مصرفشان با افراد مجرم سرو کار خواهند داشت و فرصتی برای برقراری یک رابطه محترمانه اجتماعی  ندارد لذا در طول درمان با متادون می توانند برقراری روابط سالم را تجربه کنند و یاد بگیرند.

10. کاهش عوارض مواد ناخالص افزوده شده به مواد مخدر: دلالان مواد مخدر با هر بار معامله مواد مخدر ناخالصیهایی به مواد می افزایند که طبیعتا عوارض آنها به مصرف کننده مواد تحمیل می شود. درمان با متادون فرد را از عوارض این ناخالصی ها و بیماریهای ناشی از آن می رهاند.

11. درمان با متادون آمادگی روانی برای جدايي دائم  فرد را  از مواد مخدر ايجاد مي كند .درمان با متادون به فرد كمك مي كند براي مدت های طولانی از اعتیاد و رفتار اعتیادی و عوارض اجتماعی اعتیاد به دور باشد و بتواندبه بازسازی ساختار روانی  و  اجتماعی خود بپردازد در نتیجه امکان ترک نهایی و جداشدن از مواد مخدر با بهبود وضعیت زندگی فرد و ثبات یافتن زندگی بیشتر می شود.


منبع : آینده
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

سم زدایی که در بین عامه مردم به تصفیه یا عوض کردن خون از مواد شهرت دارد اولین مرحله درمان اعتیاد به مواد مخدر است.

بسیاری از مردم سم زدایی را معادل ترک اعتیاد می دانند و فکر می کنند با سم زدایی مشکل شخص معتاد برای همیشه حل می شود! اینکه واقعیت سم زدایی چیست و چه جایگاهی در درمان اعتیاد دارد مواردی است که در ادامه مقاله به آن می پردازیم.

همچنانکه بارها گفته ایم درمان اعتیاد دو مرحله دارد.

مرحله اول پاک شدن یا برطرف کردن وابستگی بدنی به مواد بصورتی که بعداز آن،  بیمار با عدم مصرف مواد مخدر خمار نشود.

و مرحله دوم پاک ماندن یا برطرف کردن وابستگی روانی بیمار به صورتیکه شخص بتواند هوس و وسوسه مصرف مواد را در وجود خود کنترل کرده و همیشه انگیزه پاک ماندن را در خود بالا نگاه دارد.

پس به تمام کارهایی که در جهت پاک شدن بدن بیمار از مواد انجام می شود سم زدایی می گویند. نباید تصور کنیم سم زدایی کاری عجیب و غریب و پیچیده است!

انواع سم زدایی

سم زدایی یابویی یا همان ترک یابویی
اگر فرد معتاد به مدت حداقل 8 روز مواد مخدر و جایگزین های آنرا مصرف نکند. بدون هیچگونه دارویی بعد از تمام شدن علایم خماری که در بسیاری از موارد سخت و طاقت فرساست خود بخود پاک شده و پس از آن دیگر خمار نخواهد شد! شاید این ساده ترین و در عین حال پر دردسرترین نوع سم زدایی باشد! به این سم زدایی در اصطلاح ترک یابویی گفته می شود! این نوع سم زدایی در کمپ ها انجام می شود و قبلا نظایر آن را در فیلم ها زیاد می دیدیم که با بستن شخص به تخت همراه بود!

سم زدایی با کلونیدین بصورت سرپایی
در این نوع سم زدایی بیمار مصرف مواد را قطع کرده و علایم خماری با استفاده از داروهای مختلف که توسط پزشک تجویز می شود کم می شود. داروی اصلی که برای این نوع سم زدایی استفاده می شود کلونیدین است. این نوع سم زدایی برای مصارف کم و سبک مواد و بیشتر بر اساس تمایل بیمار توسط پزشک دوره دیده و با تجربه مورد استفاده قرار می گیرد.  بعد از سم زدایی یابویی این نوع سم زدایی از نظر سختی و پر دردسر بودن در مرتبه دوم قرار دارد!

سم زدایی سرپایی با داروهای آگونیست مانند متادون و بوپره نورفین
در این روش متادون یا بوپرکسین به بیمار تجویز شده و طبق یک برنامه مشخص مقدار آن کم شده و قطع می شود. با کم کردن مقدار دارو علایم بسیار خفیف خماری ظاهر شده و سپس قطع می شود. استفاده از این داروها حتما نیاز به تجربه و آموزش در دوره های تخصصی دارد. در صورت استفاده خود سرانه از این داروها خطر عوارض جبران ناپذیر مانند مرگ، بیمار را بشدت تهدید می کند! این روش سم زدایی همچنانکه گفته شد اگر توسط پزشک با تجربه و دوره دیده انجام شود مورد قبول ترین روش سم زدایی توسط بیماران محسوب می شود و در صد موفقیت زیادی دارد.

سم زدایی سریع بصورت بستری یا RD
در این نوع سم زدایی بیمار به مدت حداقل چهار روز در مرکز بستری یا بیمارستان بستری شده و با استفاده از دارو بتدریج از مواد پاک می شود. در این روش از داروهای آنتاگونیست مانند نالوکسان و نالترکسان نیز استفاده می شود که روند دفع مورفین از بدن را سریعتر می کنند. در این نوع سم زدایی مانند سایر روشها علایم ترک خفیف تا متوسط را تجربه می کند ولی با توجه به اینکه تحت نظر است این علایم توسط تیم پزشکی درمان می شوند.

سم زدایی فوق سریع یک روزه بصورت بستری یا UROD
در این روش نیز از داروهای آنتاگونیست در حجم زیاد استفاده می شود و به علت اینکه بیمار در حال هوشیاری توانایی تحمل علایم خماری شدید این روش را ندارد بیمار را بیهوش می کنند.

مکانیسم سم زدایی
جالب است بدانید که در تمامی روش های سم زدایی یک اتفاق مشترک می افتد.  با عدم مصرف مواد توسط شخص مورفین موجود در بدن به تدریج از سطح سلولها جدا شده و وارد  خون می شود با گذشتن خون از داخل کبد مورفین تجزیه شده و از طریق ادرار و مدفوع خارج می شود. تنها تفاوت روشهای سم زدایی داروهایی، است که در این روش ها مورد مصرف قرار می گیرد.

  • در سم زدایی با کلونیدین علایم ترک یا خماری کاهش می یابد.
  • در سم زدایی با داروهای آگونیست بخاطر اینکه مقداری از مواد موجود در بدن با این داروها جایگزین می شود علایم ترک بصورت خفیف و به تدریج ظاهر می گردد و در مدت زمان کوتاهی از بین می رود.
  • در سم زدایی به روش های سریع و فوق سریع استفاده از داروهای آنتاگونیست با عث می شود که روند دفع مورفین از بدن سرعت بیشتری پیدا کند.

پس اگر تاکنون فکر می کردید در روش سم زدایی، خون تعویض می شود، از همین الان این تصور غلط را فراموش کنید.

نکته دیگری که فهمیدن آن خالی از لطف نیست اینست که میزان عود و برگشت بیماران درمان شده در تمامی روشها تقریبا یکسان است. و میزان پاک ماندن این بیماران ارتباط چندانی با روش سم زدایی ندارد. اقدامات بعد از سم زدایی مانند درمان نگهدارنده با نالترکسان، درمان های روانشناختی، درمان بیماریهای زمینه ای همراه ( اعم از بیماری های جسمی و روانی )، آموزش خانواده و حمایت های اجتماعی در میزان پاک ماندن بیماران درمان شده حرف اول را می زنند!

متاسفانه در بسیاری از موارد خود بیمار یا خانواده و اطرافیان آن روش سم زدایی را انتخاب می کنند. در حالیکه روش سم زدایی بهتر است توسط پزشک درمانگر انتخاب شود. پزشک درمانگر بعد از مشاوره و معاینه بیمار تصمیم می گیرد که کدام روش سم زدایی برای بیمار از نظر کم خطر بودن و به صرفه بودن مناسب است. در مواردی که پزشک تشخیص دهد  بیمار با سم زدایی، نتیجه زیادی نخواهد گرفت درمان طولانی مدت و نگهدارنده با متادون ( MMT ) یا درمان طولانی مدت و نگهدارنده با بوپره نورفین ( BMT ) بهترین درمان ممکن خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 9:15 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

۱- استفاده از داروهای آنتاگونيست

 فوق سريع : اين روش در اتاق عمل و در زير{ بيهوشی به مدت شش ساعت صورت می پذيرد و بيمار پس از آن که هشياری خود را بازيافت به مدت بيست و چهار ساعت تحت نظر خواهدبود و در صورت مطلوب بودن شرايط عمومی ترخيص می گردد.

 سريع: اين روش يکی از بهترين و مطلوب ترين روش ها برای سم زدايی در{ سراسر جهان است. طی مدت چهل و هشت ساعت بستری بدون اين که بيهوشی اتفاق بيفتد سم زدايی به پايان می رود. از مزايای اين شيوه می توان به سرعت زياد آن در سم زدايی و عوارض بسيار کمتر آن در مقايسه با ديگر روش ها , به خصـوص روش فوق سريع , اشاره کرد. از ديگر محاسن آن ممانعت از عود مجدد در حين سم زدايی و پس از آن است , چرا که فرد با آغاز درمان نگهدارنده با نالترکسون ترخيص می شود.

2- استفاده از داروهای آگونيست ـ آنتاگونيست :

بيمار به مدت پانزده روز بستری شده و در اين مدت با کمک داروهای آگونيســت و آنتاگونيست سم زدايی به پايان می رود و بيمار با شروع درمان نگهدارنده با نالترکسون مرکز را ترک می کند.

3- استفاده از داروهای آگونيست

اين روش به صورت سرپايی انجام می شود و به وسيلة جايگزينی دارو و کاهش تدريجی آن سم زدايی به شکلی انجام می شود که بيمار حداقل عوارض ممکن را تجربه می نمايد و بدون افت عملکرد اساسی می تواند به فعاليّت های روزمرّة خود رسيدگی نمايد.


 درمان نگهدارنده: داروی نالترکسون يک آنتاگونيست خالصÃ گيرنده های ( µ ) اپيوئيدی است و به صورت خوراکی و يک دوز روزانه مصرف می شود. درصورتی که بيمار پس ازسم زدايی در شرايطی قراربگيرد که بازگشت به مصرف نمايد دچار اعتياد دوباره نخواهدشد و علاوه بر اين به دليل بروز علايم و نشانه های محروميت (علی رغم مصرف ماده مخدر) يک بازخورد منفی و نوعی شرطی سازی صورت می گيرد که مانع از عود مجدد می شود. مدت زمان مصرف اين دارو حداقل شش ماه است و مصرف آن هيچگونه وابستگی را ايجاد نمی نمايد.


 روان درمانی فردی: اين رشتة تخصصی خود دارای شاخه های گوناگون است که روان درمانی اعتياد يکی از آن هاست. در اين مرحله درمان با در نظر داشتن علل و عوامل اعتياد فرد و نيز خصوصيات فردی , خانوادگی , اجتماعی و فرهنگی و نيز اثراتی که مصرف ماده و يا دارو بر ساختار شخصيتی , روانی و رفتاری بيمار گذاشته اسـت شکل می گيرد و با برگزاری جلسات متعدد تغييرات اساسی در حوزه های فردی و خانوادگی فرد پديد می آيد. اين تغييرات به دليل تغيير در عامل و يا عوامل بروز اعتـياد , نقش بسـيار مهمی را در پيشـگيری از عود ايفا می نمايند. بدين شکل احتمال بازگشت به حداقل می رسد. اين روش همانند تمامی شيوه های درمانی روانشناسی نياز مبرم به زمان دارد و تداوم آن اهميّت بسيار زيادی در موفقيت درمان دارد.


 گروه درمانی: ايجاديک گروه ازکسانی که توانسته اند سم زدايی را به طور موفقيت آميز پشت سر بگذارند يکی از مؤثرترين روش های پيشگيری از عود و تداوم درمان است. در اين شيوه پس از آن که بيمار آمادگی لازم را به دست آورد, وارد گروه می شود. در گروه تحت نظر درمانگر افراد به افزايش انگيزة يکديگر برای باقيماندن در درمان و تداوم آن کمک می کنند.


 درمان های روانپزشکی: وجود يک بيماری مثل افسردگی و يا اختلال اضطرابی در موارد متعددی موجب شکل گيری بيماری اعتياد به مواد و يا دارو می شود و با انجام درمان اعتياد ،بيماری زمينه ای و يا اوليّه ، خود را نمايان می سازد. در اين گونه موارد برای فرار و دوری از علايم بيماری زمينه ای , شرايط به شکلی رقم می خورد که احتمال بازگشت به مصرف بسيار زياد خواهدبود به همين علّت مداخلات به موقع روانپزشکی ازحيث تشخيص و درمان کارآيی فراوانی در جلوگيری از بازگشت و نيز درمان بيماری زمينه ای دارد. با اين وصف کاملاً واضح است که پيش از آغاز سم زدايی و درحين دورة درمان ويزيت های مکرر روانپزشکی الزامی و ضروری می باشد.



 خانواده درمانی: خانواده به عنوان يک عامل بسيار مهم در بروز اختلالات روانپزشکی , ازجمله اعتياد اهمیت فوق العاده ای دارد. به عبارت ديگر زمانی که يکی ازعوامل اصلی پيدايش وابستگی در درون خانواده است , با انجام سم زدايی و بازگشت فرد به همان محيط پيشين بدون اين که مداخله ای صورت پذيرد , شرايط بازگشت به مصرف  بار ديگر فراهم شده است.

 پاسخ اين سؤال که آيا خانواده منشاء بروز وابستگی است يا خير ؟ در جلسات  مشاوره روانشناسی استنباط می شــود و به دنبال آن برگزاری جلسات خانواده درمانی می تواند سامانة خانواده را به شکلی متحول سازد که وابستگی ديگری پديدار نگردد و استقلال و سلامت فرد و خانواده میسر شود.


 حمايت های خانوادگی ـ اجتماعی: تداوم فعاليّت های خانوادگی و اجتماعی در حين پشت سر نهادن مراحل درمان نقش بزرگی در موفقيّت بيمار دارد. ايفای نقش های واگذارشده بدون حمايت خانواده و جامعه امکان توفيق درمانی را کاهش می دهد. پيگيری های مددکارانه و روانشناسی اثر مطلوبی را در ايجاد محيط مناسب برجای می گذارند.


 کاهش آسيب (Harm Reduction): در اين روش تأکيد بر کاهش صدمات ناشی از اعتياد در فرد وابسته به مواد و جامعه می باشد. اين رويکرد بيش از آن که ايده آل و آرمانگرايانه باشد , واقع گرا است به گونه ای که اولويت اول را کاهش انتشار بيماری هايی چون ايدز و هپاتيت در بين جامعه و معتادان تزريقی , جلوگيری از مرگ ناشی از استفادة بی رويه از مواد مخدر , پيشگيری از صدمات جسمی و روحی متعاقب وابستگی تشکيل می دهند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 

 

|سم زدايی (Detoxification

در اغلب موارد اولين گام برای درمان اعتياد سم زدايی است , بدين مفهوم که با خروج ماده يا داروی مخدر از بدن بيمار و عدم مصرف دوباره , فرد دچار علايم محروميت نشود و در پی مصرف داروی آنتاگونيست عوارض و علايم ناخوشايند تظاهر پيدا نکنند. قبل از اين که هر درمانی آغاز شود ابتدا اطلاعاتی در پيرامون نوع , نحوه و دفعات مصرف ماده يا داروی مخـــــــــدر از بيمار گرفته می شود. به دنبال آن بيمار از حيث وضعيت ســــلامت عمومی (General Medical Condition) بابهره گيری ازتاريخچة بيماری های پيشين و سابقة خانوادگی , معاينات پزشکی و در صورت نياز اقدامات پاراکلينيکی مورد ارزيابی واقع می گردد. در برخی موارد مشاوره های تخصصی با ديگر همکاران نيز صورت می گيرد و در برخی موارد اقدامات درمانی اوليّه صورت می پذيرد تا در حين سم زدايی عواقبی برای بيمار پديدنيايد. با درنظرگرفتن يافته های بالينی,شرايط جتماعی , اقتصادی , فرهنگی و خانوادگی فرد روش سم زدايی انتخاب می شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط رکسانا کارخانه | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام

من رکسانا کارخانه روانشناس هستم به همراه همکارانم به درمانگری و مشاوره اعتیاد مشغول هستیم و سعی داریم مطالعات و تجربیات خود را در حیطه طب اعتیاد و مشاوره و درمانگری افراد وابسته به مواد مخدر و محرک با شما دوستان عزیز به اشتراک بگذاریم
ما برای کمک به افراد سو’ مصرف کننده با تمام وجود آماده ایم.

سپاس و قدردانی ما را جهت بذل توجهتان پذیرا باشید

پیوندهای روزانه
مشاوره اینترنتی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
آرشیو موضوعی
تعاریف اعتیاد
انواع مواد مخدر
انواع درمان
معتاد کیست
خاطرات روزانه
روانشناسی
آسیب شناسی
معرفی کتاب
برچسب‌ها
شیشه (7)
درمان اعتیاد (4)
متادون (3)
افسردگی (2)
آمفتامین (2)
عود (2)
معرفی کتاب (2)
اعتیاد (2)
ماتریکس (2)
نوروفیدبک (2)
سایکوز آمفتامین (2)
درمان شیشه (2)
خودزنی (2)
طبیعت درمانی (2)
مت آمفتامین (2)
مواد محرک (2)
آسیب به خود (2)
راهنمای خانواده (2)
درمان اجباری (2)
درمان شناختی رفتاری (2)
CBT (2)
Mindfullness (2)
lمتادون (1)
mmt (1)
کمک به افراد معتاد (1)
دوستان مصرف کننده (1)
بیماریهای روانی (1)
محبوب معتاد (1)
بیوبیدبک (1)
مشاوره تلفنی اعتیاد (1)
خط مشاوره اعتیاد (1)
کارگاه درمان اعتیاد (1)
مداخلات قهری (1)
انگیزه در درمان (1)
کاهش انگیزه (1)
craving (1)
علائم مصرف شیشه (1)
طول مدت درمان (1)
هم وابستگی (1)
اعیتاد جنسی (1)
نویسندگان
رکسانا کارخانه
الهام رمضانی
الهام رمضانی
پیوندها
moshavere-ravanshenasi.LXB. ir
انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی
درمان اعتیاد و گروه درمانی
جامعه شناسی
شادکامی
رواندرمانی در ایران
جمعیت زنان خورشید
مشاوره و رواندرمانی مجید آخوندزاده
وبلاک کامران نجف زاده
ملانی کلاین تراست
موسسه ویکتور فرانکل
روانشناسی در اندیشه فردا
سامانه اطلاع رسانی شبکه پزشکی
زندگی زیبا
روانشناسی دلها
خبرگزاري ايران و جهان (نيوز 110)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM