X
تبلیغات
مشاوره اعتیاد - آسیب شناسی
اختلالات شخصیت (1) جمعه بیست و ششم مهر 1392 10:42 بعد از ظهر
خود شیفته(narcissistic personality disorder)

تعریف لغت خود شیفته ترجمه لغت Narcissism (نارسیسم) است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. در این افسانه مرد جوانی به نام نارسیوس عاشق عکس خود که در آب افتاده بود شد. و وقتی به آب پرید تا آن را که فکر می‌کرد حوری دریایی است بگیرد، غرق شد. بعدها با استعمال عمومی ، این اصطلاح در روانشناسی برای توصیف طبقه‌ای از اختلالات شخصیت مورد استفاده قرار گرفت. بیماران خود شیفته با احساس عمیق«اهمیت خود ، خود بزرگ بینی و نوعی بی‌نظیر بودن» مشخص می‌شوند. این افراد خود را آدمهای خاصی می‌پندارند و انتظار دارند بطور خاصی نیز با آنها رفتارشود. تحمل انتقاد بر ایشان سخت است و در مقابل آن خشمگین شده ، فرد مورد نظر را به «نادانی ، حماقت و عدم درک واقعیت» متهم می‌کنند. خود را قوی ، مشهور ، داناترین و ... قلمداد کرده ، انتظار اطاعت و پیروی دیگران را دارند. چون دیگران نمی‌توانند خواسته‌های آنها را برآورده سازند. چون بزرگ بینی او در تضاد با واقعیت است، روابط اجتماعی شان شکننده بوده و مسائل بین فردی ، شغلی و فقدانهای زیادی دارند که با رفتارخود آنها را بوجود می‌آورند، در حالی که هیچ بینش و آگاهی نسبت به آنها ندارند 

 


علائم
الگوی مستمرخود بزرگ بینی (در خیال یا رفتار) نیاز به تمجید و فقدان هم حسّی که در اوایل بزرگسالی شروع می‌شود و در زمینه‌های گوناگون وجود دارد و وجود پنج علامت از علائم زیر برای تشخیص ضروری است:
 • احساس خود بزرگ بینی مبنی بر مهم بودن خود دارد (مثلا در دستاوردها و استعدادهای خود مبالغه می‌کند و انتظار دارد بدون موفقیت‌های مناسب فرد برتر شناخته شود).
 • اشتغال ذهنی با تخیلات : موفقیت ، قدرت ، استعداد ، درخشندگی ، زیبایی و عشق ایده‌ال.
 • معتقد است فردی استثنائی و خاص است و فقط افراد (یا نهادهای) استثنائی و خاص می‌توانند او را بفهمند و یا با او «نشست و برخاست» داشته باشند.
 • احساس صاحب استحاق بودن یا شایستگی دارد. یعنی انتظارات غیرمنطقی برای مدارای خاص و مطلوب یا موافقت حتمی با توقعات خود را دارد.
 • در روابط بین فردی استثمارگر است. یعنی برای رسیدن به اهداف خود از دیگران بهره‌کشی می‌کند.
 • فاقد هم حسّی است: نسبت به شناخت و همانند سازی با احساسات دیگران تمایلی ندارد.
 • غالبا به دیگران حسادت می‌ورزد یا معتقد است دیگران حسودی او را می‌کنند.
 • نگرش یا رفتارهای خود خواهانه و پرنخوت نشان می‌دهد.


عللبیشترین توجه در مورد خود شیفتگی بیمارگونه بعضی افراد در نظریه روانکاوی صورت گرفته است. از نظر فروید «خود شیفتگی» مرحله‌ای از رشد طبیعی است که بعدا در مراحل رشد یافته تر به «عشق خارجی (دیگری)» متحول می‌شود و کودک قادر می‌شود به دیگران عشق بورزد. خود شیفتگی بیمار گونه زمانی ظاهر می‌شود (به عشق خارجی متحول نمی‌شود) که کودک اغلب بوسیله کسانی مراقبت شوند که بطور اطمینان بخشی او را دوست نداشته باشند. فروید اعتقاد داشت که اکثر افراد خود شیفته والدینی «سرد ، بی‌تفاوت» و در عین حال نسبت به کودک خود «پرخاشگری و کینه توزی» داشته‌اند. در این وضعیت کودک برای بدست آوردن «محبت و عشق مطمئن» به درون برمی‌گردد تا براحساس شکننده طرد شدن (دوست نداشته شدن) غلبه کند.

عوارض
 • رابطه با دیگران فاقد هر نوع ارتباط مثبت و مستمر است.
 • در ارتباط های شخصی، هدف بهره کشی از سایرین می باشد.
 • انتظار دریافت هر نوع خدمات، نوازش و لطف بدون ارائه پاسخ متقابل را دارد.
 • دارای عزت نفس اندک و گسیخته شدنی است / پیوسته در جست وجوی جلب تحسین و ارزش نهادن برای ظواهر می باشد.
 • خیال پردازی با اهداف غیرواقعی و در پی کمال گرایی رفتن از صفات فرد خودشیفته است.
 • زمانی که مورد انتقاد قرار می گیرد، بسیار عصبانی می شود و واکنش خیلی تند و خصومت آمیزی از خویش نشان می دهد.
 • همواره از دیگران استفاده ابزاری می کند تا به اهداف شخصی خود دست یابد.
 • خویشتن را بسیار با اهمیت می داند.
 • راجع به کامیابی هایش در روابط بین فردی، زندگی خصوصی و حرفه ای شدیدا دچار توهمات فراوان است.
 • همیشه از سایرین توقع برخوردهای خوب و دلپذیر دارد.
 • پیوسته از مردم انتظار دارد بدانها توجه و از او پشتیبانی کنند.
 • خیلی حسود است.



روش درمان
1. روان درمانی روان درمانی اختلال شخصیت خود شیفته بی نهایت مشکل است. چون برای پیشرفت درمان این افراد باید دست از تمایلات خود شیفتگی بردارند تا بتوانند با درمانگر رابطه برقرار نمایند. و این مستلزم بینش و آگاهی بیمار نسبت به رفتار وتفکر خود است. این بینش در اصل وجود ندارد و اگر هم به مشکل خود بینش پیدا کنند به دنبال آن تصویر متلاشی شده خود باعث می‌شود که دوباره رفتار و تفکر خود بزرگ بینی را در پیش بگیرند.
2. دارو درمانی همراه با روان درمانی استفاده از ضد افسردگی‌ها و کربنات لیتیوم برای تحمل بهتر احساس طرد شدن و نوسانات خلقی مفید است.

نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

آسیب به خود Self Harm چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 1:21 قبل از ظهر

شمار افرادی که دست به اعمال آسیب زا نسبت به خود می زنند رو به افزایش است . البته باید گفت که این اعمال به ندرت نشان دهنده ی میل به خود کشی است .

در آمریکا افرادی که خودزنی می کنند 2 ملیون برآورد شده است . البته این آمارها دقیق نیستند زیرا امکان گزارش همه ی افرادی که به خود آسیب می رسانند وجود ندارد .

خود زنی مربوط به طبقه ی خاص نژادی ، فرهنگی یا اجتماعی و اقتصادی نمی شود . اما بعضی از منابع میزان آن را در دختران 10 تا 19 ساله شایع تر اعلام کرده اند در حالی که دیگر منابع تفاوتی میان پسرها و دخترها قائل نشده اند .

Self Injury یک رفتار عمدی برای آسیب رساندن به خود است که انواع مختلفی دارد . شایع ترین این آسیب ها شامل موارد زیر است :

Cutting : بریدن یا خراش انداختن روی بدن با هر نوع شئ تیز مانند چاقو ، سوزن ، تیغ و حتی ناخن . این قبیل خود زنی ها معمولا روی بازو ، پاها و جلوی بدن صورت می گیرد زیرا این مناطق در زیر لباس مخفی می مانند.

Branding : سوزاندن خود با شئ داغ و یا سوزاندن به وسیله ی مالش و اصطکاک یک شئ روی بدن مانند کشیدن پاک کن روی پوست .

Dermatillomania : میل زیاد برای سوراخ کردن پوست با وسیله های نوک تیز مانند سوزن . این کار اغلب برای کاهش استرس و یا لذت بردن از درد انجام می شود .

Trichotillomania : یک اختلال که گه گاه به عنوان یک عادت و یا یک نوع وسواس تلقی می شود . در این اختلال فرد به شدت تمایل به کندن موهای خود در هر نقطه از بدن دارد . کندن موی سر باعث تاسی در بعضی نواحی می شود و این امر فرد را مجبور می کند از کلاه یا کلاه گیس و یا روسری استفاده کند .

Hitting : ضربه زدن به خود با چکش و یا دیگر اشیا . شکستن استخوان ها ، مشت زدن به خود و یا سر کوبیدن به دیوار از جمله ی این اعمالند که باید گفت در افراد مبتلا به اوتیسم و در افراد کند ذهن بیشتر دیده می شود .

از دیگر اعمالی که افراد انجام می دهند می توان به خوردن مواد شیمیایی مسموم کننده اشاره کرد .

حتی اگر در شرایطی اعمال فوق باعث مرگ شوند اما خود زنی یک رفتار خودگشی گرایانه محسوب نمی شود . فردی که دست به اعمال آسیب زا می زند شاید دلیل آن را نداند . اما در اغلب مواقع این اعمال بعد از یک فشار شدید و یا بعد از یک رخداد غم انگیز انجام می شوند و این نشان دهنده ی این است که افراد توانایی بروز احساسات خود را به صورت سالم ندارند . همچنین بعضی از افراد گمان می کنند که اگر از بیرون احساس درد کنند ، دیگر از درون احساس درد نمی کنند . از دیگر انگیزه های خودزنی این است که به دیگران ثابت کنند که دردهای عاطفی آنها واقعی است . البته درد ناشی از زخم ها ممکن است به طور موقتی دردهای عاطفی را تسکین دهند .

درک این موضوع که واقعا چه انگیزه ای پشت رفتار آسیب زا است ، دشوار است . اما اغلب کسانی که خودزنی می کنند چنین اظهاراتی دارند :

  • من قادر به بیان احساسات دردناک خود با کلمات نیستم . خودزنی این امکان را می دهد تا آنها را بیان کنم.
  • خودزنی نشان دهنده ی کنترل من بر بدن من است و من قادر به کنترل چیز دیگری نیستم .
  • احساس درد کردن بهتر از بی احساسی است .
  • من بعد از خودزنی احساس آرامش می کنم . گویی دردهای عاطفی در دردهای فیزیکی حل می شوند .

اعتیاد به Self Injury :

اولین آسیبی که فرد به خود می رساند ممکن است اتفاقی باشد و یا شاید در اثر تقلید از کسانی باشد که دست به چنین کاری می زنند .

زمانی که شخص دوباره تحت تاثیر احساسات شدید قرار می گیرد ، برای رهایی از آنها خود زنی می کند . در این مرحله شخص احساس می کند که برای رهایی از عواطف خود مجبور است به خود آسیب برساند . این افراد ممکن است در ابتدا وسایلی که با آن خود زنی می کنند را مخفی نگاه دارند . همچنین آثار ناشی از صدمات را نیز از چشم دیگران دور نگه می دارند .

Cutting و یا دیگر اعمال آسیب زا حالت تسکین دهنده دارند و این مقدمه ای است برای تکرار خودزنی . احساس گناه و شرمساری معمولا با خود زنی تسکین می یابند بنابراین این دو احساس در فرد باعث تکرار آسیب رسانی به خود می شوند .

Endorphin ها به ویژه  Enkephalin ها ( ماده ای طبیعی و تسکین بخش در بدن ) باعث می شوند فرد به Self Injury معتاد شود .

زمانی که فردی به خود آسیب می رساند Endorphin ها در بدن ترشح می شوند و این باعث می شود فرد درد کمتری احساس کند . این موضوع به فرد می آموزد که خودزنی وی را آرام می کند . چراکه Endorphin ها هر بار که ترشح می شوند باعث نوعی سستی و خواب آلودی و یا آرامش می شوند .

درمان Self Injury :

یکی از خطرات همراه با Self Injury معتاد شدن به آن است و زمانی که خودزنی به صورت عادت باشد کنار گذاشتن آن بسیار دشوار است . Self Injury مانند دیگر اعتیاد ها نیاز به یاری و درمان حرفه ای دارد . پیدا کردن پزشکی که در مورد Self Injury تخصص داشته باشد امری ضروری است . 

  • استفاده از داروهای SSRI در افسردگی های شدید می تواند میل به خودزنی را کاهش دهد .
  • CBT ( نوعی روان درمانی ) می تواند به فرد بیاموزد که احساسات خود را به صورت سالم مهار کند .
  • سابقه ی مورد سوء استفاده قرار گرفتن و یا سکس با محارم و آشنایان می تواند شخص را به سمت رفتارهای آسیب زا سوق دهد . در این موارد درمان هایی که برای بیماری PTSD استفاده می شوند ، برای Self Injury نیز موثرند .
  • هیپنوتیسم و دیگر تکنیک های ریلکسیشن می تواند به کاهش استرسی که باعث خودزنی می شود کمک کند .
  • گروه درمانی می تواند شرم و خجالت ناشی از Self Injury را کاهش دهد و همچنین باعث شود فرد احساسات خود را به درستی تخلیه کند .
  • خانواده درمانی از دو جهت می تواند به فرد کمک کند . اول اینکه سوابق و یا خاطراتی که فرد را دچار استرس می کنند ، در خانواده مطرح نشوند . دوم اینکه اعضای خانواده می آموزند که بی رنگ و بدون قضاوت با یکدیگر رابطه بر قرار کنند .
  • در موارد شدید افسردگی یا اضطراب ، داروهای ضد افسردگی وضد اضطراب، موثرند .
  • در موارد شدید بیماری ، بستری کردن بیمار می تواند یک راه حل باشد .

برچسب‌ها: آسیب به خود, خودزنی
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

اعتیاد زنان شنبه بیست و یکم بهمن 1391 11:13 بعد از ظهر
اعتیاد به سبک زنانه

اعتیاد به سبک زنانه

جوان شدن سن جرم و بزهکاری در واقع نشان دهنده افزایش خشونت اجتماعی در جامعه است. جوانان و یا نوجوانانی که به جرم یا بزه کشیده می شوند در واقع قربانیان نوعی خشونت هستند.منظور از خشونت کلیه عوامل بازدارنده ای است که اجازه نمی دهد تا انسان ها شخصیتشان را تا سرحد امکان، رشد دهند و شکوفا سازند.
عواملی از قبیل: نبود امکانات تربیتی، فقدان امید به آینده، گسیختگی خانواده ها، کاهش فضای خلاقیت در زندگی اجتماعی، فقدان و یا کمبود امنیت اجتماعی و نبود امکانات مناسب برای گذراندن اوقات فراغت، وسعت یافتن شکاف نسل ها و وابستگی اقتصادی جوانان به خانواده ها و در عین استقلال طلبی آن ها. زنان جز» نخستین قربانیان بسیاری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی اند. در این میان اعتیاد اگر نه اولین و عمده ترین، بلکه یکی از مهمترین آنان است. تصور اکثر افراد جامعه در مورد اعتیاد این است که مواد مخدر و سو» مصرف مواد عمدتا پدیده ای مردانه است.
به عبارتی اعتقاد بر این است که زن ها بسیار کمتر از مردها به اعتیاد روی می آورند، بخصوص در ایران حتی سیگار کشیدن زنان و دختران، تعجب اطرافیان را برمی انگیزد، شاید بدان علت که اعتیاد با نقش آشنای همسر و مادری مهربان و دلسوز در جامعه ایرانی همخوانی ندارد. هر چند آمار دقیقی از میزان جمعیت زنان معتاد در کشور وجود ندارد،اما براساس برخی پژوهشها، ۹/۶ درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل می دهند. وزارت بهداشت نیز در آمار خود در مورد زنان معتاد از رقم ۱ زن معتاد به ازای ۸ مرد معتاد گزارش می دهد. برخی گزارش ها هم بر این امر تاکید دارد که در مقابل هر ۱۰۰ مرد معتاد ۷ زن معتاد در کشور وجود دارد.
از سوی دیگر به گفته مسوولان زندانهای کشور در حال حاضر ۵۰ درصد زندانیان زن در رابطه با مواد مخدر و اعتیاد در زندان هستند که به نقل از همین مسوولان این آمار در سال های اخیر افزایش نیز داشته است. طبق بررسی الگو های مصرف مواد مخدر در ایران در سال ۱۳۷۷ نزدیک به ۸۱ در صد جمعیت نمونه افراد مصرف کننده مواد در ایران در فاصله سنی ۲۰ تا ۳۴ سال قرار داشتند. در سال های ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ که آمار تفکیکی نسبت زنان در جمعیت معتادان موجود است، بیشترین میزان از سه استان کرمان، خراسان و تهران بودهاند، به گونه ای که بیش از ۵۰ درصد از کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز درمانی سراسر کشور از این استان ها بوده اند.
بنابر گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر، علی رغم تشدید مبارزه با قاچاق مواد مخدر و افزایش مراکز پذیرش و درمان در سطح کشور، از یک سو آمار مصرف کنندگان مواد مخدر روبه افزایش است و از سوی دیگر سن شروع اعتیاد نیز کاهش یافته است. در سال ۱۳۸۱ در مطالعه ای کیفی که در زندان های بزرگ کشور انجام شد، تنها در سه زندان از شش زندان زنان مورد بررسی، وجود مصرف تزریقی مواد، گزارش شد که اکثرا میزان آن را در کمتر از ۱۰ درصد زندانیان مصرف کننده مواد ذکر کردند. در این مطالعه مواد تزریقی مورد مصرف ابتدا تریاک(به صورت پودر) و سپس هروئین ذکر گردیده است. به طور کلی با توجه به آمارهای گوناگون ارائه شده، هرچند غیر دقیق، می توان جمعیت زنان معتاد به مواد را در کشور بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر یعنی ۰/۶ تا ۰/۸ درصد تخمین زد.
بدیهی است رقم واقعی مصرفکنندگان مواد اپیوئیدی بسیار بالاتر است. همچنین می توان نسبت زنان به مردان معتاد را در کشور، بین ۱ به ۱۳ تا ۱ به ۲۳ تخمین زد. میزان مصرف هروئین در معتادان زن در حد نگران کننده ای است و تعداد زنان مصرف کننده مواد تزریقی در کشور ۴ تا ۹ هزار نفر تخمین زده می شود. به نظر می رسد مصرف حشیش در جمعیت عمومی زنان بالغ، شایع نباشد، ولی در گروه هایی از زنان شیوع بیشتری دارد. مصرف حشیش و الکل در دختران دانشجو و مصرف تریاک در دانشجویان برخی از نقاط کشور، کم به نظر نمی رسد. با وجود این آمار و اطلاعات پراکنده و مقدماتی، دیگر نمی توان به راحتی گفت جمعیت اندکی از زنان گرفتار مواد مخدر و پیامدهای آن هستند. این در حالی است که بسیاری از زنان و دختران نیز به علت برچسب هایی که به یک زن و دختر معتاد در جامعه ما زده می شود کمتر به مراکز درمانی مراجعه می کنند و بدین ترتیب، اغلب، اعتیاد در زنان و دختران پنهان مانده و بخش قابل توجهی از جمعیت معتادان زن کشور درآمار گنجانده نمی شود.
● علل اعتیاد
از عوامل موثر گرایش زنان به مواد مخدر و عدم تمایل به ترک آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱) رشد نیافتن مهارت های لازم برای توفیق در زندگی( ورود ناگهانی از کودکی به بزرگسالی)
.۲) فقدان شایستگی فردی برای کسب پایگاه شغلی
۳) احساس بازنده بودن در رقابتهای شغلی و به دنبال آن، احساس ناتوانی در نیل به موفقیت، احساس ناامنی، ناعادلانه دانستن نظام اجتماعی، احساس خشم و بی اعتمادی در خانه، محل کار و مدرسه.
۴) توزیع ناعادلانه منابع در آمد
۵) تشدید احساس محرومیت نسبی( تحت تاثیر فرهنگ جهانی و اقتصاد جهانی) .
۶) روابط نزدیک و صمیمی زنان به نظر می رسد دختران نوجوان نسبت به فشار گروه همسالان در مقایسه با پسران، آسیب پذیر تر باشند و ممکن است به منظور احساس پذیرفته شدن در گروه همسالان، اعتیاد را تجربه کنند. زندگی با یک مرد معتاد نیز از مهمترین علل گرایش زنان به مواد مخدر است.
۷) خشونت مجموعه تحقیقات درباره زنان معتاد نشان می دهد که زنان معتاد و الکلی نسبت به دیگر زنان میزان بیشتری از خشونت را تجربه و تحمل می کنند، یعنی حدود ۹۰ در صد بیشتر.
۸) مشکلات روحی و روانی زنان معتاد در مقایسه با دیگر زنان، مسائل و مشکلات روانی بیشتری دارند. مشخص شده است که اختلالات افسردگی یا اضطراب، شایع ترین بیماری در نزد زنان معتاد به مواد مخدر است. مطالعات نشان داده است رفتارهای خودکشی، آسیب پذیری بالا و عزت نفس پایین در زنان معتاد بسیار بیشتر از دیگران است و حتی بسیاری از زنان، گرفتار مشکلات بازگشت افسردگی مزمن می شوند.
۹) پدیده های اجتماعی زنان به عنوان همسر، مراقبت کننده و پایه و اساس اخلاق به حساب می آیند. با این حال نگاه مرد سالارانه در جامعه، که اعتیاد زنان را منفیتر از مردان می داند و همچنین سایر نگرش های اجتماعی درباره ناپسند تر بودن اعتیاد زن، یک مانع عمده درمان آنها محسوب می شود. حتی زنانی که خود می دانند از یک بیماری رنج می برند این نگرانی درد آور را که دیگران مشکل آنها را بپذیرند همراه خود دارند. آنها می ترسندکه خانواده شان، همراه، شریک، و یا جفتشان و یا حتی کارفرمایشان دیدگاه مسلط جامعه را که اعتیاد را یک مشکل اخلاقی می دانند، داشته باشند و آنها را در درمان حمایت نکنند. بازداشت و زندانی کردن زنان به دلیل خطاهای مرتبط با مواد مخدر در دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته،جرائمی نظیر دزدی های کوچک، شریک شدن در برخی جرائم، فروش مواد، روسپی گری و ضرب و شتم و تهاجم.
● عوارض اعتیاد زنان
کم ترین عارضه اجتماعی اعتیاد در زنان متلاشی شدن خانواده است. بر اساس آمار جهانی، اعتیاد در زنان، عوارض خطرناک تری نسبت به مردان ایجاد می کند. برای مثال فاصله زمانی اولین تجربه مصرف مواد، تا تزریق در زنان بطور متوسط ۲ سال طول می کشد در حالیکه این زمان در مردان حدود ۸ سال است. با این حساب زنان ۶ سال زودتر از مردان به ورطه وابستگی شدید، که درمان آن طبعا سخت تر و عوارض جسمی - روانی - اجتماعی آن نیز به مراتب بیشتر است کشیده می شوند. مرگ در اثر مصرف مواد نیز در زنان و دختران سریعتر رخ می دهد. بخصوص مصرف بیش از حد، خودکشی و تصادفات ناشی از آثار مصرف برخی مواد علت اصلی مرگ و میر در زنان معتاد است.
همچنین به دلیل اینکه اعتیاد در زنان زمینه ساز سایر انحرافات است، استفاده تزریقی از مواد و وجود سرنگ های مشترک، همچنین رابطه جنسی پرخطر در این زنان خطر ابتلا آن ها به ایدز، هپاتیت و سایر بیماری های مقاربتی را افزایش می دهد. جالب اینکه در بعد درمان، پیش آگهی بهتری در زنان نسبت به مردان وجود دارد و این مساله امیدواری بیشتری در به نتیجه رسیدن اقدامات درمانی در زنان معتاد ایجاد می نماید. اما از سوی دیگر یک سری موانع نیز در مقابل زنان جهت اقدام به درمان اعتیاد وجود دارد که بایستی به آنها توجه نمود. شاید مهم ترین مانع در این بین، باورها و نگرش های موجود در جامعه در مورد زنان معتاد باشد. اگر چه افراد جامعه می توانند اعتیاد را در مردان یک نوع بیماری فرض کنند اما در مورد زنان معتاد شرایط متفاوت است.
متاسفانه اغلب افراد اعتیاد را در زنان یک موضوع غیر اخلاقی می دانند تا یک بیماری. در واقع نگرش های اجتماعی منفی موجود درباره رفتار غیر اخلاقی زنان معتاد، مانعی بزرگ در راه درمان اعتیاد در زنان می باشد. چرا که زنان با درونی نمودن نگرش موجود در جامعه مبتنی بر اینکه اعتیاد در واقع نوعی تزلزل اصول اخلاقی در آنهاست از درمان خود اجتناب می نمایند یا از معرفی خود به عنوان معتاد در انظار و مجامع عمومی شرمسار می شوند.
در ایران، در حال حاضر هیچ گونه خدمات اختصاصی برای زنان معتاد وجود ندارد و حتی برخی از خدمات و مراکز فقط به مردان اختصاص دارند. لیکن با توجه به اینکه مصرف مواد در زنان، ناهنجارتر از مردان تلقی می گردد، زنان معمولا از مراجعه به مراکز درمانی معتادان که بیشترین مراجعه کنندگان آن ها مردان هستند اکراه دارند.
با توجه به اینکه مراکز درمانی مهم ترین مکان دسترسی به معتادان هستند و بیشترین میزان اطلاعات مربوط به معتادان از این مراکز تامین می شود، شیوع اعتیاد در زنان کمتر از میزان واقعی تخمین زده می شود. نادیده گرفتن و یا توجه اندک به بحث اعتیاد زنان در آینده ای نه چندان دور عواقب ناگواری را بر اجتماع تحمیل می کند. بنابراین اگر اعتقاد بر این است که "ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است" باید برای رفع این معضل اجتماعی، تدابیری اساسی اندیشید.

روزنامه ابتکار


برچسب‌ها: اعتیاد زنان
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

افسردگی و اعتیاد شنبه بیست و یکم بهمن 1391 10:56 بعد از ظهر
آیا افسردگی می تواند موجب اعتیاد گردد؟

آیا افسردگی می‌تواند موجب اعتیاد به موادمخدر گردد؟

بله، افسردگی می‌تواند منجر به شروع اعتیاد در فرد گردد. برای آنکه دریابیم شخصی دچار افسردگی است، این شخص باید توسط روانشناس و یا روانپزشک معاینه گردد. این افراد می‌توانند وجود افسردگی را تشخیص داده و درمان ویژه‌ای مانند دارو درمانی و یا ترکیبی از دارو درمانی و روان درمانی را ارائه دهند. افسردگی، داشتن ویژگی‌های زیر در طی دوره طولانی است؟
▪ عدم (یا کمبود) تمایل به انجام کارهای مختلف و عدم احساس لذت (تقریباً) در هر فعالیت
▪ کاهش و یا ازدیاد کاملاً مشهود وزن
▪ داشتن حالت افسردگی در بیشتر اوقات روز
▪ کم‌خوابی یا خوابیدن بیش از حد
▪ کندی حرکات
▪ خستگی و کمبود انرژی
▪ داشتن مشکل در فکر کردن و تمرکز و عدم قاطعیت
▪ تفکرات تکراری در مورد مرگ
این علائم در اثر مصرف موادمخدر و یا الکل به وجود نمی‌آیند، اما آنها می‌توانند موجب شروع مصرف مواد مخدر و یا الکل در فردی گردند که می‌خواهد احساس بهتری بیابد و در نتیجه منجر به اعتیاد در او می‌شوند.
اگر این اتفاق رخ دهد، اعتیاد خود مشکلی اضافه بر دیگر مشکلات می‌گردد.
شخصی که درگیر این مسأله شده باید از خود بپرسد:
آیا من به الکل، سیگار و موادمخدر روی آورده‌آم تا علائم بیماری‌ام (افسردگی) را کاهش دهم و یا احساس بهتری بیابم؟
آیا قبل از شروع به مصرف الکل، سیگار، موادمخدر و من علائم ذکر شده در بالا را داشتم؟
آیا من با داشتن این رویه و رفتار واقعاً احساس بهتر بودن می‌کنم؟
گرفتن کمک از افراد متخصص برای حل مشکلتان بسیار مهم است؟

                                                                                        روزنامه آفتاب یزد


برچسب‌ها: افسردگی
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

آمار شیوع بیماریهای روانی شنبه چهارم آذر 1391 12:19 بعد از ظهر

مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت اعلام کرد: بر اساس آخرین تحقیق وزارت بهداشت که بعد از ۱۰ سال ا‌نجام شد، ۲۶.۵ درصد زنان و ۲۰.۸ درصد مردان در طول یکسال به یک نوع اختلال روانی مبتلا می‌شوند که رتبه اول بار بیماریهای زنان را دارد. عباسعلی ناصحی افزود: آخرین بررسی شیوع شناسی بیماریهای روانی در کشور بعد از ۱۰ سال طی سالهای ۸۹ و ۹۰ در سراسر کشور و در جمعیت ۱۵ تا ۶۴ انجام شد که نتایج نهایی آنه به تازگی جمع بندی شده است.

وی گفت: این تحقیق فقط بار کلی بیماریهای روانی را در بین مردان و زنان برآورد کرد و بار تک تک بیماریهای روان مانند روانپریشی، افسردگی، اضطراب، وسواس، دوقطبی، اسکیزوفرنی و ... را به تفکیک نشان نمی‌دهد. ناصحی ادامه داد: نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که به طور متوسط شیوع بیماریهای روانی در جامعه ما ۲۳/۶ درصد است که این میزان در زنان ۲۶/۵ درصد و در مردان ۲۰/۸ درصد است که البته نسبت به آ‌مار ۲۰ سال قبل رشد چندانی را نشان نمی‌دهد.

مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت تأکید کرد: این بررسی همچنین نشان داد که بیماریهای روانی در زنان کشور رتبه اول بار بیماریها را دارد و در مردان بعد از حوادث عمدی و غیر عمدی که عمدتاً حوادث ترافیکی است دومین بار بیماریها را از نظر مرگ و ناتوانی باعث می‌شود.

وی گفت: البته تحقیقات وزارت بهداشت نشان می‌دهد که در بین مردان بیماریهای قلبی نیز همردیف بیماریهای روانی در رتبه دوم بار بیماریها قرار دارد. ناصحی افزود: به طور کلی بیماریهای روانی حدود ۱۴ درصد کل بار بیماریهای کشور را به خود اختصاص می‌دهند


برچسب‌ها: بیماریهای روانی, آمار
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

Depression جمعه بیست و سوم تیر 1391 3:56 بعد از ظهر
 حس افسردگی چيست؟

 حس افسردگی به مراتب قوی ‌تر و نامطلوب تر از  دوره‌های كوتاه مدت یأس و ناراحتی است كه همه ما گاه وبی گاه با آن مواجه می ‌شويم. معمولا بسيار طولانی مدت می ‌شود و می ‌تواند روزها، هفته‌ها و حتی ماهها طول بكشد.   اغلب افراد مبتلا به افسردگی دارای  همه علائم ظاهری ليست شده در اينجا   نيستند، ولی اكثراً حداقل پنج يا شش مورد را دارند. این علائم عبارتند از

 ـ احساس ناراحتی در بيشتر اوقات, ولی ممكن است در هنگام غروب كمی بهتر شوند

 ـ از دست دادن توجه و علاقه به زندگی و عدم توانايی در لذت بردن از هر چيز         

ـ تصميم‌گيری مشكل‌تر می ‌شود

 ـ نمی ‌توانند به چيزهايی كه  دوست دارند، بپردازند

 ـ كاملاً احساس خستگی می كنند

 ـ احساس بی‌قراری و اضطراب دارند

 ـ كم اشتها شده و وزن كم می ‌كنند (برخی افراد برعكس، پراشتها شده و چاق می (شوند

 ـ 1 تا 2 ساعت طول میکشد تا بخواب روند و زودتر از وقت معمول بيدار می ‌شوند

 ـ علاقه خود را به سكس از دست می ‌دهند

 ـ اعتماد به نفس آنها كم می ‌شود

 ـ احساس بی مصرفی، بی كفايتی و نااميدی می ‌كنند

 ـ از ديگران دوری می ‌كنند

 ـ تند خو و بدخلق می ‌شوند

 ـ در اوقات خاصی از روز، معمولا صبح‌ها حس بدی دارند

 ـ به فكر خودكشی می ‌افتند

 معمولاً ما متوجه نمی شویم که چگونه دچار افسردگی  می ‌شويم، زيرا به

 تدريج در ما ايجاد می ‌شود. ممكن است تصميم بگيريم با آن مقابله كنيم وخودمان را به خاطر تنبل بودن يا بی اراده بودن سرزنش كنيم. گاهی لازم است ديگران ما را متقاعد كنند كه كمك خواستن نشانه ضعف نيست. ممكن است تلاش كنيم برای غلبه برافسردگی خود به شدت كار و فعالیت كنيم. اين امر    می ‌تواند ما را به مراتب متاثر‌تر و فرسوده‌تر كند ما اغلب به دردهای فيزيكی و جسمی، سردردهای مداوم يا   بی ‌خوابی توجه نمی ‌كنيم، گاهی اوقات اين نشانه‌های فيزيكی می ‌تواند علامت اوليه افسردگی باشد

 چرا افسردگی اتفاق می ‌افتد؟

 برای افسردگی روز مره‌ای كه همه ما گاه به گاه تجربه می ‌كنيم، معمولا بيش از يك دليل وجود دارد.اين دلایل در افراد مختلف  میتوانندمتفاوت باشند.  ممكن است گاهی اوقات کاملاً واضح به نظر برسند و یا بالعکس آشكار به نظر نرسند.این عوامل  می‌توانندیک چيز نااميد كننده وياس آور باشند يا به خاطر از دست دادن چيزی یاشخصی باشد.اماگاهی اوقات، مشخص نيست که چرا احساس افسردگی می ‌كنيم. فقط بی ‌حوصله هستيم، قوز    می ‌كنيم، حس غم داريم، و انگار که از دنده چپ بلند شده‌ايم. واقعا نمی ‌دانيم چرا. به هر ترتیب اين احساسات می ‌توانند به قدری بد باشند كه ما نياز به كمك داشته باشيم.

 ـ چيزهايی كه در زندگی ما رخ می ‌دهد

 حس افسردگی بعد از يك رويداد عذاب آور، مثل سوگواری، طلاق و یا از دست دادن شغل، طبيعی به نظر می ‌رسد. ممكن است چند هفته يا چند ماه بعد هم به فكر كردن و صحبت كردن راجع به آن رويدادتلخ بپردازيم،ولی پس از مدتی این رویداد تلخ را به تدریج میپذیریم و سعی میکنیم که با آن کنار بیاییم. ولی عده‌ای از مانمیتوانیم با آن کنار بیاییم و دچار افسردگی میشویم

 ـ شرايط محيطی

 اگر ما تنها باشيم، دوستی نداشته باشيم،  نگرانی‌های فکری و جسمی داشته باشیم. احتمال ابتلا به افسردگی در ما بیشتر‌ می باشد.

 ـ بيماری جسمی  

اغلب افسردگی وقتی بروز می ‌کند كه ما از نظر فيزيكی بيمار باشيم. اين امر نه  تنها برای بيماريهای تهديد‌کننده زندگی مثل سرطان و بيماری قلبی صادق است بلكه در مورد بيماريهای  مزمن، مثل آرتروز يا برونشيت نيز صدق می ‌كند

جوانتر‌ها ممكن است بعد از ابتلا به عفونتهای ويروسی مثل سرما‌خوردگی ،آنفولانزا یا تب غده ای دچار افسردگی شوند

ـ شخصيت

هر كسی می ‌تواند افسرده شود. ولی عده‌ای از ما به نظر بيشترمستعد ابتلا بافسردگی هستيم، اين امر ممكن است به علت خصوصیات خاص بدن ما، به علت تجارب اوليه در زندگی ‌مان يا هر دو باشد

 ـ الكل

بسياری از افرادی كه زيادالكل می ‌نوشند، دچار افسردگی می ‌شوند. معلوم نيست اول كدام يك در شخص بروز می ‌كند نوشيدن مفرط يا افسردگی. همچنین افرادی كه خيلی زياد مشروب می ‌خورند بيشتر از ديگران مستعد خودكشی هستند.

ـ جنسيت

زنان بيشتر از مردان مستعد افسردگی هستند. بدين علت كه مردان كمتر دستخوش احساسات می ‌شوند، احساسات خود را سركوب می ‌كنند يا آنها را با خشونت بيان می ‌كنند يا اينكه از طريق نوشيدن زياد مشروب سركوب  می ‌كنند.از طرف دیگر، زنان معمولا بیشتر تحت استرس هستند.چون هم استرس محیط کار را دارند  و در عين حال  باید مراقب بچه هم باشند

  ـ ژن ها

افسردگی می ‌تواند به صورت خانوادگی باشد اگر يكی از والدين شما شديداً افسرده باشد، شما هشت برابر بيشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستيد

افسردگی روان شيدايی

(Manic Depression ) چيست؟

 حدود 1 نفر از 15 نفری كه دچار افسردگی شديد هسند. پريودهايی خواهند داشت كه  فوق العاده  فعال  و پرانرژی می ‌شوند. اين مورد، افسردگی روان شيدايی   ناميده می ‌شود.امروزه از آن بعنوان اختلال   (دو قطبی یا مانیک دپرشن)  نیز نام برده می شود.این نوع افسردگی به نسبت مساوی مردان و زنان را مبتلا می کند  

 ـ آيا ابتلا به افسردگی شكلی از ضعف است؟

 ممکن است از دید ديگران اینطور بنظر برسد كه شخص افسرده خودش خواسته که افسرده باشد.ولی  حقيقت اين است كه، افسردگی نوعی از  بيماری است که  می ‌تواند برای اكثر افراد اتفاق بيفتد و به هیچ عنوان نشانه ضعف نيست، حتی اشخاص قدرتمند نيز می‌‌توانند دچار افسردگی شديد شوند.

 ونيستون چرچيل که خودازافسردگی رنج می برد، افسردگی را "سگ سياه" می ناميد.

 ـ چه موقع بايد كمك بخواهيم؟

 ـ وقتی احساس افسردگی شما بدتر از حد معمول باشد و به نظر می ‌رسد بهتر نمی شود

ـ وقتی احساس افسردگی شما روی كار، علايق و احساسات شما نسبت به خانواده و دوستانتان تاثير بگذارد

ـ در صورتی كه شما حس كنيد كه زندگی ارزشی ندارد يا اينكه افراد دیگر بدون شما خوشتر خواهند بود

 در این شرایط ، صحبت با خويشاوندان يا دوستان مورد اعتماد ممكن است کمک کننده باشد،در غیر اینصورت  نياز است که توسط دكتر عمومی تان ویزیت شوید. گاهی اوقات دوستان و يا اعضائ خانوادتان متوجه تغييراتی در شما ميشوند و درباره شما نگران ميشوند

 ـ كمك به خودتان

diamond  آنرا برای خودتان نگه نداريد
اگر اخبار بدی داشته‌ايد يا ناراحتی عمده‌ای داشته‌ايد، سعی كنيد به كسی كه با شما نزديك است بگوييد و به او بگوييد چه حسی داريد. اين اغلب به رفع ناراحتی كمك می ‌كند. در مورد آن با كسی حرف بزنيد. اين بخشی از مسير طبيعی التيام بخشی ذهن است.

 diamond  كاری انجام دهيد

برای ورزش از خانه بيرون برويد.اگر شده حتی فقط برای پياده روی، اين امر به شما كمك می ‌كند تناسب فيزيكی خود را حفظ كرده و بهتر بخوابيد. ممكن است حس كنيد قادر به كار كردن نيستيد ولی بهتر است تلاش كنيدو فعال بمانيد

اين می تواند كار منزل باشد، آنرا خودتان انجام دهيد (حتی با انجام کارهای ساده مثل تعويض يك لامپ). اين می ‌تواند به ذهن شما كمك كند از افكار دردناكی كه شما را افسرده‌تر می ‌كنند فارغ شويد

 diamondخوب بخوريد

سعی كنيد خوب بخوريد، وعده غذايی متوازنی داشته باشيد، ولواينكه ممكن است تمايل به غذا نداشته باشيد، سبزيجات و ميوه‌جات تازه بسيار مفيدند. افسردگی می ‌تواند وزن شما را كم كند و باعث کمبود ويتامين‌ها  شود كه باعث تشدید روند افسردگی میشود

 diamond از الكل پرهيز كنيد

در مقابل تمايل مصرف الكل، برای سر پوش گذاشتن  و فراموش کردن غمهایتان ، مقاومت كنيد، الكل افسردگی را واقعاً بدتر می ‌كند، چند ساعتی حس بهتری به شما   می ‌دهد ولی بعداً حس افسردگی بدتری دوباره باز می‌گردد. مصرف خيلی زياد الكل ،شما را از درخواست كمك و حل مشكلتان باز می ‌دارد. در ضمن برای سلامت جسمانی شما نيز مضر است

 diamond  بخوابيد

سعی كنيد نگرانی در مورد مشكل خوابيدن به خود راه ندهيد. گوش دادن به راديو يا تماشای تلويزيون در حاليكه دراز كشيده اید يا بدنتان در حال استراحت است می ‌تواند كمك زيادی بكند. حتی اگر نتوانيد بخوابيد، می ‌توانيد ذهنتان را به اين روش مشغول كنيد، به این طریق كمتر حس اضطراب داشته و خوابيدن برايتان ساده‌تر می شود.

 diamond  علت را پيدا كنيد

اگر فكر می كنيد می ‌دانيد چه چيزی باعث افسردگی شما  است،  نوشتن آن و بررسی راه هايی كه می ‌‌تواند به حل آن كمك ‌كند،مفید خواهد بود

 diamond اميدوار باشيد

بخاطر داشته باشید که شما تجربه‌ای را پشت سرمی ‌گذاريد كه عده زيادی سپری كرده‌اند-

ـ شما به تدريج این دوره را  پشت سر می ‌گذاريد، گرچه ممكن است باور این موضوع برایتان مشكل باشد

ـ افسردگی می تواند تجربه مفيدی باشد.میتواند شمارا به شخصی سرسخت تر و قوی تر بدل کند که میتوانید وضعيتها و روابط افراد را شفافتر ببینید و درک بهتری از روابط بین افراد داشته باشید

شما ممكن است قادر به اخذ تصميمات و تغيیرات مهمی در زندگی خود باشيد كه قبلاً از آن اجتناب می ‌کرديد

 چه نوع كمكی در دسترس می ‌باشد

بيشتر افراد افسرده توسط دكتر عمومی خود معالجه  می شوند. بسته به علائم بيماری، شدت افسردگی و شرايط محيطی، دكتر ممكن است شكل خاصی از روان درمانی، قرص‌های ضد افسردگی و يا هر دو مورد را تجويز كند

 ـ روان درمانی / مشاوره

-گفتگو در مورد احساساتتان می ‌تواند مفيد باشد،  دکتر عمومی شما ممكن است مشاوری در مطب داشته باشد كه شما بتوانید با او صحبت كنيد. اگر افسردگی به     رابطه ‌تان باهمسر و یا شریک زندگی تان مربوط شود، انجمن  (    ریلیت 1 )   میتواند به شما کمک کند.   این انجمن بطور اختصاصی روی اینگونه مسائل کار میکند

 اگر در حاليكه از معلولیت جسمی رنج می ‌بريدیا  مسئولیت مراقبت از فردی معلول می باشید،و دچارافسردگی شده‌ايد،با شرکت در گروههای خود درمانی و در میان گذاشتن تجاربتان با ديگران می توانید احساس بهتری داشته باشید

 اگر قادر به كنار آمدن با فوت فردی از اطرافيان خود نيستيد. گفتگو درمورد آن با  ديگران می ‌تواند مفيدباشد.  گاهی اوقات بيان احساسات واقعی حتی به دوستان نزديك نيز مشكل است،در حالیکه در میان گذاشتن این احساسات با يك مشاور مجرب يا تراپيست می ‌تواند ساده‌تر باشد.بازگو کردن آنچه در سينه نهفته‌ايد، ميتواندكمك كننده باشد، خصوصاًاگر بتوانيداز کمک یک مشاور بهره ببرید که برای مدتی به طور اختصاصی به شما بپردازد.دراین صورت  به احتمال زیاد احساس بهتری خواهيد داشت  .

  انواع مختلفی از روان درمانی وجود دارد، مواردی   از آنها برای افراد باافسردگی خفیف تا متوسط بسيار موثر است

رفتار درمانیِ شناختی2   به افراد كمك می ‌كند ديدگاههای منفی را كه می ‌تواند گاهی اوقات عامل افسردگی باشند را برطرف كنند. درمان‌ها بين فردی  و ديناميك  برای افرادی که نمیتوانند با دیگران رابطه خوبی برقرار کنند مفید است.   روان درمانی، اصولاً كار زمان بری است جلسات معمولاً حدود يك ساعت طول می ‌كشد و شما نياز به 5 تا 30 جلسه داريد. برخی تراپيست‌ها شما را هفتگی ملاقات می ‌كنند و برخی هر 2 تا 3 هفته يكبار.

 ـ روان درمانی چگونه عمل می كند؟

 اين بستگی به شكل درمانی كه شما اتخاذ كرده‌ايد ،دارد. تنها در میان گذاشتن نگرانی هايتان، با شخصی ديگر می ‌تواند مفيد باشد. چون شماحس می‌كنيد که با مشكلات خود تنها گذاشته نشده اید و حمايت می ‌شويد

ـ رفتار درمانی شناختی  به شما كمك می ‌كند ايده‌هايی را كه باعث افسردگی تان شده است را بررسی كرده و تغيیر دهيد

ـ مشاوره می ‌تواند به شما كمك كند در مورد  حس ‌تان راجع به زندگی و ديگر افراد شناخت بهتری بدست آورید

ـ درمان‌های ديناميك به شما كمك می ‌كندکه متوجه شوید که تجارب گذشته‌تان چگونه ممكن است روی زندگی حال حاضر  شما تاثير بگذارد

 صحبت کردن در گروه  می ‌تواند در تغيیر نحوه رفتارتان باديگران مفيد باشد.در گروه اين شانس را داريد كه بشنويد دیگران چگونه به شما نگاه می ‌كنند و فرصت برای بررسی روشهای مختلف رفتار و گفتگو موجود است

 ـ مشكلات توام با روان درمانی

 اين روشهای درمانی معمولا بسيار بيخطر هستند ولی  گاهی می ‌توانند اثرات جانبی داشته باشند. گفتگو در مورد مسائل ممكن است خاطرات بدی را از گذشته به ذهن آورد، و اين می ‌تواند شما را غمگين يا متاثر سازد

بعضی گزارش كرده‌اند كه روان درمانی می ‌تواند ديدگاه  و ارتباط افراد را با دوستان و خانواده‌‌شان تغيیر دهد. اين امر می ‌تواند روی روابط  تاثير گذار باشد. مهم است که  شما به تراپيست خود اطمينان  داشته باشیدوبدانید كه آنها آموزش لازم را ديده‌اند. اگر نگران  روان درمانی هستيد با دكتر يا تراپيست خود مشورت کنید. متاسفانه،مابا کمبود روان درمانگر مواجه هستیم و در برخی مناطق، ممكن است مجبور باشيد ماهها صبر كنيد

 ـ راه‌حلهای جايگزين

سنت جان وارت3 یک داروئی گیاهی موثر می باشدکه در داروخانه ها قابل تهیه میباشد،این دارو در آلمان كاربرد وسيعي دارد و شواهدی وجود دارد كه در موارد افسردگی خفیف تا متوسط موثر است. مصرف يك قرص در روز کافی میباشد.به نظر می ‌رسد در اكثر موارد مشابه قرص های ضد‌افسردگی اثر میکند ولی برخی افراد گزارش   کرده اند که این دارو عوارض جانبی كمتری دارد. اگر داروی  ديگری مصرف می ‌كنيدقبل از استفاده ازسنت جان وارت با دكتر  خود مشورت کنید

 ـ ضد افسردگی ‌ها

اگر افسردگی شما شديد است يا مدتها طول كشيده است، طبق نظر دكترتان برای مدتی  از دارو های ضد افسردگی استفاده خواهید کرد. اين دارو ها(ضد افسردگی ها) آرامبخش نيستند. گرچه ممكن است به شما كمك كنند احساس اضطراب و پريشانی كمتری داشته باشيد. اين داروها به افراد افسرده كمك می ‌كنند حس بهتری داشته باشندبطوريكه بتوانند دوباره از زندگی لذت برده و با مشكلات خود  به طور موثر دست وپنجه نرم کنند

به خاطر داشته باشيد كه ، برخلاف بسياری از داروها، شما اثر ضدافسردگی ‌ها را به سرعت حس نمی ‌كنيد. اغلب افراد، برای 2 يا 3 هفته اول، هيچ بهبودی در خلق و خوی خود مشاهده نمی ‌كنند، گرچه برخی مشكلات ديگر ممكن است با سرعت بيشتری بهبود يابند. مثلاً، افراد اشاره می ‌كنند كه بهتر می ‌خوابند و اضطراب شان کم می شود

 ـ ضد افسردگی ‌ها چگونه عمل می ‌كنند؟

 مغز از ميليونها سلول ساخته می ‌شود كه پيام‌ها را با استفاده از مقادير انبوهی اجزای شيميايی موسوم به انتقال دهنده‌های عصبی به يكديگر منتقل می ‌كنند. بيش از یکصد نوع ماده شيميايی مختلف در قسمتهای مختلف مغز فعال هستند.  در افسردگی، دو نوع از اين انتقال دهنده‌های عصبی نقش مهم‌تری دارند که عبارتنداز: سروتونين  و نورآدرنالين. ضدافسردگی ‌ها مقادیر  اين دو ماده شيميايی را در قسمتهای انتهايی عصب افزايش می‌‌دهند و بنابراين عملكرد  بخش‌هائی از مغز را كه از سروتونين و نورآدرنالين استفاده می‌‌كنند، تقويت می ‌كنند

 ـ  مشكلات توام با ضد‌افسردگی ‌ها

 مثل تمام داروها، ضد‌افسردگی‌‌ها نيز اثرات جانبی(ناخواسته) دارند.اگرچه،اين اثرات معمولاً ملايم بوده و با ادامه درمان  بتدریج کاهش میابند. ضدافسردگی ‌های جديدتر مثل(اس اس آر آیز4 ) ممكن است در ابتدا كمی احساس تهوع به شما بدهند و  برای مدت كوتاهی احساس اضطراب كنيد. ضد افسردگی ‌های قديمی ‌تر        می ‌توانند باعث خشكی دهان و يبوست شوند.  دكتر شما معمولا توصیه به ادامه درمان میکند مگر اینکه عوارض داروئی بسیار شدید باشند

همانند هرگروهی از داروها، ضد‌افسردگی های مختلف نيز اثرات مختلفی دارند. دكتر شما ميتواند درباره عوارض و اثرات داروهااطلاعاتی به شما بدهد ومشتاق است درباره هرآنچه شما را نگران ميكند بداند.يك نسخه از بروشور اطلاعاتی را همراه با دارو از دارو ساز بگيريد.بعضی از این داروها باعث احساس گیجی و خواب آلودگی می شوند،که معمولاً در شب تجويز می شوند، بنابراين به نوعی می ‌تواند به شما كمك كنند بهتر بخوابيد. هرچند اگر در طی روز احساس خواب آلودگی می‌‌كنيد، بايداز رانندگی و یا کار با ماشين‌آلات خودداری كنيد

 مصرف اين قرصهااحتیاج به رعایت الگوی غذایی خاصی نداردو شما می ‌توانيد از رژیم غذایی معمول خود استفاده كنيد(اگر در مواردی نیاز به رعایت رژیم غذائی خاصی باشد دكتر به شما خواهد گفت). اين قرصها تداخل داروئی با مسكن‌ها ، آنتی ‌بيوتيك‌ها يا قرص‌های ضد بارداری ندارند. شما بهتر است که از مصرف الكل اجتناب كنيد.مصرف الكل و قرص می ‌تواند  باعث خواب آلودگی شديد شما گردد

معمولا قرص های ضد افسردگی توسط دکترعمومی تان تجویز میشود(و نه روانپزشک).در  وهله اول او شما را بطور منظم ویزیت خواهد کردتا مطمئن شود قرصها خوب عمل   می ‌كنند. اگر قرصها موثر باشند برای حداقل 4 ماه بعد ازاحساس بهبودی نیز تجويز خواهند شد. اگر اين  اولین تجربه افسردگی شما باشد ممكن است نیاز باشدبرای مدت  بيشتری قرص بخوريد. وقتی زمان قطع آن برسد، بايد به تدریج و تحت نظر پزشکتان قرصها را كم وسپس قطع كنيد

اغلب افراد نگرانند كه ضد افسردگی ‌ها ا عتياد آور باشند.در حالیکه اینطور نیست ولی شما ممكن است علایمی را در صورت قطع ناگهانی ضد افسردگی ‌ها تجربه كنيد ـ که می ‌تواند شامل اضطراب، اسهال، روياهای زنده يا حتی كابوس باشد. اين امر می ‌تواند تقريباً همواره با كاهش آهسته دوز آنها قبل از توقف کامل دارو، قابل اجتناب باشد. برخلاف دارو هائی مثل واليوم، نيكوتين يا الكل شما نیاز به افزايش مقدار دوز برای دستیابی  به همان اثر  نخواهيد داشت و هيچ وقت اعتیاد به مصرف آنها  پیدا نخواهيدکرد

ـ كداميك برای من مناسب است ـ روان درمانی يا مصرف قرص؟

 اين بستگی به افسردگی شما و شدت آن دارد. در كل، روان درمانی در افسردگی خفیف تا متوسط موثر‌تر است. دارو در افسردگی خفیف خیلی موثر نيست. اگر افسردگی شما شديد باشد احتمالا نياز به مصرف داروی ضد افسردگی برای مدت شش الی نه ماه خواهد بود

 پس از بهبود نسبی بادارو های  ضد افسردگی، اغلب افراد  روان درمانی را روش مناسبی یافته اند . روان درمانی می ‌تواند به شما كمك كند روی مواردی در زندگی‌تان کارکنید كه اگربه آنها توجه نشود ممکن است دوباره افسرده‌شويد.هم ضدافسردگی‌ها و هم روان درمانی در كمك به افراد جهت بهبود افسردگی متوسط موثرهستند. بسياری از روانپزشكان معتقدند كه ضد افسردگی ‌ها در درمان افسردگی شديد موثر‌تر هستند. برخی افراد فقط ايده دارو را دوست ندارند، عده‌ای  هم ايده روان درمانی را نمی ‌پسندند بنابراين اینکه کدامیک موثرتر است امری نسبی است.در ضمن باید این نکته را هم در نظر داشت که مشاوره صحيح و روان درمانی  در برخی نقاط كشور در دسترس نمی باشد

وقتی افسرده باشيد تصمیم گیری سخت می ‌شود اين را به دوستان ،خانواده يا به كسانی كه اعتماد داريد، بگوييد آنها به شما كمك می ‌كنند تصميم بگيريد

 ـ آيا به ديدن روانپزشك نياز خواهم داشت؟

  اكثر افراد افسرده توسط پزشک عمومی  درمان میشوند ولی  تعداد كمی از افراد بهبود نمی ‌يابند و به كمك تخصصی ‌تری نياز دارند. آنها احتمالا به روانپزشك يا عضوی از  تيم بهداشتِ روانی5 برای كمك اختصاصی ارجاع می شوند. روانپزشك يك دكتر است كه در زمينه درمان اختلالات روانی و روحی تخصص دارد. اعضای تيم بهداشت روانی ممكن است پرستار، روانشناس، مددكار اجتماعی يا متخصص کاردرمانی باشند.  هر یک از این افراد در مسائل بهداشت روانی مجرب و ورزيده هستند

مصاحبه اول با روانپزشك احتمالا يك ساعت طول ميكشد. ممكن است از شما خواسته شودبه همراه یکی از  خويشاوندان يا دوستانتان به روانپزشک مراجعه نمائید. نيازی به نگرانی نيست روانپزشك می ‌خواهد در موردگذشته شماودر مورد هر بيماری جدی يا مشكلات روحی شما در گذشته بیشتر  بداند. وی در مورد مسائلی كه اخيراً در زندگی شما رخ داده ،در مورداینکه چطور دچار  افسردگی شدید و در مورد سابقه درمانی و دارو یی شما سئوال می ‌كند. گاهی اوقات  پاسخ به تمامی اين سئوالات  ممکن است مشكل باشد، ولی به دكتر كمك می ‌كند به اطلاعاتی در مورد شما دست يابد و بهترين درمان را برای شما تجويز كندکه ممکن است صرفاً یک توصیه،تغییر دارو و یابستری در بیمارستان باشد(اگر افسردگی شما شديد باشد يا به نوع خاصی از درمان نيازمند باشید، بهتر است به بيمارستان برويد) اين فقط برای يك درصد افراد افسرده ضروری می ‌باشد

 اگر هيچ درمانی را اتخاذ نكنم، چه خواهد شد؟

 جالب اينكه 4 نفر ازهر 5 نفرافراد افسرده ظرف مدت 4 تا 6 ماه بدون هيچ كمكی كاملاً بهبود می ‌يابند. بنابراين چرا بايد به درمان افسردگی پرداخت؟

 اگرچه 4 نفر از هر 5 نفر با گذشت زمان خوب می ‌شوند، 1 نفر باقيمانده،تا دوسال بعد هم افسرده می ‌ماند. ما قادر به پيش‌بينی دقيق اينكه نهایتاً چه كسی بهبود ميابد و چه كسی بهبود  نميابد نمی باشیم. حتی اگرهمه افراد مبتلا هم به تدريج بهبود يابند، تجربه افسردگی می ‌تواند به قدری ناخوشايند باشد كه تلاش برای كوتاه کردن  زمان آن ارزشمند است. به علاوه،افرادی که  اولین تجربه  افسردگی را  می گذرانند، 50  درصد احتمال ابتلای مجددبه افسردگی را خواهند داشت.همچنین خطر خودکشی -هر  چند تعداد كمی از افراد افسرده ممکن است اقدام به خودكشی کنند-را هم باید به موارد بالا اضافه کرد

 با بکار گیری برخی پيشنهاداتِ اين بروشور، ممكن است مدت افسردگی ‌تان كوتاه‌تر شود. اگر بتوانيد خودتان بر افسردگی غلبه كنيد، اعتماد به نفستان برای غلبه دوباره برآن در آينده افزايش خواهد يافت. هرچند، اگر افسردگی شديد یا مزمن باشد  ممكن است قادر به   كار نباشيدواز زندگی لذت نبريدکه دراین صورت نیازبه کمک پزشک دارید

 ـ چگونه می ‌توانیم به كسی كه افسرده است كمك كنيم؟

  می توانیدشنونده خوبی باشيد، اين می ‌تواند سخت‌تر از آن چیزی باشد که به نظر میاید، ممكن است مجبور به شنيدن يك مطلب، بارها و بارها باشيد.  پيشنهاد یا نصیحت نکنید حتی اگرپاسخ به  نظر برايتان بسیار راحت و شفاف باشد مگر آنکه از شما خواسته شود که نظر یا پیشنهاد دهید. گاهی اوقات،  ممكن است افسردگی به علت یک  مشكل مشخص وواضح به وجود آمده باشد، در اين صورت ممكن است قادر به كمك به فرد افسرده باشيد تا راه حلی پيدا كند يا حداقل روشی برای غلبه بر مشكل بيابيد. تنها صرف وقت با كسی كه افسرده است نيز    می ‌تواند مفيد باشد. شما می ‌توانيد فرد افسرده را تشويق كنيد، به وی كمك كنيد حرف بزند، و كمك كنيد به كارهای عادی و روزمره خود بپردازد. كسی كه افسرده است باور اين موضوع که می ‌تواند بهتر شود برایش سخت  می باشد شما می ‌توانيد به وی اطمینان بدهيد كه بهتر خواهد شد ولی ممكن است مجبورشوید بارها اين مطلب را تكرار کنید. مطمئن شويد كه فرد به مقدار كافی غذا مصرف می ‌كند و از الكل دوری  می كند. اگر فرد بدتر شد و شروع به صحبت از عدم علاقه به حيات و زندگی كردو یا صحبت از آسیب رساندن به خود کرد،آن را جدی بگیریدوبه دکتر اطلاع دهید. سعی كنيد به وی كمك كنيد درمان را بپذيرد، وی را از مصرف دارو يا ديدن مشاور يا روانكاو مايوس نكنيد. اگر درمورد نحوه درمان نگران هستيد،با دكتر بیمار خود صحبت كنيد

 


برچسب‌ها: افسردگی, درمان افسردگی
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

سایکوز آمفتامین Amphetamine psychosis سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 1:10 قبل از ظهر

 سوء مصرف طولانی مدت شیشه فرد را در وضعیتی قرار می دهد که به آن سایکوز ناشی از آمفتامین یا به عبارتی جنون ناشی از شیشه می گویند. در میان بیماران افرادی نیز دیده شده اند که با اولین یا دومین مصرف شیشه دچار این وضعیت شده اند!

سایکوز ناشی از مصرف شیشه سیر خاص خود را دارد! بیماری،  با زیر نظر گرفتن اطرافیان  شروع می شود .بیمار به دقت اطراف خود را زیر نظر می گیرد و در بسیاری موارد، از پنجره همه جا را دید می زند، حتی ممکن است برای اینکار از یک یا چند دوربین قوی هم استفاده کند،  بسیار تمایل دارد که ماورای هر چیز را ببیند و از آن آگاه شود، به جزییات توجه خاصی پیدا می کند . بعد از مدتی این وضعیت کاملا برعکس می شود و اینبار بیمار تصور می کند که همه او را زیر نظر دارند و این درست زمانی است که بدبینی و شک به سراغش می آید و پارانوئید می شود . فکر اینکه دیگران از پنجره یا هر جای دیگر در حال جاسوسی هستند باعث می شود که پنجره ها را با پارچه های ضخیم حتی پتو بپوشاند و جلوی پنجره نرود . باز کردن پریز برق و بستن هر گونه روزنه ای که احتمال جاسوسی از طریق آن وجود داشته باشد نیز از دیگر کارهایی است که بیمار آنرا انجام می دهد . بعد از مدتی حتی احتمال می دهد که غذایش به سم آلوده شده باشد و از دست کسی غذا نمی گیرد و موارد مشابه ....

تصور کنید؛ فردی را که به احتمال اینکه از طریق کامپیوتر جاسوسیش را می کنند، کامپیوترش را جمع کرده، اتصالاتش را جدا و در محلی دور از دسترس قرار می دهد! شخص به شدت از دوربین و دیگر وسایل  ارتباطی گریزان است.

رفته رفته بدبینی بیمار حاد تر شده، بصورتیکه تصور می کند دیگران برای ضربه زدن به او یا از بین بردنش نقشه کشیده اند! و برای اثبات این قضیه هزار و یک دلیل می آورد و مصرانه به ادعای خود پافشاری می کند. شک و بدبینی در حد تهمت زدن و نسبت دادن کارهای خلاف اخلاق به خانواده و نزدیکان خود باعث ایجاد بسیاری مشکلات حاد از جمله از هم پاشیده شدن خانواده و روابط اجتماعی شده و بیمار را در سرازیری انزوا و ورشکستگی قرار می دهد . در این مرحله ممکن است بیمار دست به اعمال خطرناکی مانند ضرب و جرح و یا وارد کردن آسیبهای جدی به افرادی که نسبت به آنها بدبین است بزند. به علت از بین رفتن روابط اجتماعی، بیمار تنها می شود و بدین صورت غلبه بیماری و مصرف بیشتر بر شدت علائم می افزاید.

آنچه مسلم است سايکوز القا شده در اثر مصرف مت آمفتامين در بيمارانی که مصرف طولانی و مستمر با دوز بالای اين ماده را داشته اند زمينه ساز بيماری اسکيزوفرنی خواهد بود. در تحقيقات انجام شده کاهش ميزان دوپامين مغز و آسيب نورونهای حافظه ای مغز در سوء مصرف آمفتامين ها به اثبات رسيده است و الگوی مغزی اين بيماران را به بيماران دچار آلزايمر و پارکينسون بسيار نزديک ساخته است. ( علائمی نظیر لرزش دست و بدن، اختلالات توجه، حافظه و يادگيری و .... ) بسياری از تغييرات مغزی بيماران برگشت پذير نخواهد بود و همين امر کنترل بيماری و کيفيت درمان را با مشکلات جدی مواجه خواهد ساخت. پرخاشگری کور، توهمات شنوایی و بینایی ، هذیان های مختلف از موارد دیگر علائم سایکوتیک شیشه است. جنون شیشه انواع متفاوتی دارد شامل:

1 - جنون حاد (مسمومیتی) :که با مصرف شدید و ناگهانی در فرد  ایجاد می شود ،کوتاه مدت است یعنی با قطع مصرف ظرف 3 روز فروکش می کندو البته به همین جهت براحتی درمان می شود. پسیکوز مسمومیتی اغلب بعد از مصرف سنگین و مخلوط چند ماده با هم آغاز می شود .کارکرد در حوزه های دیگر مانند فعالبت شغلی، ارتباطهای اجتماعی  و.. آسیب جدی دیده و مختل  می گردد .جنبه های توکسیسیتی در بیمار  بالا و بسیار مشهود است . توهم، هذیان، اختلال توجه و حافظه، کلام نامربوط پرخاشگری کور بارز است در ضمن رفتارهای اجباری و تکراری نیزدر بیمار دیده می شود .

2 - جنون ناشی از مواد (جنون استقرار یافته) :که با مصرف مکرر و طولانی ایجاد می شود یک تا چند ماه ادامه دارد و نیازمند دارو درمانی برای بهبودی می باشد .عواملی در شدت این نوع جنون دخیل هستند مانند  مصرف شدید و زیاد متامفتامین، اضافه شدن مصرف مواد دیگر، ناخالصی متامفتامین، استرس بالا در محیط، محیط مشکل آفرین،  بار بالای هیجانی،  تهدید و ابهام بهم ریختن چرخه های فعالیت های طبیعی در زندگی فرد، زمینه های روانی مانند ADHD  ، اتصال پایین عاطفی،  قطع ارتباط و طرد شدگی .

3 - تشدید جنون توسط متامفتامین : بدین معنی که  هر نوع بیماری همراه با جنون با مصرف  شیشه شدید  و شعله ور می شود.

 مهمترین راه های تقلیل پسیکوز قطع مصرف متامفتامین است ،تقلیل و کنترل استرس های بیمار ،کاهش نشانه های تهدید و اضطراب زا در محیط زندگی ، القاء آرامش و talk down ، بازگردندن چرخه عادی روزمره، دادن تدریجی آگاهی و بصیرت در باره منشا علایم، استفاده از  داروهای ضد پسیکوز و آرامبخش تجویز شده توسط  روانپزشک ، نیز باعث کمتر شدن یا از بین رفتن علائم می گردد.

مصرف شیشه به علت همراهی با علائم حادی مانند توهم و هذیانهای گوناگون ، نیازمند رسیدگی هر چه زودتر خانواده و اطرافیان بیمار است . زیرا در وهله اول خطر آسیب به خود و دیگران به طور جدی بیمار و اطرافیانش را تهدید می کند و در وهله بعد آسیب ناشی از مصرف باعث حادتر شدن بیماری و وخامت حال بیمار می گردد و زمینه برای بروز اختلالات دیگر مهیا می شود که شاید هرگز قابل درمان نباشد .


برچسب‌ها: سایکوز آمفتامین, جنون شیشه
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

اعتیاد جنسی و پورنوگرافی دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 11:35 بعد از ظهر

اعتیاد جنسی و پورنوگرافی

 

امروزه اعتیاد جنسی و پورنوگرافی وسواس گونه، رو به افزایش است و نیاز به توجه ویژه دارد بدین جهت که در تمام دنیا پنهانی ترین رفتار اجبار گونه اعتیاد جنسی است و مراجعه برای درمان این مشکل بسیار کم است زیرا بسیاری از افراد به شدت احساس شرم  کرده  و برای حضور در برنامه های درمانی همکاری کمی دارند. مطالعات انجام شده در بین مراجعان نشان میدهد که  مردان 4 برابر زنان با این مشکل مراجعه می کنند و به نظر می رسد مسائل اجتمائی باعث عدم مراجعه زنان برای درمان می شود .

وقتی رفتار جنسی حالت اجباری به خود می گیرد و با زندگی شخص تداخل می کند  بیماری، اعتیاد شروع شده است .شباهت قابل توجهي در شخصيت افراد دچار اعتیاد  جنسی وجود ندارد. بسیاری از معتادان با رفتارهاي اولیه اعتیاد جنسی در زندگي خود دچار مشکل می شوند و  بسيار اندكند معتاداني كه فقط به يك سطح از وسوسه‌ي جنسي گرفتار باشند . همچنین قابل ذکر است که اعتياد جنسي پديده‌اي براي طبقات پايين جامعه  نیست، بلکه در بین تمام  گروه های اقتصادی و اجتماعی  دیده می شود .

اعتیاد جنسی سطوح متفاوتی دارد که البته در هر سطحي دردآور است.احساسات منفی مانند  خشم و غربت و تنهايي، شرمساري و يأس و دل‌زدگي و... فرد را به انزوا و مشکلات روانی بیشتر سوق می دهد در اعتیاد جنسی قيود و مرزهاي اساسي در زندگی خانوادگی واجتماعی به سرعت زير پا گذاشته مي‌شوند و رفتارهایی نظیر تجاور به زور و خشونت، تجاوز به نزديكان ،كودك آزاري و...اتفاق می افتد  .

در اعتیاد جنسی رفتارهاي جنسي يكديگر را تقويت مي‌كنند به عبارت دیگر معتاد از يك نوع رفتار به نوعي ديگر گرايش پيدا مي‌كند. تحقیقات در این حوزه نشان داده اند که در اکثر موارد رفتار جنسي با رفتارهاي حاصله از ديگر انواع اعتياد، مرتبط است مانند اعتیاد به خوردن، به کار  ، مصرف مواد مخدر،..

اعتیاد جنسی شامل یک سری اختصاصات می باشد مانند  اشتغال و وسواس فکری، یعنی شخص بصورت مداوم در رابطه با موقعیت ها و حوادث جنسی دارای اشتغال ذهنی است و  تمرکز مداوم فرد  با  مسائل جنسی باعث سطح بالای تحریک پذیری جنسی  در او می گردد.

خصیصه دوم در اعتیاد جنسی تکراری شدن رفتار است به عبارتی شخص به رفتار جنسی خود برای ارضاء ادامه نمی دهد بلکه  هدف تحریک شدن هرچه بیشتر است و بدین شکل این اعتیاد به تداخل با برنامه های روزانه می انجامد و عملکرد اجتماعی و فردی را مختل می کند ولی با وجود این عوارض رفتار تداوم  پیدا می کند .

بنابراین خصیصه سوم ، از دست دادن کنترل (اجبار) شخص با وجود مشکلات حاصل است که کماکان به رفتارهای تکراری خود شامل تحریک پذیری بالا بدون احساس رضایت،... ادامه می دهد و  نمی تواند رفتار را متوقف کند با اینکه هر روز وقت بیشتری را برای متوقف کردنش  اختصاص می دهد .

خستگی خصیصه چهارم اعتیاد جنسی است . شخص که دچار احساس گناه و شرمساری از رفتار شدید و غیر قابل کنترل خود و آسیب هائی که به دیگران می زند است، کاملا خسته وسرخورده می شود.

در کل براي معتادان جنسي تجربه‌ي اعتياد به واسطه‌ي يك چرخه‌ي چهار مرحله‌اي رشد مي‌كند كه با هر دور تكرار آن شديدتر مي‌شود:

مشغوليت ذهني : ذهن معتاد كاملا" لبريز از افكار جنسي است. اين حالت ذهني موجب تلاش وسواسي براي تحريك جنسي مي‌شود.

آداب و عادت سازي : همان روال كار هميشگي هر معتاد است كه منتهي به رفتار جنسي مي‌شود . آداب عمل معتاد موجب تشديد مشغوليت ذهني گرديده و باعث بيداري و تحريك جنسي مي‌شود.

رفتار جنسي وسواس گونه : ارتكاب  فعل جنسي، كه غرض نهايي مشغوليت ذهني و آداب سازي‌ها است برای  معتاد قابل كنترل يا توقف نیست . 

يأس و ملالت : احساس شديد نوميدي كه معتاد در رابطه با رفتار و عجز و ناتواني خود دارد.

احساس درد و رنجي كه معتاد در پايان هر دور از چرخه‌ي اعتياد متحمل مي‌شود، ممكن است با مشغوليت ذهني مجدد كه چرخه‌ي اعتياد را از نو به كار مي‌اندازد، تسكين يافته يا فراموش گردد.

می توان گفت ، مشکل اساسی  این است که شخص این برداشت را دارد که خيلي با مردم عادي متفاوت نيست ؛چون معتادان نمی توانند بر يك دسته از رفتارها ثابت قدم بمانند پس گمان مي‌كنند كه چون رفتارشان هميشگي نيست قادر به كنترل خود هستند و اين‌كار اثر بدي بر زندگي‌آنها  نمي‌گذارد.

این افراداغلب دارای سیکل زياده‌روي جنسي دوره ای (موقعیتی) همراه با وقفه هفتگی وماهیانه هستند مثلا در شهر خود زندگي ظاهرا« طبيعي» دارد اما   دنيايي پنهان براي خود ساخته است. این افراد با خود زیادعهد و قرار می بندند اما  دست از اين‌كار نمي‌كشند، چون اصلاً نمي‌توانند . به شکلی می توان گفت اعتياد  دغدغه‌ي محوري زندگي معتاد می شود.

یکی از ابزارهای مورد استفاده در این حیطه اینترنت است زیرا  در اعتیاد جنسی مجازی شخص در یک محیط کاملا ایزوله (بدون احتمال دستگیری ومشکلات قانونی)در گیر است و از طرف دیگر تنوع بسیار زیاد انتخاب ها هم از نظر نوع ،هم مکان وهم زمان وجود دارد . بسیاری از افرادی که بعلل مختلف در برقراری ارتباط سالم مشکل دارند با استفاده از این  نوع رویا پردازی ها  ساعت ها خود را ارضاء می کنند. بعلت همین عوامل سرعت رشد اعتیاد جنسی به اینترنت بسیار بالا است . افراد وقت زیادی را صرف  اینترنت می کنند و دچار مشکلات مرتبط می شوند.

از نظر متخصصان ، اعتیاد به پورنو یکی از شدیدترین اعتیاد های جنسی ومعادل اعتیاد به کوکایین محسوب می گردد در یک بررسی در سال 2003 نشان دا ده شد که :

•         90% بچه ها ی 8 تا 19 ساله سری به سایت های پورنو زده اند

•         بیشترین سن این مشکل 12 تا 17 سال است

•         12% کل سایت های اینترنت مربوط به پورنو هستند

•         25%کل موتور های جستجو در رابطه با پورنو فعالیت می کنند

مشکلات رفتاری و روانی که در اثر اعتیاد جنسی شکل می گیرد بسیار پیچیده می باشد مانند ایزوله شدن فرد که در ادامه این رفتار بوجود می آید . بسیاری از این افراد از افسردگی واضطراب شدید (بخصوص در رابطه با کشف شدن) در رنج هستند . افکار وسواسی خود کشی حدود  72% ، اقدام به خود کشی17%،در این افراد دیده می شود. اقدام به خود کشی در افرادی که کنترل خود را از دست داده اند بسیار شایع است اعتماد به نفس پائین، شرمساری، نا امیدی وسرخوردگی در این افراد بسیار زیاد است؛  همچنین نداشتن اعتماد در ارتباطات به وفور دیده می شود . ارتباطات ضعیف زناشویی و ضعف در تعهد و صمیمیت با همسر به جهت حالت اجبار موجود در اعتیاد  در بین این افراد ایجاد مشکل  می نماید .بسیاری از وظائف و مسئولیت های خانوادگی مانند ارتباط، عملکرد خانوادگی وزندگی جنسی خانواده  تحت تاثیر قرار می گیرد حتی ارتباط  با فرزندان نیز تحت شعاع قرار گرفته و  معمولا بسیار محدود می شود.

گاهی از اوقات ایجاد محدودیت موقت در اینگونه افراد با افزایش بسیارشدید بعدی  همراه خواهد بود و با وجود اینکه اینگونه افراد از نظر جنسی بسیار فعال می باشند اما اطلاعات جنسی بسیار ضعیفی دارند  .

متخصصان برای درمان اعتیاد جنسی از 1- روان درمانی  شامل :شناخت درمانی فردی، گروه درمانی ،برنامه های حمایتی2 -درمان های داروئی استفاده می نمایند/


برچسب‌ها: اعیتاد جنسی, پورنوگرافی
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

آسیب به خود و اعتیاد دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 11:33 بعد از ظهر

 خود زنی و اعتیاد Self harm and addiction   

خودزنی ، انفجار خشم، رفتار جنسی بی ملاحظه، خشونت علیه دیگران ، مصرف بدون لذت مواد مخدر و الکل،  خطر کردن در روابط فردی و اجتماعی، قماربازی، سرقت و جرایم کوچک و بزرگ، هیجان طلبی بی محابا،  همگی رفتارهای پرخطر آسیب به خود هستند!

اما خود زنی اقدامی است عمدی در آسیب رساندن غیر مرگبار به بدن خود در ابعادی غیر قابل قبول برای اجتماع به منظور کاهش فشار روانی که با آسیب بسیار عمده روانی همراه است و رفتارهایی مانند بریدن یا خراش شدید پوست، سوزاندن یا داغ کردن پوست بدن، زدن خود یا کوبیدن سر به دیوار، جلوگیری عمدی از ترمیم زخم، خوردن مواد سمی یا داروها به قصد آسیب به خود، فرو بردن اشیای خارجی به داخل پوست ، مصداقهای آسیب به خود یا خود زنی هستند.

افرادی که اقدام به خود زنی می نمایند اکثراً مبتلا به بیماری های مغزی، عقب ماندگی ذهنی ،مشکلات ارگانیک یا اعتیاد هستند و  خودزنی های مکرر این بیماران  گاهی حتی  به معلولیت منتهی می گردد. طبق بررسی های انجام شده حدود  15 تا 20 درصد نوجوانان در جامعه اقدام به خود زنی می نمایند و اکثریت افراد در سن 14 تا 15 سالگی برای اولین بار اقدام به انجام آن نموده اند . در خانمها اندکی شایعتر است و شیوع آن نیز در حال افزایش است.

تحقیقات بر روی این گروه از بیماران نشان می دهد که اغلب دچار اختلال دیگری نیز از جمله اختلالات خلقی، اختلالات اضطرابی، اختلال وسواسی اجباری، اختلال استرس پس از سانحه، اختلالات تجزیه ای ، اختلالات خوردن، اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت مرزی، اسکیزوفرنیا و اختلال اسکیزوفرنیفرم،  سوءمصرف و وابستگی به مواد،  هستند

عوامل بیولوژیک مانندکاهش سروتونین یا متابولیت های آن در مغز منجر به افزایش رفتارهای تکانه ای می شود بین خود زنی و خشونت به خود و متابولیتی بنام 5HIAA نیز  ارتباطهایی  وجود دارد .داروهای SSRI باعث افزایش خویشتنداری و کاهش خودزنی در این افراد  می شود اختلال سیستم افیونی درون مغز نیز در این اختلال مهم شمرده شده است دو فرضیه در اینمورد وجود دارد

فرضیه اعتیاد: آسیب به خود به افزایش فعالیت سیستم افیونی درونی شده کمک کرده ایجاد  لذت می نماید و اعتیاد آور است .

فرضیه درد: پرکاری سیستم افیونی درونی  احساس بی دردی ایجاد میکند و بدین شکل  تمایل به رفتارهای دردناک و خطر آفرین  افزایش می یابد در ضمن 60  درصد بیماران در جریان خودزنی احساس درد ندارند.

در برخی مصرف کنندگان شیشه نیز رفتارهای تکانه­ای و خشم با افکار پارانوییدی و حتی توهمات و هذیان­ها مرتبط هستند. بیماران دچار حس فراگیر بدبینی بوده و بصورت دفاعی و یا پیشگیرانه اقدام به پرخاش یا آسیب به خود می­کنند. در مصرف کنندگان مواد افیونی نیز بویژه در هنگام توقفِ مصرف، وسوسه خودزنی و آسیب به خود شکل می­گیرد. به همین دلیل گاهی شدت زخم­های ناشی از خود زنی بر بدن معتادان حکایت از دفعات سم­زدایی­های قبلی دارد مصرف کنندگان شیشه مدعی هستند که تحت اثر این ماده کنترل خود را از دست داده و اقدامات ناگواری را تجربه کرده­اند. اشکال در کنترل تکانه یکی از معضلاتی است که درمانگر اعتیاد با آن مواجه است.

خودزنی حتی جنبه­ای پیچیده­تر  نیز دارد  و بسیاری از بیماران ابراز می­دارند که مجروح ساختن خود و مشاهده زخم و خون برای آنها لذت­بخش است و به تسکین آلام آنها منجر می­شود. از طرفی نیز آنرا ابزاری برای انتقام از بستگان و تهدید و ارعاب یا القای حس گناه در آنها می­دانند. بنابرین برخی رفتارهای تکانه­ای دینامیکی پیچیده داشته و براحتی قابل توصیف نیستند.

همانطور که در بالا بیان شد، افراد به دلایلی نظیر  بیان احساساتی که  قادر به بروز آنها نیستند (الکسی تایمی) ، کاهش احساسات دردناک و احساس فشار درونی، احساس خودکنترلی، برگرداندن توجه از  احساسات ناراحت کننده شدید و استرسهای محیطی، شکنجه خود و کاهش احساس گناه، احساس یک حس بجای بیحسی و کرختی ، ..... اقدام به خود زنی می کنند. خودزنی خطرناک است و اشتباه در انجام آن میتواند موجب آسیب شدید جسمی و مرگ گردد، در ضمن موجب میگردد، فرد روش مناسب مقابله با استرس را فرا نگیرد، موجب احساس گناه، افسردگی، و در نهایت تشدید درد روانی اولیه میگردد. متخصصان معتقدند که خودزنی اعتیادآور است.

بیشتر افراد معتاد به مصرف مواد محرک تجربیات مکرر آسیب به خود را دارند در مراکز نگهداری افراد در حال ترک ، اقدام به خودزنی یکی از معضلات مسئولان این مراکز می باشد و گاه برای مهار این رفتار مجبور به بستن بیمار و یا اقدامات مهاری دیگر میگردند . روی پوست دست و پای اکثر افراد سوء مصرف کننده مواد آثار بریدگی با تیغ و چاقو و.. به وفور دیده می شود .

 اکثر خودزنی ها بر روی  اندام فوقانی انجام میشود .وارد کردن آسیب  در چهره، ناحیه تناسلی و چشم ها بسیار بدخیم است. همچنین تغییر مکان خودزنی از ناحیه ای به ناحیه دیگر از دید متخصصان  نشانه نگران کننده ای است و باید جدی گرفته شود.الگوی خودزنی می تواند منظم، تصادفی (غیر منظم) و سمبولیک باشد. نوع منظم پیش آگهی بهتری دارد .اصولاً اقدامات غیر تکانه ای بهتر از تکانهای هستند و نشان از کنترل هیجانی بیشتری دارند  ؛ طول مدت خودزنی خیلی مهم است. می تواند از چند ثانیه تا چند ساعت باشد. زمان طولانی تر با پیش آگهی بهتری همراه است.

وقایع و شرایط  قبل از خود زنی با بعد از آن متفاوت است. شرایط محیطی مانند از دست دادن یک فرد مهم ، شغل و اختلافات بین فردی مثل احساس بی عدالتی،  فشار برای موفقیت، ناکامی در رسیدن به نیازها، تنهایی اجتماعی و نیز شرایط هیجانی و عاطفی مثل خشم، اضطراب، غم و افسردگی، شرم، تحقیر شدن  و شرایط بیولوژیک مثل مستی و مسمومیت، دلیریوم، محرومیت از مواد و خماری از وقایع قبل از آسیب به خود هستند که در بحث درمان باید مورد توجه قرار گرفته و تحلیل شوند.

وقایع بعد از خود زنی  مانند احساسات بعد از انجام خود زنی که  معمولاً رضایت و آرامش است، اقدامات درمانی بعدی برای زخم ها (توسط بیمار) ، کندن و باز کردن زخم ها ، مطلع کردن دیگران از زخم ها و آسیب ، واکنش دیگران به خودزنی نیز از وقایع بعد از خود زنی بشمار می آید که بسیار قابل تامل است.

برای درمان اینگونه افراد درمانگر باید به احساسات خود واقف باشد . درمانگر باید اعتماد فرد را جلب کرده  و برخورد حمایتی با بیمار  داشته باشد.  با بیمار محترمانه برخورد  نماید و اقدام به قضاوت بیمار نکند ،  سعی کند به بیمار امید داده و از احساسات بیمار  ابراز تعجب و نگرانی بیش از حد نکرده،  به جزئیات رفتار توجه بیش از حد نشان ندهد ، بهتر است از کلمه ”خودکشی“ استفاده نکند .درمانگر میتواند به بیمار اطمینان دهد که دلیلی برای احساس شرمندگی وجود ندارد و اینکه تاحدی می تواند احساساتش را درک کند ( نه صد در صد) و قصد کمک به او را دارد و نه سرزنش کردن.

برای شروع درمان این مشکل در درجه اول باید فرد مصرف کننده مصرفش قطع شود و درمانگر باید علت  خودزنی بیمار را از بیمار بپرسد . باید بفهمد خودزنی و آسیب چه احساسی به او میدهد؟ احساسات برانگیزاننده (خشم، ترس، شرم، گناه، پوچی، ...) شناسایی کند. کمک کند بیمار احساسات  خود را بشناسد و اینکه چرا این احساس را دارد؟

تاریخچه زندگی بیمار را در طی مصاحبه موردبررسی قرار دهد و در مورد محیط زندگی بیمار و اطرافیانش اطلاعاتی بدست آورد. صرف ارزیابی در برخی بیماران به بهبود منجر می شود (reactivity effect) از رفتارهای بیمار چارت و جدول تهیه کند. پایش (monitor) علایم به تقلیل آنها کمک می کند ،ارزیابی را برای چند هفته بسته به شدت علایم ادامه داده و به درمان بیماریهای همراه توجه نماید.

 در کل در مواجه با خود زنی می توان  از ارزیابی صحیح، قرارداد درمانی، آموزش مهارتهای جایگزین، مداخلات شناختی، درمان تروماهای زمینه ساز و  دارودرمانی استفاده کرد .


برچسب‌ها: آسیب به خود, خودزنی
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |

اعتیاد در زنان چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 11:58 بعد از ظهر

بنام خدا

حضور زنان در کلینیکهای درمان اعتیاد هر روز پر رنگ تر از قبل می شود گرچه سهم زنان در اعتیاد و مشکلات وابسته به آن در آمارها به خوبی روشن نیست  اما زنان هر روز بیشتر از قبل گرفتار اعتیاد و عوارض و پیامدهای آن می شوند.در اعتیاد زنان مسئله مهم و قابل توجه میزان آسیب وارده و شدت آن است،  زنان معتاد نسبت به مردان معتاد مشکلات جسمی و روانی شدیدتری را تجربه می کنند و بر اساس آمار جهانی، اعتیاد در زنان، عوارض خطرناک تری نسبت به مردان ایجاد می کند  این گروه نسبت به سایر همجنسان خود  نیز در معرض خطرات بیشتری در حوزه بارداری ناخواسته، سقط جنین ، ابتلا به عفونت HIV و حتی یائسگی زودرس هستند .

زنان معتاد در معرض خطر ابتلاء به اختلالات روانی بالاتری نیز قرار می گیرند اختلالاتی از قبیل افسردگی، اضطراب، اقدام به خودکشی، بیماریهای سایکوتیک ، حمله های وحشت ، افت اعتماد بنفس  ،خودپنداره ضعیف و سطوح بالای فشار روانی.

خانم م. ک یکی از دلایل خود برای ادامه مصرف را افسردگی زیاد عنوان کرده و بر این باور بود که به جهت مصرف 5 گرم تریاک در روز قادر به انجام کارهای خانه بوده والا افسردگی به او مجال انجام کاری را نمی داده است . انزوا طلبی و گریه در طول 20 سال اعتیاد او ادامه داشته و هرگز برای درمان افسردگی خود اقدامی ننموده است.

از دیگر عوارض اجتماعی اعتیاد زنان  متلاشی شدن خانواده است.  زنان  معتاد به سرعت خانواده خود را از دست داده و طرد می شوند و به علت عملکرد اجتماعی و مهارتهای ارتباطی ضعیف ، مستعد از دست دان اعتماد بنفس هستند که در روابط عاطفی و ارتباطی شان تاثیر گذارده آنها را به سوی طلاق و یا جدا  شدن از خانواده و دوستان سوق می دهد .

متاسفانه  جامعه اعتیاد را در زنان غیر اخلاقی می داند، در حالیکه  اعتیاد را در مردان یک نوع بیماری فرض می کند. در مورد زنان معتاد شرایط به شکل دیگری است، نگرش به اعتیاد زنان بسیار منفی تر و سختگیرانه تر از مردان است ؛ در واقع نگرش های اجتماعی منفی موجود درباره رفتار غیر اخلاقی زنان معتاد، سدی بزرگ در راه درمان آنها محسوب میگردد،  چرا که زنان با درونی نمودن این نگرش که اعتیاد به نوعی  تزلزل چهارچوبهای اخلاقی در آنهاست از درمان خود اجتناب می نمایند و احساس  شرمساری و گناه می کنند.

مانع دیگر در اقدام به درمان در زنان معتاد  کمبود منابع مالی و عدم حمایت خانواده از آنها می باشد . در حالیکه خانواده از اقدام به درمان مردان به دفعات حمایت می کند در مورد زنان معتاد این مسئله حاکم نیست و پرداخت هزینه های درمانی برای زنان بسیار سخت است .

خانم م . الف  : یکی از موانع خود را در مراجعه به مراکز درمانی عدم حمایت اقتصادی خانواده از او برای درمان ذکر کرد به گفته این بیمار ، انگیزه برای درمان از مدتها قبل در او بوجود آمده  اما به علت نداشتن منابع مالی کافی توان مراجعه را نداشته و بالاجبار به رابطه خود با یک مواد فروش ادامه می داده است .

در درمان اعتیاد، زنان  پیش آگهی بهتری نسبت به مردان دارند و این مساله باعث بوجود آمدن امیدواری بیشتری در درمان زنان معتاد  می شود . اما همانطور که ذکر شد زنان از موانع متعددی برای ورود به  درمان برخوردار هستند .

از عوامل موثر در تمایل زنان به مصرف مواد مخدر و اجتناب از درمان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 – عدم یاگیری مهارتهای زندگی و رشد نکردن مهارتهای لازم برای موفقیت در زندگی

2 - فقدان قابلیت و توانایی فردی برای کسب پایگاه اجتماعی 

3 - احساس  ناکامی در محیطهای رقابتی و به دنبال آن، احساس ناتوانی در بدست آوردن موفقیت شغلی ، احساس ناامنی، خشم ،خصومت و بی اعتمادی در خانواده، محل کار وتحصیل.

4 – فشار زیاد گروه همسالان و استفاده از مواد جهت پذیرفته شدن در گروه

5 - زندگی با یک مرد معتاد ( پدر، برادر، شوهر ) نیز از مهمترین علل گرایش زنان به مواد مخدر است.

6 – زنان معتاد میزان بالایی از خشونت را تجربه می کنند که این خود می تواند دلیل بر اعتیاد و ادامه مصرف در آنها باشد.

7 - مشکلات و اختلالات روانی زنان معتاد در مقایسه با دیگر زنان، بیشتر است. تحقیقات و تجارب بالینی حاکی از وجود اختلالات افسردگی و اضطراب، بعنوان شایع ترین بیماری در نزد زنان معتاد به مواد مخدر است. مطالعات نشان داده است رفتارهای خودکشی، آسیب پذیری بالا و عزت نفس پایین در زنان معتاد بسیار بیشتر از دیگران است و حتی بسیاری از زنان، گرفتار مشکلات بازگشت افسردگی مزمن می شوند.

8 – نگرش جامعه به نقش زن بعنوان همسر، مراقبت کننده و پایه و اساس اخلاق در خانواده و منفی تر شدن نگاه جامعه،  به اعتیا د زنان و همچنین سایر نگرش های اجتماعی درباره ناپسند تر بودن اعتیاد زن، یک مانع عمده درمان آنها محسوب می شود.

9 – عدم حمایت خانواده از درمان زنان و برچسبهای گوناگون در حیطه اعتیاد زنان و عدم درک و پذیرش و همدلی با آنها نیز به عنوان مانعی در مراجعه برای درمان محسوب می گردد.

10 – عدم وجود سرویسهای خاص زنان برای برطرف کردن نیازهای اختصاصی آنها حین درمان و تعداد ناکافی گروههای امداد رسانی فعال در این حیطه باز هم از دلایل حضور محدود زنان برای درمان است.

در ایران، مکانهای محدودی برای ارائه خدمات اختصاصی به زنان معتاد اختصاص داده شده است و بیشتر خدمات و مراکز فقط به مردان اختصاص دارند. لیکن با توجه به اینکه مصرف مواد در زنان، ناهنجارتر از مردان تلقی می گردد، زنان معمولا از مراجعه به مراکز درمانی معتادان که بیشترین مراجعه کنندگان آن ها مردان هستند اکراه دارند.  و به واسطه همین اکراه در مراجعه شیوع اعتیاد در زنان کمتر از میزان واقعی تخمین زده می شود.

تحقیقات نشان می دهد اکثر زنان معتادی که در تهران، به اعتیاد گرفتارند، کارتن خواب هستند و بدون داشتن مهارت شغلی زندگی می گذرانند . زنان معتاد اغلب بی سواد یا کم سواد بوده و تجربه ازدواج در سن پایین را داشته‌اند. بخش زیادی از این گروه از زنان به صورت انتخابی یا اجباری خانواده را ترک کرده‌اند. لذا از حمایت‌های خانواده نیز بهره‌ای نمی‌برند و حتی بعد از ترک مصرف مواد مخدر مایل به بازگشت به خانواده نیستند. برخی از این زنان  نیز با همسران و یا والدین خود مواد مصرف می کنند که این نیز نیازمند آسیب شناسی و علت شناسی است .

به گفته خانم ت .س : تمام اعضای خانواده او شامل 2 خواهر و 2 برادر به همراه والدینشان مصرف کننده بوده و به صورت خانوادگی 3  بار در روز تریاک مصرف می کردند و به همین جهت هیچکدام قادر به ترک نبوده اند زیرا نشانه های مصرف در تمام اوقات روز در منزل موجود بوده است.

با توجه به اهمیت این مقوله غفلت و یا توجه محدود به این حوزه در آینده ای نه چندان دور عواقب ناگواری را برای جامعه بدنبال خواهد داشت . بنابراین وقت آن است که برای رفع این معضل اجتماعی، تدابیری اساسی اندیشیده شود و به اعتیاد زنان با نگاه جدی تری بنگریم.

 پایان                      


برچسب‌ها: ز نان
نوشته شده توسط رکسانا کارخانه  | لینک ثابت |